(مَن يُعَظِّمْ شَعائِراللّه فَاِنَّها مِن تَقْوى القُلوبِ . . .) خوشا به حال كسى كه شعائر دين خدا را بزرگ و محترم شمارد; زيرا اين صفت، ويژگى دل هاى پرهيزگار است. هشتم ربيع الاول شهادت مظلومانه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام)آغاز دوره ى امامت امام مهدى (عج)، از حوادث مهم و حساس تاريخ تشيع به شمار مى رود. با گرامى داشت خاطره ى اين روز باشكوه، مطلب زير را با هدف آشنايى بيشتر با شخصيت آخرين حجت خدا در روى زمين و اظهار ارادت به پيشگاه آن حضرت تقديم مى داريم. اميد است هميشه ياد آن عزيز پنهان در پس پرده ى غيبت را در دل هايمان زنده داريم و از وظايف خطير خويش در اين دوره ى سرنوشت ساز غافل نباشيم.
اصل امامت:
مقوله ى امامت و جانشينى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، همواره به عنوان يكى از مباحث مهم اعتقادى مسلمانان در طول تاريخ مطرح بوده است. در ديدگاه شيعه، اهداف نزول كتاب هاى آسمانى و ارسال پيامبران الهى، هنگامى به طور كامل تحقق مى يابد كه ختم نبوت با نصب امام معصوم همراه باشد. امام همه ى ويژگى هاى پيامبر به جز دريافت وحى را داراست كه با ولايت تكوينى (قدرت بر تصرف در نظام هستى) و ولايت تشريعى (تبيين و تفسير آيات و احكام الهى) و از بين بردن نارسايى هاى موجود، زمينه را براى رسيدن انسان به كمال معنوى فراهم مى كند.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، در سال دهم هجرى، هنگام بازگشت از حجة الوداع، با نازل شدن آيه ى «اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتى»() از سوى خداوند مأمور شدند در محلى به نام «غدير خم»، انتصاب على بن ابى طالب (عليه السلام)به مقام امامت را به آگاهى مردم برسانند. ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى; تفسيرگر و تاريخ نگار نام دار اهل سنت در اشاره به اين واقعه مى نويسد: «پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ]در منطقه ى غدير خم[ فرمودند: جبرييل از سوى خداوند دستور آورد كه در اين جايگاه بايستم و به سفيد و سياه اعلام كنم كه على بن ابى طالب (عليه السلام)، برادر من، وصى من، جانشين من و امام پس از من است»(). البته آن چه گفته شد به اعلام همگانى و رسمى و بيعت گرفتن از مردم مربوط است; زيرا رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در دوران رسالت، بارها با بيان تعداد امامان و نام بردن از آنان، مسأله ى امامت را تبيين كرده بودند. هنگامى كه آيه ى «يا ايها الذين امنوا اطيعواللّه و اطيعوالرسول واولى الامر منكم»() نازل شد، جابر بن عبداللّه انصارى از پيامبر پرسيد: «اولى الامر» كه اطاعت شان در رديف اطاعت شما به حساب آمده است، چه كسانى هستند؟ پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)در پاسخ فرمودند: «آنان جانشينان من و پيشوايان مسلمانان هستند. نخستين آنان، على بن ابى طالب و پس از او فرزندش، حسن و . . . به اين ترتيب يكايك ائمه ى اطهار (عليهم السلام) را نام بردند. هنگامى كه به امام دوازدهم رسيدند، با اين تعبير از ايشان ياد كردند كه: «ثم سّمى محمّد و كنيّى حجة اللّه فى ارضه و بقيّة فى عباده ابن الحسن بن على . . .; سپس هم نام محمّد، هم كنيه ى من، حجة اللّه و بقية اللّه در بين مردمان، فرزند حسن به على (عليه السلام)هستند . . .».
ويژگى هاى حضرت مهدى (عج):
تحصيل كمال واقعى انسان، پس از ختم نبوت، به پيروى از رهنمودهاى امام هر عصر وابسته است كه پيروى نيز بدون معرفت و شناخت امام ممكن نيست. از اين رو، شناخت ويژگى ها و اوصاف ائمه ى اطهار(عليهم السلام)در سير تكامل فردى و اجتماعى افراد و تحقق ايمان صحيح اهميت دارد. به گونه اى كه با تعابير گوناگون از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)روايت شده است:
ادامه مطلب...
ثور - کوه ثَور کوهی مشهور که در شهر مکه قرار دارد-ويکی شيعه
غار ثور - کوه ثور - دانشنامه رشد
رفتن پیامبر به غار ثور در جریان هجرت - دائره المعارف طهور
غار ثور - ویکی فقه
كوه ثور
آیا در غار ثور، ابوبکر به همراه پیامبر(ص) بوده است؟ - گنجینه ...
چهارربیع الاول بيرون آمدن پيامبر اسلام از غار ثور پس از سه شبانه روز و حركت به سوي مدينه (1ق)
پيامبر اكرم(ص) پس از سه شبانهروز مخفي بودن درغار ثور، در روز چهارم ربيعالاول سال اول هجرت به سوي مدينه حركت نمود. آن حضرت را درغار ثور، ابوبكر بن ابي قحافه همراهي ميكرد. حضرت علي(ع) و برخي از نزديكان پيامبر(ص)، شبانه به اين غار رفت و آمد ميكردند. پس از هجرت پيامبر اكرم(ص) از مكه، حضرت علي(ع) سفارشها و خواسته هاي آن حضرت در مكه را برآورده نمود و خانواده پيامبر اكرم(ص) را به سوي مدينه به حركت درآورد.
کوه ثور (اطحل)، کوهی مشهور در جنوب مکه و مسجدالحرام [۱] [۲] [۳] [۴] است و در راه یمن قرار دارد. [۵]
۱ - موقعیت جغرافیایی کوه ثور
۲ - علت شهرت کوه ثور
۳ - نام دیگر کوه ثور
۴ - وجه تسمیه کوه به ثور
۵ - نام غیر مشهور کوه ثور
۶ - راه قدیمی کوه
۷ - فاصلهی کوه ثور تا مکه
۸ - دلیل تبرک کوه ثور
۹ - کوه دیگری همنام با کوه ثور
۱۰ - غار ثور
۱۰.۱ - مکان غار
۱۰.۲ - شکل ظاهری غار
۱۰.۳ - واقعه تاریخی غار ثور
۱۰.۴ - ذکر غار ثور در قرآن
۱۰.۵ - مسیر ورود به غار ثور
۱۰.۶ - ورودیهای غار
۱۰.۷ - اندازه غار
۱۱ - همجواری غاری کوچک با غار ثور
۱۲ - یاد کردن غار ثور به عنوان مسجد
۱۲.۱ - وقوع معجزاتی در درون غار
۱۲.۲ - ستونی در پایین غار
۱۳ - اشتباه مورخان
۱۴ - منابع برای مطالعه
۱۵ - پانویس
۱۶ - منبع
در جنوب شرقی مسجد الحرام و در فاصله نسبتاً دوری از شهر مکه، سه کوه متصل به یکدیگر وجود دارد که در سومین کوه غاری است به نام «ثور».
![]() |
زمانی که مشرکان مکه قصد کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را داشتند، پیامبر علی بن ابیطالب علیه السلام را به جای خود در مکه گذاشت و خود به امر خداوند از خانه خارج شد. در بین راه ابی بکر نیز به ایشان پیوست و از شهر خارج شدند. پیامبر برای مخفی نگاهداشتن مسیر، به جای حرکت به سوی شمال مکه که به یثرب میرفت، راهی جنوب مکه شد و به غار ثور که در دل کوه ثور قرار داشت پناه برد. آنان به مدت سه روز در آن غار مخفی بودند.
مشرکان در پی پیامبر تا نزدیکی غار ثور آمدند، اما به اعجاز الهی، عنکبوتان تارهایی را بر در غار تنیدند و مشرکان گمان کردند سالهاست کسی به داخل غار نرفته، و از رفتن به درون آن منصرف شدند. در قرآن از این غار یاد شده است.
منابع:
آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 100
غار «ثور» غاري است كه در كوه «ثور» واقع شده است.
«کوه ثور» کوهی مشهور و بزرگتر از «کوه حراء» در جنوب شرقی «مسجدالحرام»در راه طائف و در فاصلهي دورتر نسبت به شهر مکه واقع شده است.[1]
کوه ثور از سه کوه متصل به هم، شکل یافته است که در سومین آنها غار ثور واقع شده است و در منابع آمده است که نام این کوه «اطحل» بوده است، آورده اند که "ثور بن عبدالمناه" از اشراف قریش در آنجا زاده شده است[2] و به خاطر همین عده ای نام این کوه را برگرفته از نام "ثور بن عبدالمناه" میدانند.
در جایی دیگر آمده است که[3] بلندی این کوه مانند شاخهای گاو است به این علت کوه را «ثور» یعنی «گاو» میخوانند.[4]
شهرت این کوه به سبب غاری است که پیامبر(ص) در آغاز هجرتش از مکه به مدینه در «لیلةالمبیت»برای رهایی از دست مشرکان به آن پناه برد و سه شبانه روز در غار ثور، معجزه آسا اقامت گزید.
اما غار حراء،كه يكي ازمكانهاي مقدس مكه است،در كوه حرا واقع شده است.
کوه حرا به نام «جبل النور»،«جبل القرآن »و«جبل الاسلام »نیز معروف است.این کوه که یکی از مکانهای مقدس مکه و از آثار مذهبی باقیمانده از عصر رسالت به شمار می رود،در شمال شرقی مکه،در مسیر جاده ای واقع شده که به سمت عرفات می رود و در فاصله 5/1 کیلومتری سمت راست آن جاده قرار دارد.
حدود پنجاه متر مانده به قلّه كوه،غار حرا قرار دارد و فضای آن گنجایش تقریبی پنج نفر نشسته را دارد.ارتفاع غار نیز به اندازه قامت یک انسان است.
غار حرا محل عبادت رسول خدا-ص-بوده و آن حضرت روزهایی از ایام سال،به ویژه ماه مبارک رمضان را در آنجا بسر می برده است.در همین غار بود که نخستین بار بر رسول خدا -ص- وحی نازل گردید و آیات آغازین سوره علق برای آن حضرت خوانده شد.از این رو، این غار از جمله بهترین و متبرک ترین نقاط مکه محسوب می شود و مسلمانان آگاه و توانمند برای زیارت بدانجا می روند.
کوه ثبیر نیز که در برابر کوه حرا در سوی دیگر جاده قرار دارد،از مکانهای مقدس به شمار می رود.گفته اند که خداوند از این کوه گوسفندی را برای ذبح نزد اسماعیل-ع-فرستاده است. [5]
دولت سعودی به دلیل داشتن باورهای مذهبی ویژه خود،کمترین اعتنایی به متبرک بودن این کوه نداشته و در بهبود شرایط آمد و شد به آنجا اقدامی نمی کند.
بنابراين فرق اين دو غار در اين است كه غار ثور در كوه ثور در سمت جنوب شرقي مسجدالحرام واقع شده است و محل مخفي شدن پيامبر(ص) در هنگام هجرت به مدينه بوده است ولي غار حرا در كوه حرا يا جبل الرحمة در سمت شمال شرق مكه واقع شده و محل عبادت پيامبر(ص) قبل از بعثت و همچنين محل نزول نخستين وحي بر پيامبر(ص) بوده است.
پي نوشتها:
1. ازرقی، عبدالله؛ اخبار مکه، بیروت، چاپ رشدی، ج2، ص294
2. ابن حزم اندلسی، علی بن احمد، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، بیروت، دارالندوه الجدیه، ص201.
3. یاقوت حموی، شهاب الدین؛ معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، ویراستاري محمد جوزی و نادر کریبیان، تهران، سازمان میراث فرهنگی و پژوهشگاه، 1380، ص283.
4. همان، ص284
5. آثار اسلامي مكه و مدينه،رسول جعفريان،ص158.
رفتن پیامبر به غار ثور در جریان هجرت
پس از خروج پیامبر به سمت مدینه مشرکین که بار دیگر خود را شکست خورده و نقشه شان را نقش برآب می دیدند با سرعت به این طرف و آن طرف رفته و در کوهها و دره ها به جستجوی پیامبر (ص) پرداختند.
در پاره ای از روایات آمده است: در میان قریش مردی بود به نام «ابوکرز» در برخی روایات سراقه گفته شده او از قبیله خزاعه بوده و در شناختن رد پای افراد مهارتی بسزا داشت، به همین جهت چند نفر از مشرکین سراغ او رفتند و از وی خواستند تا رد پای رسول الله (ص) را بیابد ابوکرز اثر قدم های رسول الله (ص) را از در خانه آن حضرت نشان داد و به دنبال آن همچنان پیش رفت تا جائی که ابوبکر به آن حضرت ملحق شده بود. در این هنگام گفت: «در اینجا ابی قحافه (پدر ابوبکر) یا پسرش نیز به او ملحق شده!»
آنها به دنبال رد پاها همچنان تا در غار پیش آمدند، پیامبر و ابوبکر در غار ثور بودند و از شکافی که از آن وارد شده بودند بیابان و صحرا را می نگریستند، به فرمان خداوند متعال عنکبوتی بر در غار منزل کرده و تار تنیده بود و کبکهائی در آنجا تخم گذاشته بودند بترتیبی که هر کس این صحنه را می دید یقین می کرد سالها کسی از این شکاف عبور نکرده و داخل غار از وجود هر جنبنده ای خالی است.
ابوکرز که تا کنار شکاف غار رد پاها را دنبال کرده بود همانجا ایستاده و گفت: «محمد و رفیقش از اینجا نگذشته اند و داخل این غار هم نشده اند زیرا اگر درون آن رفته بودند این تارها پاره می شد و این تخم ها می شکست، دیگر نمی دانم؛ یا در اینجا به زمین فرورفته اند و یا به آسمان صعود کرده اند!» این شد که عده ای از مشرکین از مقابل غار بازگشته دوباره در بیابان در جستجوی رسول الله (ص) پراکنده شدند و عده ای دیگر در اطراف غار به جستجو پرداختند. در این هنگام ابوبکر ترسید و مضطرب شد و چنانچه خداوند متعال در سوره ی توبه آیه 39 فرموده است؛ رسول الله (ص) برای اطمینان خاطرش به او گفت: «لا تحزن ان الله معنا» یعنی: «محزون مباش بدرستیکه خداوند با ما و به همراه ما ست». (توبه/ 39). و در پاره ای از روایات آمده است ابوبکر با شنیدن این سخن اطمینان بخش نیز آرام نگرفت، در این وقت یکی از مشرکین روبروی غار نشست تا بول کند، پیغمبر برای دلداری ابوبکر به او فرمود: «اگر اینها ما را می دیدند این مرد اینگونه در برابر غار برای بول کردن نمی نشست». و در روایت دیگری در سیره النبویه ی ابن کثیر ج 2- ص 243 چنین می خوانیم: وقتی رسول الله (ص) دید ابوبکر آرام نمی شود به او فرمود: «نگاه کن» و از طریق اعجاز به او دریا و کشتی ای در یک سوی غار نشان داد و به او فرمود: «اگر اینها داخل غار شوند ما سوار بر این کشتی شده و خواهیم رفت».
باری رسول الله (ص) سه روز در غار ثور بود و در این مدت عده ی کمی از محل اختفای ایشان خبر داشتند و همان عده برای ایشان و ابوبکر غذا آورده و اخبار مکه را به اطلاع آن جناب می رساندند. یکی از ایشان علی (ع) بود. او هر روز به غار آمده و شتر و راهنمای راه به منظور هجرت به مدینه را نیز او تهیه فرمود. دیگری طبق برخی نقل ها «عامر ابن فهیره» بود. او طبق گفته ی ابن اسحاق و واقدی و اسکافی و... آزاد شده ی رسول الله بود اما در برخی کتب او را غلام ابوبکر و آزاد شده ی او خوانده اند. شخص سومی که در برخی کتب نام برده شده اسماء دختر ابوبکر است. گفته شده او هر شب به غار آمده و برای رسول الله (ص) و ابوبکر غذا می آورد؛ اما این سخن مورد قبول همگان نیست به عنوان مثال در سیره ی حلبیه ج 2 ص 51 آمده است «خانواده ابوبکر از مکان رسول الله(ص) و ابوبکر خبری نداشتند تا اینکه هاتفی از جن خبر داد: ایشان در غارند» و در احتجاج طبرسی از قول امیرالمومنین آمده است که خطاب به مسلمین فرمود: «آیا کسی در میان شما جز من هست که وقتی پیامبر در غار بود برای او غذا برده و اخبار (مکه) را به اطلاع ایشان رسانده باشد؟» در این هنگام مردم پاسخ دادند: «خیر (جز تو کسی چنین کاری نکرد)».
از این اخبار علاوه بر اینکه فهمیده می شود ادعای بردن غذا توسط اسماء کذب است دانسته می شود نقلهای گفته شده مبنی بر رساندن اخبار مکه توسط عبدالله ابن ابی بکر به پدرش (ابوبکر)، در مدت در غار بودن او نیز دروغ و ساخته گی است و این نیز از فضیلت تراشی هایی است که در مقابل فضائل حقیقی امیرالمومنین برای دشمنان ایشان بافته شده. در هر صورت رسول الله (ص) به همراه ابوبکر سه روز در غار ثور ساکن بود و در این مدت مشرکین هر جائی را احتمال می دادند پیغمبر خدا(ص) به انجا رفته باشد زیرپا گذاشتند و چون اثری از آنحضرت نیافتند تدریجا مایوس شده و موقتا از جستجو و تفحص دست کشیدند اما جایزه ی مخصوصی برای کسی که رسول الله (ص) را بیابد و تحویل دهد معین کردند؛ آن جایزه «یک صد شتر» بود این مقدار شتر جایزه ی بزرگی برای اعراب به حساب می آمد. البته با گذشت چند روز معلوم شد تعیین جایزه نیز برای یافتن مخفی گاه رسول الله فایده ای ندارد و یاس مشرکین از یافتن رسول الله (ص) سبب شد تا از جستجوی بیشتر باز مانده و امنیت مجددا به راه ها بازگردد.
رسول الله (ص) با دیدن این شرایط طبق طرح قبلی از غار بیرون آمده و راه مدینه را پیش گرفت. البته برای این منظور به دو چیز نیاز داشت یکی مرکب و دیگری راهنمای راه. به همین منظور علی (ع) مامور شدتا شتران و راهنمائی را آورده و تحت اختیار رسول الله (ص) قرار دهد. ایشان نیز اطاعت امر کرده و روز سوم سکونت در غار؛ شتران را به همراه راهنما بر در غار آورد و رسول الله و همراهانش سوار بر شتران شده و راه مدینه را پش گرفتند. برخی از تاریخ نگاران نیز نوشته اند ابوبکر قبلا سه شتر را به همین منظور خریداری و آماده کرده و دخترش اسماء نیز به هنگام خروج از غار برای ایشان آذوقه آورد اما این سخنان بنا به آنچه گذشت مردود بوده و صحیح نمی باشد. با این وجود اگر این خبر را بپذیریم ناگزیریم ادامه اش را نیز بپذیریم و ادامهی آن طبق گفته ی همه کسانی که آنرا نقل کرده اند چنین است: هنگامی که رسول خدا (ص) خواست حرکت کند ابوبکر یا عبدالله ابن ارقط که همان راهنمای راه بود شتر را پیش آورد تا آن حضرت سوار شود ولی رسول الله (ص) از سوار شدن خودداری کرده و فرمودند: «شتری که از آن من نیست سوار نمی شوم» و بالاخره پس از مذاکره، رسول الله (ص) آن شتر را از ابوبکر خریداری کرد و سپس سوار شد و به راه افتاد.
منـابـع
جعفر مرتضی عاملی- الصحیح من سیرهالنبی الاعظم (ص)- جلد 4
سیدهاشم رسولی محلاتی- درسهائی از تاریخ تحلیل اسلام- جلد 4
اين مطلب درفهرست موضوعات وبسايت-رديف: چــــهــــارده مـــعـــصــــوم ، وقایع ورویدادهای قمری
تشیع انگلیسی، اسلام آمریکایی / فرهنگ عزاداری و تهدید فرقه سازان / نمازجمعه تهران / فیلم سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی / لینک مستقیم دانلود
عده ای داریم به تعبیر امام، اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبری شیعه انگلیسی، مراقب تشیع انگلیسی که از لندن تغذیه می شود باشید… کسانی به حضرت اباعبدالله و حضرت محسن ارادت و ایمان داشتند که در خیبر و بدر ۷۲ ساعت زیر بمباران شیمیایی حسین حسین می گفتند نه شما نامردها، نه تو شیعه انگلیسی و مداح مفت خور… با یک پدیده ای مواجه هستیم به نام شیعه لندنی که به اندازه وهابیت خطرناکند. امروز اینها شبکههای ماهوارهای راه انداختهاند و در مشهد و قم و اصفهان و نجف در حال تربیت طلبهاند… اینها همانهایی هستند که وقتی ۱۵ خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمیگیریم گفتند خمینی (ره) سیاسی است…. اینها حاضرند با شاه و آمریکا و اسرائیل و صدام بسازند اما در مورد [امام]خمینی و [امام]خامنه ای و مطهری تا لعن هم پیش می روند..
استاد حسن رحیم پور ازغدی
در طول یک دهه اخیر، رحیمپور دشمنان و مخالفان زیادی برای خود ساخته است. او به صورتی صریح، با چندین جریان معرفتی در عرصه عمومی، دست به گریبان شده و به نقّادی شجاعانه و عالمانه آنها همّت گمارده است. در عین حال، او از تجربه کشمکشها و منازعههای طاقتفرسای مطهری با این جریانهای معرفتی درسها آموخته و میداند به زودی باید هزینه گفتههای صریح و شفاف خود را بپردازد. رحیم پور ها عصبانیت دشمن از خود را به مثابه برخورد تیر به هدف مورد نظرشان تلقی میکنند و جز انجام وظیفه و تکلیف چیزی در سر نمیپرورانند و همین امر باعث شده است که در کنار دانشمندان هستهای در لیست ترور قرار گیرد.
استاد حسن رحیم پور ازغدی که سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران بود، در ادامه سلسله مباحث بازار اسلامی، در بخشی از سخنانش اشاره ای به حواشی سخنرانی اخیرش در مورد آسیب شناسی عزاداری پرداخت. سخنرانی که در آن به تبیین برخی انحرافات در عزاداری های حضرت اباعبدالله پرداخته شده بود.
تشیع انگلیسی، اسلام آمریکایی / فرهنگ عزاداری و تهدید فرقه سازان / نمازجمعه تهران / فیلم سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی
مدت زمان : ۵۲ دقیقه
کیفیت : WebRip (خیلی خوب) – [ریلیز اختصاصی مبین مدیا]
حجم کل : ۳۴۰ مگابایت
زمان و مکان سخنرانی : نماز جمعه تهران – دانشگاه تهران – ۱۳۹۳/۰۸/۲۳
پیشنهاد ویژه مبین مدیا: این سخنرانی پرشور، کوبنده و افشاگر را به هیچ وجه از دست ندهید!
جستجوهای ورودی:
- سخنرانی آقای ازغدی
- دانلود سخنرانی جمعه رحیم پور از اپارات
- سخنرانی ازقندی در نمازجمعه آبان ۹۳
- سخنرانی دکتررحیم پوراز
- سخنرانی رحیم پور ازغدی در نماز جمعه تشیع
- سخنرانی رحیم پور ازغدی در هیات عزاداری
- سخنرانی رحیم پور ازغدی درباره مداح ها
- سخنرانی پور ازغدی
- فیلم حرف جنجالی ازغدی در مورد بدعت گذاشتن حضرت محسن اپارات
- فیلم صحبت های پورازغدی درمورد عزاداری ها بل از خطبه های نماز جمعه اپارات
- نماز جمعه رحیم پور ازغدی
- دانلود تصویری دکتر حسن رحیمی پور
- سخنرانى رحىم پور نماز جمعه
- دانلود سخنان کامل رحیم پور در نماز جمعه
- دانلود سخنرانی رحیم پور ازغدی ۲۳/۸/۹۳
- دانلود سخنرانی رحیم پور ازغدی قبل از نمازجمعه
- دانلود صحبتهای اخیر رحیم پور ازغدی در نماز جمعه
- دانلود متن سخنرانی رحیم پور ازغدی
- دانلود مستقیم سخنرانی نماز جمعه ازغدی
- دانلودسخنان اثبات ولایت فقیه از رحیم پور
پاسخ به ده شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهه اي در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد خواستم به اين شبكه زنگ بزنم و فحشش بدهم ولي با خودم فكر كردم اين در مرامپيروان علي(ع) نيست حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستمتو رو خدا هرچه هم دور بشه طوري نيست فقط يك جواب دندان شكن، به استناد منابع خوداهل سنت بدين تا من جوابشون رو بدم،ممنون
- چرا حضرت علي عليه السلام در آنصحنه(زدن فاطمة الزهرا ) هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟
مراجعه شود به منابعتاريخي
توضيح : در هيچ منبع تاريخي نيامده است كه حضرت علي در آن صحنهاقدامي نمايد ؛ دست به شمشير برده و با قاتلان و مهاجمان در گير شود آيا واقعا عليعليه السلام اين گونه بود؟
۲- چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهرا عليهالسلام انتقام او را نگرفت يا به فكر گرفتن انتقام نبود.؟
توضيح: در هيچمنبعي ذكر نشده كه حضرت علي عليه السلام پس از شهادت دخت گرامي رسول خدا صل اللهعليه و اله جهت خون خواهي و گرفتن انتقام ايشان اقدامي نمايد، واقعا اگر كسي بهحريم خانواده ما چنين تجاوزي بكند امانش مي دهيم ؟ براي سكوت حضرت علي چه توجيهيخواهيم داشت ؟
۳- چرا با قاتلان دختر رسول خدا (ص) ميانه خوبي داشت؟
نهج البلاغه فيض الاسلام ص ۴۱۵ و ۴۴۲
توضيح در مواقع زيادي عمر درزمان خلافت خود براي انجام مشورت به حضرت علي عليه السلام مراجعه مي كند پيشنهاد هاو مشورتها ي كه حضرت علي عليه السلام به ايشان مي دهد مملو و سرشار از محبت وصميميت و احترام مي باشد و هر انسان عاقل و محققي با دنياي ار اوهام و شبهات درمورد حضرت علي عليه السلام مواجه مي سازد. آيا در اين جا هم نياز به تقيهداشت
۴- چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي كرد ؟
نهج البلاغه فيضخطبه ۲۱۹ ص۷۲۱
توضيح : چگونه با كدام عقل و منطق مي توانيم باور كنيم كه عمرفاطمه عليها السلام را به شهادت رسانده آنگاه حضرت علي عليه السلام از قاتل همسرخود فاطمه عليها السلام جلوي مردم تعريف و تمجيد بكند .
۵- چرا حضرت علي حتيدر ايام خلافت و حكو.مت خود هيچ گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد .؟
توضيح : آيا حضرت علي عليه السلام آنقدر بي وفا و بي معرفت بود كه پس ازشهادت همسر خود حتي يك بار هم از شهادت ايشان يادي نكرد ؟ و اگر از آن ياد آوريكرده در كدام خطبه و سخنراني ؟ كدام نامه؟ كدام مجلس و جلسه ؟و كدام منبع و كتاب؟
مراجه شود كتاب كشف الغمه في معرفه الائمه ج ۱ ص ۴۴۰
۶- چرا حضرتعلي عليه السلام سه تن از فرزندان خويش را به نام هاي ابو بكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟
كتاب كشف الغمه ج ۱ ص ۴۴۰ منتهي الامال ج ۳ ص ۱۶۲
توضيح : واقعا شما نام دشمنان يا قاتل همسرتان را بر فرزندانتان مي گذاريد؟ اين كار عليعليه السلام چه توجيهي مي تواند داشته باشد ؟ ايا تقيه مي تواند آن را توجيه كند؟
۷- راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدشبدنيا امده بود به نكاح قاتل همسر خود در آورد؟
وسايل الشيعه ج ۱۵ ص۴۵۷ كتابالطلاق الاستبصار ج ۳ ۳۵۲ الفروع من الكافي ج ۵ ص۳۴۶ جواهر الكلام ج ۳۲ ص۲۷۹
توضيح : در منابع زيادي از كتابهاي اهل تشيع از جمله منابع فوق با صراحتذكر شده است كه عمر داماد حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام است .
زيرا دختر ايشان ام كلثوم در نكاح عمر بوده است بنا بر اين ما از مدعيانشهادت حضرت زهرا مي پرسيم ايا شما مي توانيد دختر تان را به عقد قاتل همسر تان دربياوريد ؟ راستي اگر كسي به ناموس شما چپ نگاه كند چكارش خواهيد كرد ؟ آيا غيرت وشجاعت علي عليه السلام از شما كمتر بود !!
۸- چرا حضرت امام حسن و امام حسينعليهم السلام مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند ؟
توضيح :در هيچ يك از منابع تاريخي شيعه و سني ديده نمي شود كه حضرت امام حسن و حسين عليهمالسلام از شهادت مادرشان توسط عمر يادي كرده باشند پس لزوما آنها به مادرشان عشق وعلاقه اي نداشته اند. و اين در حالي است كه شما در همه ساله براي سالگرد و فاتمادرتان مراسم عزاداري مي گيريد ايا محبت شما به مادرتان از محبت حسن و حسين عليهمالسلام با مادرشان بيشتر است ؟
۹- چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر صسكوت كرده و هيچ اقدامي نكرده ؟
توضيح در كدام كتاب آمده است كه احدي ازمسلمانان در رابطه با قتل حضرت فاطمه به ابوبكر و عمر اعتراض كند ؟ آيا آن همهمسلمانان هيچ كدامشان از اين جريان خبر نشدند ؟ و يا اين كه همه شان طرف دار ابوبكرو عمر و دشمن فاطمه بودند ؟
۱۰- چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بيخبر بوديد و الان بياد تان آمد ؟ تقويم هاي پيش از ۱۳۷۲
توضيح : در سالنامههاي پيش از سال ۱۳۷۲ خبري از شهادت فاطمه عليها السلام نيست
پاسخ:
1) چرا حضرت علي عليه السلام در آن صحنه(زدن فاطمة الزهرا ) هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟
حضرت امیر علیه السلام در ماجرای جانسوز حمله عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها از خود واکنش نشان داده است ؛ ظاهرا این شبهه گران دروغگو حتی کتب خودشان را هم مطالعه نکرده اند که گرفتار این اشتباه فاحش شده اند, ما برای نمونه به دو مورد از منابعی که این واقعه را ذکر کرده اند(از اهل سنت و شیعه) اشاره می کنیم:آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مىنويسد: أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته؛ عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد(الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي –بيروت. )آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد.
سلیم بن قیس نیز می نویسد: با مشاهده ی این جریان( جسارت عمر)، ناگهان علی(ع) از جا بلند شد و یقه ی عمر را گرفت و او رامحکم کشید و بر زمینزد و به بینی و گردنش کوبید و خواست او را بُکشد....،که فرمایش پیامبر و وصیت او را به یاد آورد و فرمود: قسم به خدائی که محمّدرا به پیامبری ارج نهاده است، ای پسر صهاک (منظور عمر است) اگر نبود کتابیاز طرف خدا و نیز عهدی که با رسول الله(ص) کرده، می فهمیدی که نمی توانیداخل خانه ی من شوی!
در اینجا، عمر از دست علی آزاد شد و از مردم کمک خواست.( سليم در كتاب اسرار آلمحمد(ص) فصل چهارم، صفحه 32(
2)چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهرا عليهالسلام انتقام او را نگرفت يا به فكر گرفتن انتقام نبود.؟
واقعيت اين است که تحليل برخي حوادث تاريخي بسيار مشکل است و هضم برخي رفتارها بسيار سنگين است. اما انگيزه هاي مختلف، انسان را به جايي مي رساند که رفتارهاي ناباورانه انجام دهد. در زمان پيامبر اسلام(ص) برخي رگه هاي مخالفت با سنت نبوي و دشمني با اهل بيت از سوي برخي ياران پيامبر(ص) ديده مي شد. مانند اعتراض در صلح حديبيه، نافرماني از شرکت در سپاه اسامه، توهين به پيامبر(ص) در هنگام نوشتن وصيت و... اما کسي باور نمي کرد که اين تخلفات به جنايت تبديل شود. در اين باره توجه شما را به يک حديث از امام علي(ع) و يک تحليل درباره واقعه پشت در جلب مي کنيم: روزي اشعث بن قيس گفت: يا علي! چرا شمشير نکشيدي؟ علي(ع) به او فرمود:همه اهل بدر و پيش کسوتان مهاجر و انصار را به کمک خواستم ولي از آن همه مسلمان فقط چهار نفر پاسخ مثبت دادند: سلمان، ابوذر، مقداد و زبير و از اهل بيت خودم هم کسي نداشتم که با آن بتوانم حقم را بگيرم چون حمزه در احد به شهادت رسيد و برادرم جعفر هم در موته شهيد شد و کسي برايم نماند مگر دو نفر ذليل، خوار، عاجز و ناتوان، عباس و عقيل. به خاطر نبودن يار و ياور حقم را گرفتند.» (بحارالانوار، ج 29، ص 465 ، ح 55 به نقل از کتاب سليم بن قيس). البته درباره رفتار و سيره معصومان(ع) از دو زاويه «پيش نگاه» و «پس نگاه» مىتوان به قضاوت نشست. با نگرش «پيش نگاه» امامان - عليهم السلام - معصوم هستند و «قول، فعل و تقرير» آنان، به ويژه در مسائل مرتبط با امامت و هدايت جامعه، از هر گونه خطا و اشتباه مصون است. با پايبندى به اين اصل اساسى بايد به صحت رفتار و سيره امامان(ع) اعتقاد داشته، به مقدار توانايى در پى كشف اسرار و دلايل آن باشيم تا به عنوان الگو در زندگى خود به كار بنديم. بانگرش «پس نگاه» نيز مىتوان به خردمندى و دورانديشى امامان(ع) در موضعگيرىهاى آنان پىبرد؛ زيرا رفتار و موضعگيرى امامان(ع)، با ملاحظه تأثيرگذارى در طول تاريخ و پيروزى نهايى حق بر باطل، تحقق مىيابد؛ اگر چه در زمان خودشان اين پيروزى اتفاق نيفتد. با اين نگاه، صبر و سكوت امام على(ع) فريادى رسا بر مظلوميت آن حضرت در طول تاريخ است. سكوت حضرت، زمينه سوء استفاده دشمنان را خشكاند؛ چنان كه ابوسفيان حاضر شده بود با امام على(ع) بيعت و عليه خلفا اقدام كند؛ اما امام على(ع) با آگاهى و دورانديشى دست رد برسينه آن بدخواهِ مسلمانان زد. روزى ديگر امام على(ع) در پاسخ به حضرت فاطمه(س) فرمود: «اگر مىخواهى نام پدرت[رسول الله(ص)] همچنان باقى بماند، بايد صبر كنيم». براساس روايتى ديگر، امام على(ع) فرمود: «به خدا قسم، اگر خطر نابودى دين و بازگشت كفر و پراكندگى مسلمانان در ميان نبود، اين گونه صبر نمىكردم». (بحارالانوار، مجلسى، ج32، ص61) اين دو نمونه تاريخى و نمونههاى فراوان ديگر حكايت از آن دارد كه حساسيت زمانه اقتضا مىكرد، براى حفظ ظاهر اسلام، اهلبيت(ع) آن چنان صبر كنند و «خار در چشم و استخوان در گلو» روزگار بگذرانند. اما نكته مهم آن است كه در كنار اين صبر، بايد حق و حقيقت در طول تاريخ آشكار بماند و سياهى ظلم و خيانت براى همگان آشكار شود. هنر امام على(ع) و حضرت فاطمه(س) آن بود كه به گونهاى رنج را تحمل كردند كه روسياهى آن براى ظالمان در طول تاريخ قابل پاك شدن نباشد و وجدان هر انسان منصفى در طول تاريخ به حقانيت اهلبيت(ع) گواهى دهد. به عنوان يك اصل كلى مىتوان گفت: «هرگاه اظهار حق بامظلوميت همراه باشد، ماندگارى آن بيشتر خواهد بود و هر چه مظلوميت بيشتر باشد، تأثير آن حق در طول تاريخ پررنگتر خواهد بود.» از اين رو، كشاندن امام على(ع) براى بيعت و محنتهاى حضرت فاطمه(س) در اين زمينه از جهت تاريخى و روابط زمينى يك «تحميل» و ظلم آشكار بود، اما از جهت ملكوتى و آسمانى يك «انتخاب» به شمار مىآمد. به همين جهت، برخى اهل معرفت گفتهاند: «على(ع) را نبردند بلكه خودش رفت؛ اما به گونهاى كه در طول تاريخ ظلم غاصبان قابل انكار نباشد.»
ادامه مطلب...
پدید آورنده : ابراهیم مسجدی ، صفحه 102
اشاره
نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه السلام ، پیشوای پارسایان با فاطمه علیهاالسلام ، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛ هم چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه مانا گردید. اول ذیحجه، روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی علیهاالسلام داده اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند.
فاطمه علیهاالسلام ، برترین بانو
ادامه مطلب...
فهرست مطالب
مقدمه
پيشگفتار
مشكل جهانى روابط خانوادگى
مستقل باشيم يا از غرب تقليد كنيم ؟
جبر تاريخ
ما و قانون اساسى
عواطف مذهبى جامعه ايرانى
مقدمه
آيا خواستگارى مرد از زن اهانت به زن است ؟
غريزه مرد طلب و نياز است و غريزه زن جلوه و ناز
مرد خريدار وصال زن است نه رقبه او
رسم خواستگارى يك تدبير ظريفانه و عاقلانه براى حفظ حيثيت و احترام زن است
اشتباه نويسنده (چهل ماده در قانون مدنى )
فرق ميان ازدواج دائم و موقت
زندگى امروز و ازدواج موقت
جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسى
كداميك ؟ رهبانيت موقت يا كمونيسم جنسى يا ازدواج موقت ؟
ازدواج آزمايشى
راسل و نظريه ازدواج موقت
نكاح منقطع و تعدد زوجات
سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت
انتقادات
علل اجتماعى حرمسراسازى
آيا تشريع ازدواج موقت براى تاءمين هوسرانى است ؟
منع خليفه از ازدواج موقت
حديثى از على عليه السلام
استقلال در انتخاب سرنوشت
شوهر دادن قبل از تولد
معاوضه دختران با خواهران
پيغمبر اكرم دخترش زهرا را در انتخاب شوهر آزاد مى گذارد
نهضت اسلامى زن ، سفيد بود
مساءله اجازه پدر
مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت
مقتضيات زمان
اسلام و مقتضيات زمان
خصلت انطباق اسلام با زمان از نظر خارجيان
اشكالات
خود زمان با چه چيز منطبق شود؟
انطباق يا نسخ ؟
اسلام و تجدد زندگى (2)
جامدها و جاهلها
تمثيل قرآن
اسلام و تجدد زندگى (3)
راز و رمز تحرك و انعطاف در قوانين اسلامى
تـوجـه بـه روح و مـعـنـى و بـى تـفـاوتـى نـسـبـت بـه قـالب وشكل
قانون ثابت براى احتياج ثابت و قانون متغير براى احتياج متغير
مساءله تغيير خط
طفيلى گرى حرام است نه كلاه لگنى
مساءله اهم و مهم
قوانينى كه حق وتو دارند
اختيارات حاكم
اصل اجتهاد
فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگى
تساوى يا تشابه ؟
مقام زن در جهان بينى اسلامى
اعلاميه حقوق بشر فلسفه است نه قانون
فلسفه را با كوپن نمى توان اثبات كرد
نگاهى به تاريخ حقوق زن در اروپا
نكات مهم مقدمه اعلاميه حقوق بشر
مقام و احترام انسان
تنزل و سقوط انسان در فلسفه هاى غربى
غرب درباره انسان دچار تناقض شده است
غرب ، هم خود را فراموش كرده و هم خداى خود را
مبانى طبيعى حقوق خانوادگى (1)
مبانى طبيعى حقوق خانوادگى (2)
تفاوتهاى زن و مرد (1)
تفاوتهاى زن و مرد (2)
مهر و نفقه (1)
مهر و نفقه (2)
مهر و نفقه (3)
آيا زن امروز مهر و نفقه نمى خواهد؟
مقدمه
علل محروميت زن از ارث .
ارث پسر خوانده
ارث هم پيمان
زن ، جزء سهم الارث
ارث زن در ايران ساسانى
ايراد غرب پرستان
ايراد زنادقه صدر اسلام بر مساءله ارث
حق طلاق (1)
حق طلاق (2)
حق طلاق (3)
حق طلاق (4)
حق طلاق (5)
طلاق قضايى
مقدمه
كمونيسم جنسى
نظريه افلاطون
چند شوهرى
اشكال چند شوهرى
تعدد زوجات
اسلام و تعدد زوجات
تعدد زوجات در ايران
مقدمه
علت شكست چند همسرى
شكست اشتراكيت جنسى
مقدمه
عوامل جغرافيايى
وضع چند همسرى در مغرب زمين
عادت ماهانه
محدود بودن دوره فرزندزايى زن
عوامل اقتصادى
عامل عدد و عشيره
فزونى عدد زنان بر مردان
بررسى علل و عوامل
حق زن در چند همسرى
آيا طبيعت مرد چند همسرى است ؟
اشكالات و معايب چند همسرى
نقش اسلام در چند همسرى



