| مداحی و مناجات در ماه مبارک رمضان | ||||
|
حاج منصور ارضی |
||||
| ردیف |
توضیحات |
اجرا |
حجم (KB) |
|
| 1 | من و ماهی که سر تا سر خدایی است | 1,301 | ||
| 2 | از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد | 1,838 | ||
| 3 | کمکم کن که به مردان خدا دلبندم | 497 | ||
| 4 | در بساط زنده دلان نیست آشتی | 1,246 | ||
| 5 | یا حبیب الباکین، یا حبیب الباکین | 1,775 | ||
| 6 | خدای من خدای من، ای نگار من به سوی تو | 1,653 | ||
| 7 | خواهان تو هر قدر هنر داشته باشد | 4,124 | ||
| 8 | کاروان شهدا مقصدشان کرببلاست | 742 | ||
| 9 | باز هم نیمه شب است و سحری در راه است | 1,747 | ||
| 10 | ساقی بریز باده و حالم خراب کن | 1,247 | ||
| 11 | سوال کردم با خدای خویشتن صلح قبل از مرگ با رنگ کفن | 2,187 | ||
| 12 | یا کریم و یا الله، یا کریم و یا الله، یا کریم و یا الله | 1,171 | ||
| 13 | دیدار دلبران نه به چشمان سحر شود | 1,445 | ||
| 14 | علی باشد امیر سفره داران، علی هم سفره شب زنده داران | 497 | ||
| 15 | در رحمت هزارن باب دارد | 1,838 | ||
| 16 | مژده ای منتظران ماه خدا آمده است | 1,301 | ||
|
محمد رضا طاهری |
||||
| ردیف |
توضیحات |
اجرا |
حجم (KB) |
|
| 1 | وقتی که دل شکسته مناجات می کنم | 555 | ||
|
حاج میثم مطیعی |
||||
| ردیف |
توضیحات |
اجرا |
حجم (KB) |
|
| 1 | وداع با ماه شعبان | 13,560 | ||
زن باردار و شیرده
س 745: آیا روزه گرفتن بر زن باردارى که نمىداند روزه براى جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟
ج: اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وى هم داراى منشأ عقلایى باشد، افطار بر او واجب است و در غیر این صورت واجب است که روزه بگیرد.
ادامه مطلب...
زهرا به خانه و ملک الموت پشت در
از بهر قبض روح شریف پیامبر
از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب
بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر
با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه
در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر
یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش
محو نگاه آخر خود بود بر پدر
اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی
روی حسین بر روی قلب پیامبر
دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار
بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر
زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن
از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر
هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه
گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه
***
پیغمبری که دید ستم های بی شمار
از کس نخواست اجر رسالت به روزگار
چون ارتحال یافت خلایق شدند جمع
تا هدیه ای دهند به زهرای داغدار
گویا نداشت شهر مدینه درخت و گل
کآن را کنند در قدم فاطمه نثار
بر دوش بار هیزمشان جای دسته گل
رنگ شرارت از رخشان بود آشکار
بابی که بود زائر آن سید رسل
آتش زدند عاقبت آن قوم نا به کار
بر روی دست و سینة آن بضعة الرسول
تقدیم شد سه لوحه به عنوان افتخار
سیلی و تازیانه و ضرب غلاف تیغ
ای دل بگیر آتش و ای دیده خون ببار
آید صدای فاطمه از پشت در به گوش
تا صبح روز حشر مباد این صدا خموش
***
دردا که بعد فاطمه روز حسن رسید
روز ملال و غصه و رنج و محن رسید
از زهر همسرش جگرش پاره پاره شد
بس تیرها که لحظة دفنش به تن رسد
بعد از حسن به نیزه عیان شد سر حسین
بیش از هزار زخم ورا بر بدن رسید
بر پیکری که بود پر از بوسة رسول
از گرد و خاک و نیزه شکسته کفن رسید
از جامه های یوسف کرببلا فقط
بر زینب ستم زده یک پیرهن رسید
پاداش آن نصایح زیبا از آن گروه
تیرش درون سینه، سنان بر دهن رسید
"میثم" بگو به فاطمه زآن خیمه ها که سوخت
یک کربلا شرارة آتش به من رسید
مرثیه خوان خامس آل عبا منم
در خیمه های سوخته اش سوخت دامنم
***استاد حاج غلامرضا سازگار***
سلام و درود خدا و ملائکه و مقربا ن درگاهش بر پاره تن رسول الله
زهــــــراست یادگاری نور خــــــدای مـــــــــــن خورشید صبح و ظهر و غروب سرای من
پرواز می کنــــــــیم از ین خـــــــانه تا خـــــــدا من با دعـــــای فاطـــمه او با دعای من
مــــــا روح واحـــــــدیم ، نه فـــــرقی نمی کند من جــــای او بتــــابم ، یا او بجــای من
مست تجلّیـــــــــات خـــــــــداوندی هــــم ایم من با خــــدای اویـــم و او با خـدای من
یک طـــــــور حـرف می زند انــــگار بوده است از ابتــــــدای خـــلقت و از ابتــــدای من
دنیــــــــا تمــــــام آنچـــــــــه که داری برای تو یک تار مــــوی خـــاکی زهـــرا برای من
من افتخـــــــــار می کنم اینکه در عـــــــالمین زهراست مادر همــه ی بجـّـه های من
کاری که کرد فـــــــاطمـــــــه کار امــــــــام بود زهراست پس عـلیّ من و مرتضی من
مـــــن یک سپر برای جــــــهازش فــــــــروختم چیزی نمـانده بود که بمیرد به پای من
هر شب دلم به گفتن یک فاطمه خوش است از من مگیر دلخوشی ام را خـدای من
التماس دعا
شب است وبغض سکوت وصدای گریه آب
ای دلشکسته یار جوانم
آن شب كه چشمش را به هم نگذاشت مولايم
داغت که با سکوت سبک تر نمی شود
رازي نشسته در، اين قصّه هاي من
سال ها گریه کن ِ حضرت زهرا هستم
امشب خدا هم از محنت گریه می کند
هرگاه که میکنم نگاهت بانو
خواستم نشنوم آواي غريبي علي
آتش فتاده است به جان در بهشت
باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
دلم از روضه های فاطمیه
آسمانی ترین من امشب آسمان را چه تیره می بینم
زهرا همان غمي است كه در سينه علي است
صدف عشقی و گُهر داری
با آن که استقامت تو فرق می کند
یادگاری ز فاطمه با من
ديدار روي تو ثمر فاطميه ام
من غلامی زغلامان توأم یا زهرا
آن که باخلقت توهرچه که بودآورده
نخلی که شکسته است ثمرش را نزنید
شما که از شب تار علي خبر داريد
بلبل چو ياد مي کند از آشيانه اش
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
این دل از کوچه سخنها دارد
مگو به بردن تابوت گلي كسي پا نيست
اشكم ولي ز چشم مدينه چكيده ام
دوباره شب شد و سردرد دارد
به همان كس كه محرم زهراست
آتش كشيد فتنه ابليس خانه را
اپائیز غم در برگ ریز اطلسی ها
دلم از جور خسان لاله صفت خونین است
هر سال فاطميه دلم شور مي زند
تا هست فاطمه به دگرها نیاز نیست
در غروبی غمگین....
كاشكى آه شب اثر مى داشت
در کوچه هایی چون سردو تار ودلگیر
( سبک : برو ای خورشید شبهای من -- مداح کریمی )
شوهرت با چاه تنها درد خود اظهار کرد
مناجات فاطمیه س (در روضه های آل عبا لطمه می زنم)
دوباره شور نوا دوباره بزم عزا
دل همه پر از غمه
وقتی خدا بود و کسی نبود جز او
نام زهرا شنید و طوفان شد
چشمه کوثر به زیر خاک بود
آهسته می شوید یگانه همسرش را
شب است وبغض سکوت و صدای گریه آب
ای روح آفتاب چرا پا نمی شوی؟
چشمهایم باز شد دیدم بنایم سوخته
زمین ز سیل سر شکم به آه افتاده
اى به طوفان بلا، يار على
یافتم میقات من پشت دَرَست
من غلامی زغلامان توام یا زهرا
دلم از جور خسان لاله صفت خونین است
لگد به در زد و در را شکست بر رویش
سلام من به ماه فاطمیه
شعر شهات حضرت فاطمه زهرا(س),()
شعر شهات حضرت فاطمه زهرا(س),()
شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),()
شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)( )
مدینه دشمنی بسیار دیده
گریه نکن که با همه بیماریم علی
شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
گویا دعای نیمه شبم بی اثر شده
وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست
حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست
السلام علیک یافاطمه زهرا
فاطمه ای درّ دریای شرف
اى بلند اختر كه ناموس خداى اكبرى
من غلامی زغلامان توام یا زهرا
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
فاطمه! ای ماه محمد (ص) نشان
فاطمه زیباترین واژه هاست
<< شروع < قبلی1 2 3456789بعدی > انتها >>
ادامه مطلب...
| دسته گل های ناب آمده است | |||
| گل ها بی تو پژمرده،نور تو دلم برده | |||
| بادی وزید بارش باران شروع شد | |||
| من کیم تا که کنم وصف مقامات شما | |||
| هنگامه ی وصل و شور آمد | |||
| مژده ده زهراي اطهر ، خاتمه آمد صفر | |||
| اين شبا دل تو سينه نيست عازمِ كوي احمد است | |||
| به روی بال ملک حنای سرمدی است | |||
| جود آسماني تو از بهار آمدي | |||
| هر دلي پروانه در كوي محمّد ميشود | |||
| آمد به زمين صداي پژواك | |||
| عرش را آذين كنند و فرش را جارو زنند | |||
| محمّد وارث پيغمبران است | |||
| ميلاد پيامبر اسلام ص | |||
| مـــــژده ايـــدل كــه مـهــيــن آيـت يــزدان آمــد | |||
| جهان سرسبز و خرم گشت از ميلاد پيغمبر | |||
| مژده كه ميلاد شه خاتم است | |||
| اى به ذكر روى تو، تسبيح گردان ماه و مهر | |||
| گاهِ سُرور است و گاهِ شادىِ بى حد | |||
| به روزى در جهان ظاهر دو شمس عالم آرا شد | |||
| و انسان هر چه ايمان داشت پاي آب و نان گم شد | |||
| خورشيد عشق را، ره شام و زوال نيست | |||
| تا بر بسیط سبز چمن پا گذاشته است | |||
| دل رفت زدست تا محمد آمد | |||
| ای حق نیافریده کسی را مثال تو | |||
| شب شوق و شب وجد و شب شور و شب پیدایش نور و شب تکرار تجلای رسولان الهی رسد از ارض و | |||
| هر دلي پروانه در كوي محمّد ميشود | |||
| از بام و درِ کعبه به گردون رسد آواز |
مناسبت های ماه ربیع الاول
روز اول :
هجرت حضرت رسول اكرم (صل اللّه عليه و آله و سلم ) از مكه و ليلة المبيت .
در سال سيزدهم بعثت مردم مدينه با رسول خدا در مكه معظمه بيعت نمودند كه حضرت به مدينه مهاجرت كند و در مدينه مانند جان خود حفظ نمايند چون اين معاهده برقرار گشت مردم مدينه به وطن خود بازگشتند و كفار قريش را از پيمان ايشان با پيامبر آگاه شدند بر كين ايشان افزود و قرار بر اين گذاشتند كه از هر قبيله مردى دلاور انتخاب كرده تا با هم پيامبر را بكشند و خونش در ميان قبائل پراكنده گردد و عشيره پيامبر را قوت مقابله با تمام قبائل نمى شود اين جماعت شب اول ربيع الاول در اطراف خانه پيامبر جمع شده و قرار گذاشتند وقتى پيامبر به رختخواب رود بر سرش ريخته خونش بريزند خداوند متعال به پيامبر موضوع را اطلاع داد و آيه شريفه اذ يمكر بك الذين كفروا ليُثبتوك او يقتلوك او يُخرجوك و يمكرون و يمكر اللّه و اللّه خير الماكرين (سوره انفال آيه 30) نازل شد و ماءمور گشت كه امير المؤ منين را به جاى خود بخواباند و از مكه بيرون رود.
پيامبر (صل اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام) فرمود خداوند امر كرده در جاى من بخوابى و من خارج شوم على (عليه السلام) عرض كرد يا رسول الله اگر من در جاى شما بخوابم شما نجات مى يابى فرمود بلى در اين موقع عرض كرد الحمد الله الذى جعل نفسى وقاء لنفس رسول اللّه و سجده شكر بجا آورد و حضرت رسول اكرم (صل اللّه عليه و آله و سلم ) او را دربرگرفت و بسيار گريست ، جبرئيل نازل و دست آن حضرت را گرفت و از خانه بيرون بُرد و حضرت پيامبر اين آيه را تلاوت نمود وجعلنا من بين ايديهم سدّا و من خلفهم سدّا فاغشيناهم فهم لا يبصرون و كف خاكى به روى ايشان پاشيد و فرمود شاهت الوجوه (يعنى زشت شود رويها) مشركين حضرت را نديدند و پيامبر به غار ثور تشريف بردند و سه روز در آنجا ماندند روز چهارم روانه مدينه گرديده و در دوازدهم ربيع الاول وارد مدينه طيبه شدند و اين هجرت به اشاره امير المؤ منين مبدء تاريخ مسلمانان قرار گرفت چنانكه در اول كتاب مشروحا به اين موضوع پرداخته شده .
2- حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) را در اين روز مسموم نمودند 260 ه
روز دوم
1- بناء تاريخ يزدجردى 11 قمرى كه در اول كتاب توضيح داده شد.
2- وفات محمد اعرج بن موسى ابى سُبْحه بن ابراهيم اصغر بن موسى بن جعفر (عليه السلام) مدفون در قم 315 ق .
محمد اعرج عقبش فقط از موسى اصغر است و معروف بابرش مى باشد و موسى سه پسر داشت ابوطالب محسن - ابواحمد حسين - ابو عبدالله محمد.
ابواحمد حسين بن موسى ابرش سيدى فاضل و عالم و نقيب نقباء طالبيين در بغداد بود و از جانب بهاء الدوله قاضى القضاة گرديد و مكررا امير الحاجّ گشت .
ابواحمد حسين بن موسى ابرش دو فرزند داشت على و محمد.
على ملقب به رضى ذو حسبين كنيه اش ابوالحسن جامع كتاب نهج البلاغه مصنف كتاب المتشابه فى القران و غيرها كه احوال هر دو بزرگوار در محل خود خواهد آمد.
مرحوم سيد احمد گيلانى از نسب شناسان قرن دهم در سراج الانساب صفحه 79 مى نويسد: ابوالقاسم على مرتضى علم الهدى و ابوالحسن محمد رضى رحمهما الله نسل هر دو منقرض شده .
روز سوم
حصين بن نمير كعبه معظمه را سنگ باران كرد و سوزانيد 64 ق :
يزيد بن معاويه به مسلم بن عقبه نوشت هر وقت از مدينه فارغ شدى به جانب مكه معظمه برو و به قلع عبدالله بن زبير بپرداز چون مسلم از قتل و غارت اهل مدينه فارغ شد عزم مكه و قتل عبدالله و خراب كردن خانه خدا پرداخت و در راه آثار مرگ را در خود مشاهده كرد حصين بن نمير ملعون را خواند بامر يزيد سردارى لشكر را باو داد و گفت ملاحظه نكنى كه خانه خداست امر يزيد از او بالاتر است منجنيق ها را نصب كرده و از خرابى خانه خدا و قتل خويشان پيغمبر (صل اللّه عليه و آله و سلم ) پرهيز مكن و بعد از اين سخنان بدرك واصل شد.
حصين با لشكر شام وارد مكه گرديد به كوه ابوقبيس و اطراف مكه منجنيقها را نصب كرد و آتش و سنگ مى انداختند در سوم ماه ربيع الاول سال 64 ق اثواب و ابواب كعبه و مسجدالحرام را سوختند و بيت الله الحرام برهنه ماند.
روز چهارم
خروج حضرت رسول اكرم (صل اللّه عليه و آله و سلم ) از غار ثور 13 بعثت .
سه روز پيامبر اسلام در غار ثور بود و امير المؤ منين روزها به غار سر ميزد و روز سوم پيامبر تصميم گرفت به مدينه برود از امير المؤ منين سه شتر خواست تاشب حركت نمايد و حضرت على را جانشين و مؤ تمن خود قرار داد جهت ردّ امانات و اداء ديون و حركت دادن دختران و عيالات به مدينه .
حضرت امير با عبدالله بن اريقط شتران را فرستاد پيامبر اسلام شب چهارم ربيع الاول از غار خارج شد و هنگام خروج از مكه معظمه درنهايت حزن و اندوه بود به كعبه خطاب نمود، اى حرم الهى خدا مى داند علاقه مرا به تو و اگر اهل تو مرا بيرون نمى كردند غير از تو شهرى را اختيار نمى كردم من مى روم و از جدائى تو غمگينم .
جبرئيل نازل شد و آيه انّ الذى فرض عليك القرآن لرادّك الى معاد يعنى همان خدائى كه احكام قرآن را بر تو واجب كرد تو را به جايگاه و زادگاهت باز مى گرداند، خداوند پيامبر را تسلّى داد كه دوباره مراجعت خواهى نمود.
ابوبكر و عامر و عبدالله بن اريقط دليل راه و ملازم ركاب همايون بودند از بيراهه به مدينه رهسپار شدند و در راه كرامات متعدده از پيامبر ظاهر شد و مسلمين مدينه شب و روز در انتظار حضرت پيامبر بودند و هر روز از مدينه بيرون مى آمدند و ماءيوس برمى گشتند تا خبر مقدم مبارك را شنيدند و تا حيره به استقبال سيد عالم شتافتند.
روز پنجم
1- وفات جناب سكينه دختر حضرت امام حسين (عليه السلام) در سال 117 ق :
سكينه با ضمّ سين و فتح كاف دختر امام حسين (عليه السلام) و والده ماجده اش رباب دختر امرءالقيس است سكينه زنى بزرگوار و عاقله و فصيحه و بليغه و از علم و ادب و شعر حظّ وافر داشت بعد از وفاتش به احترام آن خاتون خالدبن عبدالملك حاكم مدينه پيغام داد جنازه را حركت ندهند تا من بيايم از شب تا صبح جنازه به تاءخير افتاد و در اطراف آن جنازه عطر و عودها سوزانيدند بعضى نوشته اند در مدينه مدفون است و بعضى در مصر دانند و بعضى در مكه .
اين مخدره به عبدالله بن الحسن پسر عمويش كه در كربلا شهيد شده معقوده بود كه قبل از زفاف عبدالله به شهادت رسيد نوشته اند بعدا مصعب بن زبير بن عوام آن مخدره را تزويج نمود و بعد از آن عبدالله بن عثمان بن عفّان ، نامش آمنه يا امينه بود كه مادرش رباب او را سكينه ملقب ساخت ناگفته نماند كه حضرت سيد الشهداء به اين خاتون علاقه بيشتر داشت و در كربلا به سن نسوان بود.
موقع وداع امام حسين اشك به صورت سكينه جارى شد به امام عرض كرد استسلمت للموت پدر جان مهياى مرگ شده اى فرمود كيف لا يستسلم للموت من لا ناصر له و لا معين چگونه مهياى مرگ نشود كسى كه يار و معينى ندارد آن مخدّره به شدّت گريست .
در منتخب طريحى آمده كه حضرت او را به سينه خود چسبانيد و اشك آنرا پاك مى كرد و با سوز دل مى فرمود:
سيطول بعدى يا سُكينة فاعلمى
منك البكاء اذا الحمام دهانى
لا تحرقى قلبى بدمعك حسرة
مادام منّى الرّوح فى جُثمانى
ادامه مطلب...
| شعر شهادت امام حسین(ع),(لسلام اي نور چشم مصطفي) | ||||
| نماز جمعه کوفه شلوغ بود آن روز | ||||
| پیشواز اربعین حسینی(شعر) | ||||
| دلگویه بابرادر-(نمیدانم چه میبایدبگویم؟) | ||||
| زمزمه زبان حال خانم زینب سلام الله علیها به آهنگ (خدا حافظ )خواجه امیری بهمراه فایل سبک باب الجنه | ||||
| نوحه واحد این نیمه دل بشکسته(بمناسبت اربعین)بهمراه فایل سبک نوحه(باب الجنه) | ||||
| به مناسبت اربعین حسینی (ع) نبودی ببینی چه بر من گذشت | ||||
| به مناسبت اربعین حسینی ع اربعین آمد و یکبار دگر غمگینم | ||||
| اربعین زبانحال حضرت سکینه (س) (کربلا را غمسرا دیدم پدر) | ||||
| دانلود کتاب شعر اربعين-(به کوشش : دفتر تحقيق و پژوهش بنياد شهيد) | ||||
| به مناسبت اربعین حسینی ع - چهل روزه حسینم را ندیدم | ||||
| یک اربعین (یک اربعین به نیزه سر یار دیده ام) | ||||
| زائر تو در اربعینم (ای رهبر نیزه نشینم ای دلستان مه جبینم) | ||||
| متن شعر اربعین (خواهری با اشکِ دیده، قامتی از غم خمیده) | ||||
| شعر برای روز اربعین - (برادر جان رسیدم تا مزارت در بغل گیرم) | ||||
| شعر برای چهلمین روز شهادت حسین (ع)- (یک اربعین افغان و زاری کارِ من بود) | ||||
| شعر زیبا برای اربعین - (ای ساربان به خیل اسیران تو جان بده) | ||||
| شعر زیبا برای اربعین - (یاد آن روزی که من بوسه زدم بر آن گلو) | ||||
| متن شعر اربعین (شکسته بال ترینم ، کبود می آیم ) | ||||
| اربعین خواهر و برادر- (مظهر صبر خدای حی داور زینبم!) | ||||
| یاس کبود -(ای کربلا به قافله کربلا ببین) | ||||
| اربعین حسینی (مصیبت) -(باز آوای جرس بر جگرم آتش زد) | ||||
| سوغات شام - (چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام) | ||||
| اربعین - (سلام ای نازنین آلاله های سرخ زهرایی) | ||||
| بازگشت به وطن - (عمر سفر آمد به سر مدینه) |
| مشکل به روی مشکل - (تا سایه سرت به سر محملم فتاد) | ||||
| مصیبت اربعین - ( ای ساربان! ای ساربان! محمل نگهدار) | ||||
| نوحه سینه زنی اربعین - (بوی گل ها از فضا، می رسد با دود و خون) | ||||
| یک پیرهن - (گلم پرپر شد و بوی گلاب آید ز خاک او) | ||||
| اربعین(مصیبت) - (عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم) | ||||
| برگشت کاروان کربلا - ( اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادر) | ||||
| دوبیتی های اربعین -(سفر کردم به دنبال سر تو) | ||||
| اربعین ( نوحه سوم ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک -(فاتح میدان بلا خواهرم) | ||||
| اربعین ( نوحه دوم ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک -(بعد از چهل منزل اسارت) | ||||
| اربعین ( نوحه اول ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک-(ای ساربان، اینجا باغ گل یاس است) | ||||
| شعلۀ آه - (من جابر پیر توام، ای دوست نگاهی) | ||||
| اربعین -(بی تو دلم، بسمل بیبال بود) | ||||
| شعر اربعین به سبک دشتی (چهل روزه که بوی گل نیومد) | ||||
| شعر اربعین به زبان ساده (اومدم پابوس قبرت واسه خوندن زیارت) | ||||
| اربعین حسینی و شعری در این باره (از سفر آمدم ای همسفرم) | ||||
| اشعار در مصائب اربعین (یک اربعین همین نه برای تو سوختم) | ||||
| شعر اربعین حسینی (ای ساربان ای ساربان محمل نگهدار) | ||||
| شعری به مناسبت اربعین سیدالشهدا -(باور نمی کنم که رسیدم کنار تو) | ||||
| شعر های اربعین از کتاب نغمه های ولایت - (آمده چله نشین غم یار ) | ||||
| شعر اربعین -(من و داغ غمی سنگین چهل روز) | ||||
| شعر اربعین حسینی -(دردها مي چكد از حال و هواي سفرش ) | ||||
| شعر اربعین -(آنچه از من خواستى ، با كاروان آورده ام) | ||||
| شعر درباره اربعین -(در شام چون یزید ز طغیان حیا نمود) | ||||
| شعر اربعین -(شبي كه نام تو در باور زمين گل كرد) | ||||
| شعر اربعینی - (اربــعــيـــن كــشــتــگــان راه عـشـــق) |
| شعر اربعین (السلام اي نور چشم مصطفي) | ||||
| شعر اربعین(باربگشائيد، اينجا کربلاست) | ||||
| اربعین - (برگشتم از رسالت انجام داده ام ) | ||||
| شعر اربعین (اي امام عاشقان عشقت اسيرم كرده است) | ||||
| شعر اربعین (آن باده اي كه روز نخستش نه خام بود ) | ||||
| شعر اربعین (كارواني كه سر قبر شما آورده ام ) | ||||
| شعر برای اربعین (شمیم جان فزای کوی بابم مرا اندر مشام جان برآید ) | ||||
| شعر اربعین (ببین گرفته صدای من از صدا زدنت ) | ||||
| شعر روز اربعین (چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفت ) | ||||
| شعرهای اربعین -(ای همیشه خواهر غم پرورم ) | ||||
| شعرهای اربعین حسینی (گفتگوی حضرت زینب با امام حسین )- (ای همیشه خواهر غم پرورم ) | ||||
| شعر گفتگوی حضرت زینب با قبر برادرش امام حسین (ع)- (از من مپرس زینب من معجرت چه شد ) | ||||
| دوبیتی هایی مربوط به روز اربعین - (سفر کردم به دنبال سر تو) | ||||
| اشعار اربعین حسینی -(ای کربلا به قافله کربلا ببین) | ||||
| شعر بازگشت حضرت زینب به کنار قبر برادرش امام حسین (ع)-(اگر چه عشق و وفا را به غایت آوردم) | ||||
| شعری به مناسبت اربعین سیدالشهدا - (شکسته بال ترینم ، کبود می آیم ) | ||||
| اشعار اربعین حسینی - (اربعین آمد دلم را غم گرفت) | ||||
| شعر برای اربعین حسینی - (ياد آن روزي كه من بوسه زدم بر آن گلو) |
پيام عاشوراي حسيني (ع) و خرافه زدايي از آئين عزاداري
هر نهضتي در جهان بشري پيام و هدفي دارد و تلاش و پيشواي آن نهضت بر اين است که در نهايت علت اصلي نهضت خود را به گوش جهانيان ابلاغ نمايد .
اگر از ما بپرسند که نهضت کربلا را در يک نگاه بيان کنيد حق اين است که بگوئيم حضرت سيدالشهدا عليه السلام براي بقاء فرهنگ اسلام عليه ظلم وبيداد هيأت حاکمه زمان ، يعني يزيد و يزيديان قيام کرد و پيامش هم اين است که تا يزيد و يزيديان در دنيا هستند قيام و مبارزه عليه آنها نيز ادامه دارد.
(( امروز وظيفه ما چيست ؟ ))
اينک از خود مي پرسيم که در اين عصر و زمان پس از گذشت 1336 سال از نهضت عاشورا وظيفه ما چيست ؟ آيا فقط بنشينيم وگريه کنيم ؟ وهر کس حادثه عاشورا را هرطور توجيه کرد گوش کنيم و ديگر هيچ ! يا هدف بزرگ صاحب اين نهضت خونين را بشناسيم و به دنبال آن حرکت کنيم به قول آن شاعر :
همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب کافي است
اگر چه گريه بر آلام قلب ، تسکين است
ببين که مقصد عالي اوچه بُد اي دوست
که درک آن ، سبب عِزّ وجاه وتمکين است
ادامه مطلب...