وصایایی از امام محمد باقر علیه السلام
پدید آورنده : حجة الاسلام سید جواد حسینی ، صفحه 15
|
از ماندگارترین و مفیدترین و هدایتگرترین گنجینه های معنوی تشیّع وصیّت ها و نصیحت هایی است که از امامان معصوم(ع) به یادگار مانده است، این وصیّت ها، وصیّت های اصطلاحی که درباره مال و اموال باشد، نیست، بلکه وصیّت های معنوی و اخلاقی است که جنبه موعظه و هدایتگری دارد، و این هدایتگری می تواند در طول تاریخ ادامه داشته باشد. این وصیّت ها از تک تک معصومان و امامان، از پیامبر گرفته تا علی و امامان به دست ما رسیده است آنچه در این مقاله به دنبال ارائه آن هستیم، گوشه هایی از وصیّت های حضرت باقر(ع) است که نسبت به برخی افراد داشته. امید که بتواند مفید و راهنما و راهگشا باشد. الف: وصیّت به شخصی که اندرز خواست، این وصیّت و نصیحت سه جمله مهم و ارزشمند دارد: 1ـ «اوصیک بتقوی اللّه ؛ شما را به تقوای الهی در خودنگهداری توصیه می کنم». این جمله هر چند کوتاه است ولی اگر نگاه و نظری به قرآن داشته باشیم به خوبی می فهمیم که از جایگاه با عظمت و با اهمیّت برخوردار است. در یک نگاه اجمالی به قرآن به این نکات درباره تقوا برمی خوریم: تقوا، ملاک برتری فرد بر انسانهای دیگر: «انّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم»(1) تقوا، زمینه پذیرش هدایت الهی را فراهم می کند: «هدی للمتّقین»(2) تقوا، وسیله برای دریافت علم الهی و ویژه است: «اتقواللّه و یعلّمکم اللّه»(3). تقوا، وسیله دریافت رحمت الهی است: «اتقوا لعلّکم ترحمون»(4). تقوا، معیار قبولی اعمال و طاعات: «انّما یتقبل اللّه من المتّقین»(5). تقوا، وسیله دریافت رزق از طرق غیر منتظره: «و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6). تقوا، وسیله برای در بن بست قرار نگرفتن: «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»(7). تقوا، عامل توجه و حمایت و همراهی خاص خداوند: «ان اللّه مع المتّقین»(8). تقوا، عامل عاقبت به خیری است: «والعاقبة للمتّقین»(9). تقوا، فلسفه عبادت(10) و بسیاری از دستورات اسلامی چون روزه(11) و... می باشد. 2ـ «و ایّاک و المزاح فانّه یذهب هیبة الرّجل و ماء وجهه؛ از شوخی بپرهیز، زیرا شوخی هیبت مرد و آبروی او را می برد.» البته به این نکات در مزاح توجّه شود: یک: شوخی اگر از دائره حق خارج نشود ممدوح است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «انّی امزح ولا اقول الّا حقّاً؛ من مزاح می کنم ولی جز حق نمی گویم»(12). دو: اصل شوخی و مزاح نمودن ممدوح است حضرت صادق(ع) فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر این که در او از دعابه وجود دارد، عرض کردم: دعابة چیست؟ فرمود: «المزاح».(13) س ـ مزاح ممدوح هم از حَد و مرز عبور نکند و زیاد نشود و گرنه مذموم می شود، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کثرة المزاح یذهب بماء الوجه؛ زیاد مزاح کردن آبروی انسان را می برد.»(14) با این نکات روشن شد که در کلام حضرت باقر(ع) نیز مقصود زیاد شوخی کردن و از حق و اندازه خارج شدن است. سه: «و علیک بالدّعاء لاخوانک بظهر الغیب فانّه یهیل الرّزق بقولها ثلاثاً؛(15) بر تو باد به دعا کردن برای برادرانت (از اهل ایمان) در غیاب آن ها، زیرا که این کار روزی را سرازیر می کند، حضرت این جمله را سه بار فرمود». دعا گاه برای مسائل دنیوی است و گاه مسائل معنوی و آخرتی، دعا برای دنیا گاه برای خود انسان است و گاه برای دیگران، و همین طور دعا در مسائل معنوی یا برای خود شخص است و یا دیگران. از بین اقسام دعا، بهترین دعا آن است که در حق برادران دینی و دیگران باشد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اذا دعا احدٌ فلیعمّ فانّه اوجب للدّعاء و من قدّم اربعین رجلاً من اخوانه قبل ان یدعوا لنفسه استجیب له فیهم و فی نفسه؛(16) هرگاه کسی خواست دعا کند دعای خود را عمومیّت دهد (و برای دیگران نیز دعا کند) زیرا فراگیری لازم تر است برای دعا نمودن، و کسی که جلو اندازد چهل نفر مرد از برادران (مؤمن) خود را قبل از دعا کردن برای خودش، دعایش در حق آنان و خودش مستجاب می شود.» ب: وصیّت به جابربن یزیدبن الحرث الجعفی در این وصیّت حضرت به پنج نکته مهم، سفارش می فرماید: «اوصیک بخمسٍ، (ای جابر!) تو را به پنج چیز وصیّت و سفارش می کنم.» 1ـ «ان ظلمت فلاتظلم،اگر مورد ظلم قرار گرفتی خود ظلم نکن.» البته این سفارش در حیطه خودی و مسلمانان است که بدی آنها را با بدی پاسخ نباید داد بلکه گذشت کرد چنان که قرآن کریم می فرماید: «...والعافین عن النّاس و اللّه یحبّ المحسنین؛ (متقین کسانی هستند که) از خطای مردم در می گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست می دارد.»(17) ولی در مقابل کفار می فرماید: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم؛(18) و (به طور کلی) هر کس به شما تجاوز کرد همانند آن بر او تعدّی کنید.» و در آیه ای بین این دو امر جمع شده است که: «...اشدّاء علی الکفّار رحماء بینهم...؛(19) محمد رسول خدا است و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.» 2ـ «و ان خانوک فلا تخن؛ و اگر به تو خیانت کردند، تو خیانت نکن.» این یک سفارش عمومی است که حتّی به کفار و غیر مسلمانان نیز نباید خیانت روا داشت. 3ـ «و ان کذّبت فلا تغضب؛اگر تکذیب شدی خشمناک مشو.» همان کاری که پیامبران کردند، با آنهمه تکذیب در حد نهایی خود را حفظ کردند و غضبناک نشدند. و در جای دیگر حضرت باقر(ع) فرمود: «لاقوّة کردّ الغضب؛(20) قدرتی بسان رد خشم نیست.» و همچنین فرمود: «من کظم غیظاً و هو یقدر علی امتضائه حشا اللّه قلبه امناً و ایماناً یوم القیامة؛(21) هر کسی خشم خود را فرو برد، در حالی که توان به کار بردن آن را دارد خداوند قلب او را پر از آرامش و ایمان می کند در روز قیامت»(22).
4ـ «و ان مدحت فلا تفرح؛ اگر مدح و ستایشت کردند شاد مشو.» خوشحال شدن از مدح دیگران، خصوصاً مدحهایی که در انسان وجود ندارد سخت خطرناک و گمراه کننده است پیامبر اکرم(ص) به ابن مسعود فرمود: «اذا مدحک النّاس فقالوا: انّک تصوم النّهار و تقوم اللیل و انت علی غیر ذلک فلا تفرح بذلک؛ اگر مردم مدحت کردند پس گفتند(بلی ما شاء اللّه) روز را روزه می گیری و شب را بر پا می خیزی (و به عبادت سر می کنی) در حالی که تو بر غیر این حالت هستی، پس خوشحال مشو، فانّ اللّه تعالی یقول «لا تحسبنّ الّذین یفرحون بما اتوا و یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا فلا تحسبنّهم بمفازةٍ من العذاب و لهم عذابٌ الیم؛(23) زیرا خداوند متعال فرمود: «گمان مبر آنها که از اعمال خود خوشحال می شوند و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام نداده اند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است.»(24) 5ـ «و ان ذممت فلا تجزع؛ واگر نکوهش شدی، ناراحت مشو (و ناله ات بلند نشود)». در ادامه توضیحاتی دارد که از شرح بیشتر سخنان حضرت بی نیاز می کند، فرمود: «بلکه در آنچه درباره تو گفته می شود بیندیش، اگر دیدی آن چه درباره تو گفته در تو هست بدان که افتادن تو از چشم خداوند عزّ و جلّ بر اثر خشمگین شدنت از حقیقت، مصیبتش برای تو بزرگتر از مصیبتی است که می ترسی از چشم مردم بیفتی، اما اگر خلاف آن چیزی باشی که درباره ات گفته شده، این خود ثوابی است که، بدون به رنج و زحمت افکندن جسم خود، به دست آورده ای.» «و اعلم بانّک لاتکون لنا ولیّاً حتی لو اجتمع علیک اهل عصیرک و قالوا: انّک رجلٌ سوءٍ لم تحزنک ذلک، ولو قالوا انّک رجل صالح لم یسرّک...؛ و بدان که تو دوست ما نخواهی بود، مگر آن گاه که اگر همه همشهریانت بر ضد تو همصدا شوند و بگویند: تو مرد بدی هستی، مایه اندوه تو نشود و اگر همه گویند تو مرد خوبی هستی این سخن تو را شاد نسازد، بلکه خودت را با آن چه در کتاب خداست بسنج، اگر دیدی پوینده راه آن هستی، از آن چه پرهیز داده است می پرهیزی، به آن چه ترغیب کرده است راغبی و از آنچه ترسانده است می ترسی، پس استوار و خوشحال باش، زیرا آنچه درباره تو گفته شده است، به تو زیانی نمی رساند، و ان کنت مبائنا للقرآن فماذا الّذی یفرّک من نفسک...؟ و اگر دیدی از قرآن جدایی، دیگر چرا باید خودت را بفریبی، براستی که مؤمن همواره در کار مبارزه با نفس خویش است، تا بر هوا و هوس آن چیره آید، یک بار او نفس خود را از کجی و انحراف به راستی می آورد و یک بار هم نفسش او را به زمین می زند، و در نتیجه پیرو خواسته های او می گردد اما خداوند دستش را می گیرد و بلند می شود و خداوند لغزش او را می بخشد و مؤمن به خود می آید و به توبه و ترس (از خدا) پناه می برد و بر اثر افزایش ترسش (از خداوند) بر بینش و معرفت او افزوده گردد، دلیلش هم این است که خداوند می فرماید: «انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشیطان تذکّروا فاذاهم مبصرون»(25) در حقیقت: کسانی که تقوا دارند، چون وسوسه ای از جانب شیطان بدیشان رسد خدا را به یاد آورند و به ناگاه بینا شوند.» در ادامه جابر را به چند امر مهم نصیحت می کند و می فرماید: 1ـ بسیار شمردن کم خدا «یا جابر استکثر لنفسک من اللّه قلیل الرّزق تخلّصاً الی الشکر؛ ای جابر همان روزی اندک از طرف خدا را برای خود بسیار شمار، تا از عهده شکر درآیی.» 2ـ طاعت بسیار خدا را کم شمار: «و استقلل من نفسک کثیر الطّاعة للّه ازراءٌ علی النّفس و تعرّضاً للعفو؛ طاعت بسیار خود از خدا را کم بشمار تا از این راه بر نفس خرده گیری (یا آن را زبون سازی) و خود را در معرض گذشت (خداوند) قرار دهی.» 3ـ شر را با علم دور کن: «وادفع عن نفسک حاضر الشّرّ بحاضر العلم؛شر موجود را به وسیله دانش و معرفت موجود از خود دورگردان.» شاید مقصود این باشد که با شر و بدی از طریق فکر و اندیشه و آگاهی برخورد کن نه از طریق عصبانیّت و احساسات. 4ـ از علم با اخلاص استفاده کن: «واستعمل حاضر العلم بخالص العمل؛ دانش موجود را به وسیله عمل خالص به کار بند.» و اگر چنین شد بر علم انسان افزوده می شود چنان که در حدیثی حضرت جواد فرمود: «هر کس به آنچه می داند عمل کند خداوند دانشی را که نمی داند به او تعلیم می دهد.»(26) 5ـ اخلاص را با هوشیاری حفظ کن: «و تحرّز فی خالص العمل من عظیم الغفلة بشدّة التیّقظ؛ و در عمل خالص که انجام می دهی خود را با بیداری و هوشیاری تمام، از غفلت بزرگ نگهدار.» 6ـ بیداری را با ترس خدایی به دست آور، «و استجلب شدّة التیّقظ بصدق الخوف؛ و بیداری کامل را با ترس صادقانه (از خدا) به دست آور.» 7ـ «و احذر خفیّ التّزیّن بحاضر الحیاة؛ و از خود آرایی های نهانی به این زندگی (دنیا) حذر کن.» 8ـ با عقل از هوس خود را حفظ کن، «و توقّ مجازفة الهوی بدلالة العقل؛ و با راهنمایی خرد، خودت را از خطر و گزافه گویی نفس حفظ کن.» 9ـ از خطر هوس خود را حفظ کن «وقف عند غلبة الهوی باسترشاد العلم و استبق خالص الاعمال لیوم الجزاء، خودت را از خطر هوس نگهدار و در هنگام غالب آمدن هوس، با ارشاد خواهی از دانش و معرفت، درنگ کن و اعمال خالص را برای روز پاداش(قیامت) نگهدار»(27) در میزان الحکمه، وصیّت مذکور به همین اندازه آمده ولی در منبع اصلی،یعنی تحف العقول که میزان الحکمه نیز از آنجا نقل نمود و برخی منابع دیگر، وصیّت بیش از مقدار مذکور است، و چون ادامه آن حاوی نکات عمیق و مفیدی است آن را می آوریم. 10ـ و انزل ساحة القناعة باتّقاء الحرص و ادفع عظیم الحرص بایثار القناعة؛ فرود آی در میدان قناعت با نگهداری خود از حرص، و دور کن بزرگی حرص را با مقدّم داشتن قناعت پیشگی.» 11ـ «واستجلب حلاوة الزّهادة بقصر الامل و اقطع اسباب الطمع ببرد الیأس؛ شیرینی زهد ورزی را با کوتاهی آرزو به دست بیار، و به خنکی نا امیدی (از دیگران) ریشه های طمع را قطع کن.» 12ـ درمان عجب «و سدّ سبیل العجب بمعرفة النّفس و تخلّص الی راحة النّفس بصحّة التّفویض؛راه عجب را با شناخت نفس(و عجز خویشتن) سد کن و نفس را با نیکو تفویض نمودن (امور به خدای متعال) آسوده ساز. 13ـ راه راحتی بدن «واطلب راحة البدن باجمام القلب و تخلّص الی اجمام القلب بقلّة الخطاء؛ برای راحتی بدن به دنبال راحتی دل باش، و برای راحتی دل به دنبال کم خطا کردن باش» هر کس کمتر خطا کند، دلش نیز کمتر مشغول و گرفتار و غصّه دارد، هرگاه قلب راحت و آسوده باشد بدن نیز راحت خواهد بود. 14ـ راه بدست آوردن رقّت قلب «و تعرّض لرقّة القلب بکثرة الذّکر فی الخلوات، و استجلب نور القلب بدوام الحزن؛ با زیادی ذکر (خدا) خود را در معرض رقّت قلب قرار بده، و با مداومت حزن و اندوه (بر قیامت و پس از مرگ) نورانیّت قلب بدست آور. 15ـ راه دوری از شیطان «و تحرّز من ابلیس بالخوف الصّادق، و ایّاک و الرّجاء الکاذب فانّه یوقعک فی الخوف الصّادق؛ از شیطان با ترس صادقانه (از خداوند) دوری کن، و بر تو باد دوری جستن از امید کاذب (و ناروا، زیرا این اجتناب تو را در خوف صادق از خداوند) قرار می دهد.» 16ـ «و تزیّن للّه عزّ و جلّ بالصّدق فی الاعمال و تحبّب الیه بتعجیل الانتقال و ایّاک و التّسویف فانّه بحرٌ یغرق فیه الهلکی؛ خود را برای خدا با صداقت در عمل ها زینت کن، و دوستی خود را نسبت به او با تعجیل در رفتن (از دار دنیا) اظهار کن و بر تو باد که از سوف سوف گفتن و امروز و فردا کردن دوری کنی، زیرا این عمل دریایی است که در آن هلاکت شدگان غرق شده اند.» 17ـ غفلت قساوت می آورد «و ایّاک و الغفلة ففیها تکون قساوة القلب و ایّاک و التّوانی فیما لاعذر لک فیه فالیه یلجأ النّادمون؛ از غفلت دوری کن که باعث قساوت و سختی قلب می شود و از سستی در چیزی که عذرنداری اجتناب کن، زیرا سستی پناهگاه نادمان و پشیمان شوندگان است.» 18ـ راه توبه «و استرجع سالف الذّنوب بشدّة النّدم، و کثرة الاستغفار؛ گناهان گذشته خود را با شدّت پشیمانی و زیادی استغفار و طلب بخشش برگردان.» 19ـ راه رسیدن به عفو الهی «و تعرّض للرّحمة و عفو اللّه بحسن المراجعة و استعن علی حسن المراجعة بخالص الدّعاء و المناجاة فی الظّلم؛ با نیکو رجوع نمودن (به خدا و توبه) خود را در معرض رحمت و گذشت خدا قرار بده و برای نیکو مراجعه کردن از دعای خالص و مناجات های (شبانه) در تاریکیها کمک بگیر» یعنی توبه واقعی بعد از پشیمانی و زیادی استغفار و خالصانه خدا را یاد کردن و شب ها در پیشگاه او نالیدن تحقق می یابد.
20ـ «...و اطلب بقاء العزّ باماتة الطّمع و ادفع ذلّ الطّمع بعزّ الیأس و استجلب عزّ الیأس ببعد الهمّة؛ بقای عزّت (خود) را در میراندن طمع جستجو کن، و خواری طمع را با عزّت ناامیدی (از دیگران) دور ساز، و عزّت ناامیدی (از دیگران) را به بلند بودن همّت بدست بیار.»
21ـ به هر کس اطمینان نکن «...و ایّاک و الثّقة بغیر المأمون فانّ للشّرّ ضراوةٌ کضراوة الغذاء؛ بپرهیز از اعتماد به فرد غیر مطمئن! زیرا بدی را اعتیادی است همچون عادت انسان به خوردن غذا.» 22ـ بهترین علم «و اعلم انّه لاعلم کطلب السّلامة و لاسلامة کسلامة القلب و لاعقل کمخالفة الهوی، ولاخوف کخوف حاجزٍ، ولارجاء کرجاء معینٍ؛ بدان که هیچ دانشی همچون طلب سلامت نیست و هیچ سلامتی بسان سلامت قلب نیست و هیچ خردی مانند مخالفت با هوس نیست و هیچ ترسی مانند ترس بازدارنده (از گناه) نیست و هیچ امیدی همچون امید یاری دهنده (مشوق) نیست. 23ـ «ولافقر کفقر القلب و لاغنی کغنی النّفس و لا قوّة کغلبة الهوی؛ و فقری چون فقر دل، و غنایی چون غنای نفس نیست و هیچ قدرتی مانند غلبه بر هوی وجود ندارد.»
24ـ «ولا نور کنور الیقین و لایقین کاستصغارک للدّنیا، و لا معرفة کمعرفتک بنفسک؛ هیچ نوری، بسان نور یقین نیست، و هیچ یقینی مانند کوچک شمردن دنیا نیست (و این که بدانی دنیا ناچیز است) و هیچ معرفتی مانند شناخت خویشتن، خویش نیست.» 25ـ «ولانعمة کالعافیة و لاعافیة کمساعدة التّوفیق، و لا شرف کبعد الهمّة ولازهد کقصر الأمل، ولا حرص کالمنافسة فی الدّرجات؛ نعمتی همچون سلامتی نیست و عافیتی چون همراهی توفیق وجود ندارد، و شرف و بزرگی بسان همت بلند نیست، و زهدی چون کوتاهی آرزوها وجود ندارد، و هیچ حرصی بپای رقابت بر سر مقام نمی رسد.» 26ـ «ولا عدل کالانصاف، ولاتعدّی کالجور و لاجور کموافقه الهوی و لاطاعة کاداء الفرائض، ولاخوف کالحزن، ولا مصیبة کعدم العقل ولا عدم عقل کقلّة الیقین، ولاقلّة یقین کفقر الخوف و لا فقر خوفٍ کقلّة الحزن علی فقد الخوف؛ هیچ عدالت ورزی چون انصاف ورزی نیست، و هیچ تجاوزی مانند ستم نیست، و هیچ ستمی مثل پیروی از هوا و هوس نیست، و هیچ طاعتی چون اداء واجبات وجود ندارد، و هیچ (خدا) ترسی همچون حُزن و اندوه (برای قیامت) نیست و مصیبتی مانند نبود عقل وجود ندارد، و هیچ عدم عقلی بپای کم یقینی نمی رسد و هیچ کمبود یقینی همچون نبود ترس (از خدا) نیست، و هیچ نبود خوف مانند کمی اندوه بر کمبود ترس نیست. 27ـ «ولا مصیبة کاستهانتک بالذّنب، ورضاک بالحالة الّتی انت علیها؛ و هیچ مصیبتی مانند کوچک شمردن گناهت و خشنودی به وضع موجود نیست.» 28ـ «ولا فضیلة کالجهاد ولاجهاد کمجاهدة الهوی و لا قوّة کردّ الغضب؛ هیچ فضیلتی مانند جهاد نیست، و هیچ تلاش و جهادی بسان جهاد با نفس نیست و هیچ قدرتی مانند رد خشم وجود ندارد.» 29ـ «ولا معصیة کحبّ البقاء ولا ذلّ کذلّ الطّمع، وایّاک و التّفریط عند امکان الفرصة فانّه میدانٌ یجری لاهله بالخسران؛(28) معصیتی بسان دلبستگی به جاودانگی(در دنیا) نیست و هیچ خواری مانند خواری طمع نیست و بر تو باد که از کوتاهی دوری کن و فرصت را از دست مده که میدانی است برای اهلش که باعث زیان و خسارت می شود.» ج: وصیّت به فرزندش حضرت صادق(ع) امام صادق(ع) می فرماید: «قال لی ابی: یا جعفر اوقف لی من مالی کذا و کذا، النّوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایّام منی؛ پدرم به من فرمود: ای جعفر! فلان مقدار از دارایی ام را برایم وقف کن تا گریه کنندگان در منی و در ایام (اعمال) منی ده سال بر من گریه کنند.»(29) در این وصیّت مختصر، به دو سنّت مهم و ماندگار ـ که وجود آنها در جامعه مفید و هدایتگر است ـ اشاره فرموده است. 1ـ وقف: وقف از سنتهایی است که به حال فقرا مفید و به مراکز مذهبی چون مسجد، و حسینیّه و... رونق می دهد تا باعث جذب بیشتر افراد شده و زمینه هدایت آنها را فراهم نماید. 2ـ گریه بر اهلبیت؛ عزاداری و زنده نگهداشتن یاد اهلبیت در واقع زنده نگهداشتن دین و مکتب است، مذهب شیعه که همچنان زنده و بالنده در جهان باقی است، یکی از رازهای بقای آن همان عزاداریهای محرّم و صفر و ایّام شهادت امامان بزرگوار است. حضرت باقر(ع) این سفارش را در محلّی به نام منی نموده که هر سال هزاران حاجی از گوشه و کنار جهان در آنجا گردهم می آیند و در شب یازدهم و دوازدهم، آنجا حضور دارند، و فرصتی نیز وجود دارد که در مراسم عزاداری شرکت نمایند، در نتیجه این سنّت به تمام جهان می تواند گسترش یابد، چنان که گسترش یافته و دشمنان نیز بدان اعتراف دارند. دکتر ژوزف فرانسوی می گوید: «...ترقیّات سریع السیری که شیعیان در اندک مدتی کردند می توان گفت در دو قرن دیگر عدد آنها بر سایر فرقه های مسلمانان بیشتر خواهد شد و علّت این امر به واسطه عزاداری امام حسین(ع) است. امروز در هیچ نقطه از جهان نیست که برای نمونه حداقل دو یا سه نفر شیعه نباشند که برای امام حسین(ع) عزاداری نمایند. شیعیان عقیده دارند که روزهای تاسوعا و عاشورا بایستی فقرا را اطعام نمود...دسته دیگر از شیعیان برای اقامه مجلس سوگواری وقفیاتی نموده اند که ارزش آن بالغ بر میلیونها دلار می گردد».(30) توماس ماساریک می گوید: «بسیاری از مورخین ما از کم و کیف عزاداری امام حسین(ع) اطلاع ندارند و جاهلانه درباره آن سخن می گویند... و به این نکته پی نبرده اند که این مسأله در اسلام چه تحوّلی ایجاد کرده و یا جنبش و نهضت مذهبی که از تعزیه در این قوم پیدا شده در هیچ یک از اقوام و ملل عالم پیدا نشده و با یک نظر دقیق در ترقیات دویست ساله پیروان علی(ع) در سرتاسر هندوستان در اقلّیت بودند و همین حال را ممالک دیگر داشت، امروزه در ممالک مترقی و ثروتمند مسیحی اگر بخواهند چنین عزاداری به پا نمایند با صرف میلیونها دلار باز هم به تأسیس چنین مجامع و مجالس عزاداری موفق نخواهند شد...»(31). این اعترافات بخوبی نقش و اهمّیت وصیّت حضرت باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع) را در بر پایی عزاداری آنهم در مجمع حاجیان و در فرصت مناسب در منی روشن می سازد. پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ32. سوره حجرات، آیه 13. 33. سوره بقره، آیه 2. 34. سوره بقره، آیه 282. 35. سوره انعام، آیه 155. 36. سوره مائده، آیه 27. 37. سوره طلاق، آیه 3. 38. سوره طلاق، آیه 2. 39. سوره توبه، آیه 36. 40. سوره اعراف، آیه 128. 41. سوره بقره، آیه 21. 42. سوره بقره، آیه 183. 43. منتخب میزان الحکمه، ص 464، ش 5797. 44. همان، ش 5801. 45. همان، ش 5804. 46. میزان الحکمه محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، دارالحدیث، اوّل، 1377، ج 14، ص 6820. 47. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، داراحیاء التراث، ج 93، ص 313، ح 17، منتخب میزان الحکمه، همان، ص 184، ج 1، حدیث 2143. 48. سوره آل عمران، آیه 134. 49. سوره بقره، آیه 194. 50. سوره فتح، آیه 29. 51. کافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیّه، ج 2، ص 303، ح 3 ؛ منتخب میزان الحکمه، همان، ص 389. 52. همان، ص 389، ح 4807. 53. این بخش را در تاریخ 4/6/86 نوشتم که همزمان بود با سخنرانی آقای احمدی نژاد، در دانشگاه کلمبیا، با این که از طرف رئیس دانشگاه مورد اهانت قرار گرفت، با این حال با متانت از کنار آن گذشت و زمینه ملامت آنان را از سوی جهانیان فراهم نمود. 54. سوره آل عمران، آیه 188. 55. مکارم الاخلاق، ج 2، ص 353، ح 2660، به نقل از منتخب میزان الحکمه، همان، ص 458، ش 5737. 56. سوره اعراف، آیه 200. 57. من عمل بما یعلم علّمه اللّه ما لا یعلم؛ اعلام الدین، ص 301، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ص 370، ش 4583. 58. میزان الحکمه، همان، ج 14، ص 6822 ـ 6821. 59. تحف العقول، علی بن شعبه، تحقیق علی اکبر غفّاری، انتشارات اسلامی، قم 1404 هـ.، ص 284 ـ 286 ؛ اعلام الهدایه، مجمع جهانی اهل بیت، اول، 1422، ج 7، ص 234 ـ 237. 60. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ج46، ص 220. 61. شهید کربلا، ج 2، ص 224 ـ 227، به نقل از آشنایی با حسین، میرزا باقر زخره ای، نامدار، قم، 1382، چاپ اول، ص 66. 62. آشنایی با حسین(ع)،همان، ص 64 ـ 65. |
بررسی علمی سال 2012 توسط ناسا
Share on diggShare on facebookShare on twitterShare on emailShare on favoritesShare on print|More Sharing ServicesMore
تاريخ ارسال : 27 عقرب 1388
ارسال شده توسط : مدیر وبسایت
نويسنده : مدیریت
منبع : universetoday.com
تعداد بازديد : 65536
بعد از این همه گمانه زنی و بحث در مورد سال 2012 حالا ناسا هم تصمیم گرفته تا با این دروغ و ادعای پوچ بجنگند. آقای دون یومانس مدیر دفتر اجرام مجاور زمین ناسا یک فلم ویدیویی و یک مقاله ارایه نموده که حاوی واقعیت های علمی در مورد اتفاقات آسمانی سال 2012 می باشد.
آقای یومانس با این کار خود توضیح میدهد که در سال 2012 هیچ اتفاقی نمی افتد. حالا ما هم خوشحالیم که این مقاله را جزو مطالب علمی برای رد پیش گویی های شوم سال 2012 برای شما ارایه میدهیم.
آقای دون یومانس پژوهشگر ارشد علمی ناسا
مصاحبه آقای یومانس را در یوتوپببینید
ماه و زمین از نظر سفینه فضایی گالیله در 16 دسمبر 1992، یعنی 8 روز بعد از رویارویی این سفینه با زمان. در آن زمان سفینه فضایی گالیله از فاصله حدود 6.2 میلیون کیلومتر به عقب نگاه کرد تا این تصویر زیبا را از ماه در مدار زمین بگیرد. تصویر از ناسا.
ظاهرأ در پایان سال 2012 علاقمندی خاصی به اجرام آسمانی، موقعیت و مدار آنها وجود دارد. من هم مثل شما علاقمند کتاب یا فلم خوبی در مورد اتفاقات فضایی اما فلم یا برنامه های تلویزیونی در مورد سال 2012 اساس علمی ندارد. حتی خبر های تقلبی و دروغ به نقل از ناسا نشر شده که گویا در سال 2012 یک اتفاق فضایی رخ میدهد و این اتفاق واقعیت علمی دارد.
نیبیرو نام یک سیاره تخیلی است که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد، اما به سادگی می گویم که چنین چیزی اصلأ وجود ندارد. هیچ شواهد معتبری بخصوص هیچگاه تلسکوپی یا دیگر ابزار نجومی وجود چنین جسمی را ندیده و وجود آن را رد می کند. حتی هیچ شواهدی دال بر اثرات گرانشی یا جاذبه ایی این جسم بر هیچ یک از اعضای منظومه شمسی ما دیده نشده.
بناء هیچ پیشگویی معتبری برای اتفاقات نجومی در سال 2012 میلادی وجود ندارد. فعالیت خورشید همیشه بصورت یک دوره 11 ساله بوده که دوره بعدی اوج فعالیت های خورشیدی بین سالهای 2010 تا 2012 می باشد. اما زمین بطور منظم این دوره های افزایش فعالیت خورشیدی را بدون هیچگونه اثرات قابل نگرانی تجربه نموده. میدان مغناطیسی زمین به مثابه یک سپر خوب ذرات شارژ دار خورشید را همیشه دفع میکند. اما بر اساس یک دوره زمانی حدود 400 هزار ساله این قطب ها جابجا می شوند. ولی هیچ شواهدی بر تکرار این گونه جابجایی در سال 2012 وجود ندارد. حتی اگر قرار باشد این جابجایی چند صد هزار ساله میدان های قطبی آغاز شود، هیچگاه بر گردش زمین و یا بر جهت گردش محور زمین تأثیر نمی گذارد و چنین تغییر و جابجایی فقط در توان رستم دستان یا همان سوپر من فلم های تخیلی است که زمین را از جا می کند.
یگانه کشش گرانشی یا جاذبه ایی مهمی را که زمین تا هنوز تجربه کرده و همیشه تحت تأثیر آن قرار دارد، نیروی جذر و مد میان زمین و ماه است. در چند دهه آینده هم هیچگونه هم خط شدن میان سیارات پیش بینی نشده و زمین هم در سال 2012 از میان صفحه کهکشانی عبور نمی کند. در ضمن حتی اگر این گونه هم خط شدن اتفاق بی افتد، اثرات آن بر زمین بسیار کم و قابل چشم پوشی است. هر ماه دسمبر زمین و خورشید تقریبأ با مرکز کهکشان راه شیری هم خط میشوند، اما این یک اتفاق سالانه است و هیچ پیامدی هم به دنبال ندارد.
بنابرین پیش بینی تغییرات شوم یا سرنوشت مرگباری برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی همه دروغ و بی اساس می باشد. در قرن های گذشته هم بار ها سرنوشت شومی برای زمین پیش بینی شده بود. خوانندگان این مقاله کاش همه فلم های دانشمند مهم نجومی آقای کارل ساگان را دیده بودند. اما برای کسانی که با کار های آقای سگان آشنا نیستند می گویم که آقای ساگان چندین سال قبل گفته بود " ادعا های بزرگ و خارق العاده نیازمند شواهد خارق العاده اند" و باور چنین سرنوشت شوم برای زمین در سه سال بعد دور از تصور است. از سوی دیگر اگر قرار باشد چنین اتفاقی بی افتد چرا جهانیان بی تفاوت نشسته اند.
کسانی که ادعای چنین اتفاقات شوم و جدی را برای 21 دسمبر 2012 می کنند، باید ثبوت ادعای خود را هم برای مردم پیش کش کنند. کجاست شواهد این اشخاص؟ دانش این افراد برای این ادعا بر مبنای چیست؟
در واقع این افراد هیچ ثبوتی در دست ندارند و تمام ادعا ها، پیش بینی یا هر گونه اسراری که در قالب کتب، فلم های مستند و یا مقالات انترنتی در این مورد نمی تواند هیچ واقعیتی را تغییر دهد. در اخیر می گویم که هیچ ثبوت معتبری برای این ادعا ها وجود ندارد و نمی تواند هیچگونه اتفاق غیر طبیعی را برای دسمبر 2012 را ثابت بسازد.
دوستان یک سری مطالبی در اینترنت منتشر شده است مبنی بر اینکه 3 سال دیگه دنیا به پایان میرسه (حتما شنیدید)...... مطلبش هم پایین گذاشتم میتونید بخونید ....
سوال اینجاست .....
از لحاظ دینی و با توجه به گفته های دین ما چنین چیزی امکان پذیر است .... خوب پس تکلیف ظهور امام زمان (ع) چی میشه ..... تکلیف حکومت ایشان چی میشه ....
از نظر دین چنین چیزی امکان پذیر است ؟
کارشناسان عزیز لطفا راهنمایی کنند .
آیا میتوان به چنین مطالبی که از نظر علمی اثبات شده اند(اینطور که به نظر میرسه...)اعتماد کرد ؟
سال 2012 آخرالزمان است !؟!
================
بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیشگویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید. آیا واقعا 3 سال تا آخرالزمان باقی مانده است؟
علیرضا نورایی: آخر دنیا نزدیک است! بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیشگویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید! از همین الان هم ماشین بازاریابی فیلم در آستانه اکران «2012» بر تبلیغات پیرامون پدیدههای مرتبط با نابودی جهان این تاریخ افزوده و فضا را برای فروشی بینظیر آماده میکند.
اما واقعیت ماجرا چیست؟ آیا واقعا دنیای ما سه سال دیگر به پایان میرسد؟ در ادامه، پنج پدیده که طبق پیشگویی مایایی زمین را نابود میکند، بررسی شده است. شاید شما هم پس از به پایان بردن این مطلب، نظر دیگری درمورد این پیشگویی پیدا کنید.
پدیدهای فضایی، قطبها را میچرخاند
در برخی پیشگوییها پیرامون محشر 2012 گفته شده که زمین به واسطه برخورد یک شهابسنگ دچار جابجایی قطبها میشود، یا زمین در اثر پدیدهای نادر 27هزار سالنوری را یکشبه طی میکند و در مرکز کهکشان راه شیری قرار میگیرد؛ و یا داخل زمین به دلیل تشعشعات شدید خورشیدی ناپایدار میشود و به مکانی ناامن برای ساکنانش تبدیل میشود!
جابجایی قطبها اینگونه رخ میدهد که پوسته و گوشته زمین ناگهان جابجا میشوند و با گردش به دور هسته بیرونی زمین، شهرهای ویران را به قعر خود فرو میبرند.
آدام مالوف، یکی از زمینشناسان دانشگاه پرینستون روی پیشگویی جابجایی قطبها مطالعه کرده و این ایده آرماگدون 2012 را به چالش کشیده است. به گفته وی، شواهد مربوط به مغناطیس سنگها دال بر این است که قارههای زمین در گذشته چنین نوآرایی شدیدی را تجربه کردهاند ولی این فرآیندی میلیونها سال به طول انجامیده و آنقدر آهسته اتفاق افتاده که انسان نمیتواند چنین چیزی را درک کند.
سیارهای ناشناخته در راه برخورد با زمین
چند سال پیش، تلسکوپ فضایی هابل تصویری بینظیر از ستاره متغیر 838 صورتفلکی تکشاخ را در فاصله بیستهزار سالنوری تهیه کرد که ستارهای از نوع غولسرخ را همراه با غبار اطرافش نشان میداد؛ اما برخی پیدا شدند و گفتند این تصویر حاوی شواهدی از یک دنیای موهومی با نام سیاره ایکس ونیبیرو است و در مسیری واقع شده که تا سال 2012 به زمین اصابت خواهد کرد.
این در حالی است که به گفته دیوید موریسون، یکی از اخترشناسان ناسا، «هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد و این نزدیکترین چیز به حقیقت است! اگر آنجا یک سیاره یا یک کوتوله قهوهای و یا هرچیز دیگری وجود داشته باشد که 3 سال تا ورود به منظومه شمسی فاصله داشته باشد، منجمان قطعا از یک دهه قبلتر آنرا شناخته و در حال مطالعهاش بودند! از آن بدتر اینکه اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، حتی امروز با چشم غیرمسلح باید دیده شود».
منشا این ایده در واقع پیش از آغاز شایعات پیرامون 2012 بود. زنی که ادعا میکرد از بیگانگان پیغام میگیرد، محشر نیبیرو را شایع کرد، تازه او اعلام کرده بود دنیا در سال 2003 به پایان میرسد و نه 2012.
مقارنه خورشید و کهکشان به محشر میانجامد

برخی رصدگران آسمان باور دارند که سال 2012، مقارنه آسمانی بینظیری روی خواهد داد که برای اولین بار در 26هزار سال گذشته اتفاق میافتد. بر پایه این سناریو، مسیر خورشید در آسمان از نقطهای میگذرد که قلب کهکشان راهشیری در آنجا قرار گرفته است.
برخی نگران آنند که نیروی گرانش خورشید و نیروهای ناشناخته و بسیار قدرتمند کهکشانی یکدیگر را تقویت کنند و و مثلا با پدید آوردن یک جابجایی قطبی یا کشاندن زمین به داخل ابرسیاهچاله فوقالعاده عظیمی که در قلب کهکشانمان لانه گزیده، آخرین روز زمین را رقم بزند.
این درحالی است که هیچ مقارنه یا نظم کهکشانی جدیدی در سال 2012 وجود ندارد. هرسال بههنگام انقلاب زمستانی خورشید در نقطهای از آسمان واقع میشود که بسیار نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری است. شاید نویسندگان زیجها و تقویمهای نجومی از چنین مقارنههایی هیجانزده شوند، ولی واقعیت آن است که چنین پدیدههایی فقط ظاهری است و برای اهل دانش معنی خاصی ندارد. مثال مشهور دیگر، قمر در عقرب است که ماهی یکبار اتفاق میافتد و هیچ تاثیر و تغییری در کشش گرانشی، تشعشعات خورشیدی، مدار سیارات یا هر چیز دیگری که حیات روی زمین را تحت شعاع قرار دهد، ندارد.
مایا آخر دنیا را در سال 2012 پیشگویی کرد
از آپولیناریو شیلی پیکستون نپرسید که آیا پایان دنیا در 2012 است یا نه. ریشسفید سرخپوست مایا که در اکتبر 2009 / مهر 1388 در گواتمالا روی صفحه تلویزیون ظاهر شد، اعلام کرد که از این دامن زدن به این موضوع خسته شده است.
به گفته برخی باستانشناسان، تقویم مایا آنطور که برخی دیگر اظهار میکنند در سال 2012 به پایان نمیرسد و قدیمیها هم هرگز این سال را به عنوان پایان دنیا نمیشناختند. اما روز 21 دسامبر 2012، روز مهمی برای تمدن مایا است.
آنتونی اونی، باستان-اخترشناس در دانشگاه کلگیت در ایالت نیویورک میگوید: «این زمانی است که بزرگترین دوره در تقویم مایا (یک میلیون و 872هزار روز یا 5125.37 سال) به پایان میرسد و دوره جدید آغاز میشود. در دوران اوج شکوه امپراتوری مایا، آنها تقویم بدون تکرار «شمارش بلند» را اختراع کردند؛ تقویمی با دورهای بسیار طولانی که از بنیانهای فرهنگی نشات میگیرد و به مسئله خلقت بازمیگردد. دوره کنونی تقویم شمارش بلند در آنچه مایا به عنوان آغاز آخرین دوره آفرینش (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) میداند، در انقلاب زمستانی 2012،به پایان میرسد. مایا این تاریخ را که هزاران سال پیش از تمدنش است را به عنوان «روز صفر» یا 13.0.0.0.0. نوشته است و در دسامبر 2012 تقویم گردشی مجددا به روز صفر میرسد و بازه طولانی دیگری آغاز میشود. این ایده حاکی از آن است که زمان و تمام جهان تجدید میشود، چه بسا بعد از سپری شدن دورهای پراسترس. این درست مشابه شرایطی است که ما همیشه در روز اول سال، سال را نو میکنیم یا حتی در صبح بعد از تعطیلات آخر هفته».
طوفانهای خورشیدی زمین را ناآرام میکنند
برخی دیگر شایع کردهاند که در 2012، خورشید فورانهای مهلکی از شرارههایش تولید میکند که حرارتش، زمین را بر سر زمینیان ویران میکند.
فعالیتهای خورشیدی در بازههایی تقریبا 11 ساله تغییر میکند. البته طوفانهای بزرگ خورشیدی میتواند با اختلال در عملکرد ماهوارهها و سیستمهای مخابراتی و انتقال برق، بخصوص در عرضهای جغرافیایی نزدیک به قطب، به جوامع و دیگر سیستمهای زمینی آسیب برساند، ولی هیچ نشانهای حداقل در کوتاه مدت، دال بر این وجود ندارد که خورشید طوفانهایی به پا کند که از شدتش سیارهمان بریان شود. از سوی دیگر، اخترشناسان براساس دورههای یازدهساله فعالیت خورشید پیشبینی میکنند که اوج فعالیت خورشید یکی دو سال دیرتر از 2012 اتفاق بیفتد.
پس 2012 چه اتفاقی میافتد؟

بسیاری از پژوهشگران که شواهد پراکنده مقبره مایا را واکاوی میکنند، عقیده دارند که امپراتور به روشنی پیشگویی کرده که هر چیز ویژهای در 2012 اتفاق خواهد افتاد.
مایا، نگارهای بر جای گذاشته که حتی اگر زمانی برایش مشخص نکرده باشد، به سناریوی پایان جهان در صفحه پایانی متن تقریبا 1100 صفحهای که به عنوان «دستنوشتههای درسدن» شناخته میشود، پرداخته است. مطابق توصیف این نگاره، جهان توسط یک سیل نابود میشود. این سناریویی است که بسیاری از فرهنگها به آن پرداختهاند و احتمالا توسط مردمان باستان هم تجربه شده است.
به باور آنتونی اونی، منظور سناریوی دستنوشتهها فقط خوانده شدن به صورت لفظی نبوده؛ بلکه به عنوان درسی در رابطه با رفتار انسان بوده است. او تقویم بدون تکرار مایا را به تجدید دوره سال نوی خودمان تشبیه میکند؛ دورهای از فعالیتهای پرآشوب و پراسترس به پایان میرسد و دوره جدید مثل تولدی دوباره آغاز میشود که در آن بسیاری افراد تصمیم به بهبود زندگی خود میگیرند.
بخش های دانشگاهی
اخبار دانشگاه دکتری 91 کارشناسی ارشد90 کارشناسی کاردانی کنکوردوره های MBA بورسیه پذیرش بدون کنکور آزمون سربازی امریه
دوره های آموزشی
دوره های آموزشی کتاب و محصولات آموزشی
اخبار دانشگاه های مختلف
دانشگاه بین المللی تحصیل در خارج دانشگاه پیام نوردانشگاه مجازی دانشگاه غيرانتفاعی موسسه آموزش عالی دانشگاه خارجی دانشگاه مشترک خارجی اخبار دانشجویی دانشجويان خارجی
ادامه مطلب...
برای هریک از سوره های قران خواص متعددی ذکر شده است.
۱- فاتحه :
مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر
۲- بقره :
دوری از شیطان - ایجاد برکت - رفع سحر - شفای دردها - زیاد شدن روزی
۳- آل عمران:
درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زایمان رفع دیون آسان شدن مشکلات – ازدیاد روزی
۴- نساء :
پاداش الهی – حکم صدقه – رهایی از فشار قبر
۵- مائده :
استقامت در توحیداعطای حسنات – بخشش گناهان
۶- انعام :
رفع بیماری – ستایش فرشتگان تا روز قیامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما لیخولیا – دفع بلایا
۷- اعراف :
رفع بازخواست روز قیامت – همنشینی با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان
۸- انفال :
محافظت از نفاق – افتخار شیعه – شرمندگی دشمنان – شفاعت پیامبر در روز قیامت – محافظت در برابر تعدی – پیروزی در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگی گناهان – ارتقای مقام
۹- توبه :
جلوگیری از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطای حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پیری –آشکار شدن عیوب - اعتراف دزد
۱۰- یونس :
درمان درد پهلو، درد پا و ساق - شناسایی سارق
۱۱- هود علیه السلام :
اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت
۱۲- یوسف علیه السلام :
چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – آسان شدن سختی مرگ
مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات
۱۳- رعد:
رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان اعطای حسنات استقامت در روز قیامت
۱۴- ابراهیم علیه السلام :
رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکا ن
۱۵- حجر:
اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق حسن خرید و فروش
۱۶- نحل:
عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت
۱۷- اسراء (بنی اسرائیل):
شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تیر –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختیها
۱۸- کهف:
بیدار شدن به موقع از خواب شهید از دنیا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نورانی شدن –رفع تنگ دستی –امان یافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان
۱۹- مریم:
به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عیسی شدن در قیامت –شوکت سلیمان یافتن درقیامت –اعطا حسنات-خواب های خوش دیدن –جلوگیری از دستبرد دزدان-رفع ترس-خیر و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه
۲۰- طه:
پاداش در آن دنیا ثواب مهاجرین وانصار را یافتن –شنیدن پاسخ مثبت در خواستگاری-ایجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار یافتن دختر –آسان شدن ازدواج
۲۱- انبیا:
دیدن عجایب در خواب –رفع بی خوابی
۲۲- حج:
تشرف به مکه –اهدای حسنات –سقوط حاکم ستمگر
۲۳- مومنون:
عاقبت به خیر شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب
۲۴- نور:
بیمه شدن جان و دارایی و زنان –آمریزیده شدن-اعطای حسنات-
۲۵- فرقان:
رهایی ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حیوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات
۲۶- شعرا:
اولیای خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطای حسنات –خواننده ی کتب الهی شدن –شفا از بیماریها –دستیابی به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سیل سخت آمدن طلاق بر زن
۲۷- نمل:
اعطای حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حیوانات موذی
۲۸- قصص:
اعطای حسنات-شهادت به راستگویی- رفع درد ها وبیماری ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد
۲۹- عنکبوت :
رفع گناهان –اعطای حسنات-رفع بیماری ها ودردها –شادابی قلب – خوش خوابیدن
۳۰- روم:
اعطای حسنات –یافتن گمشده –بیمار کردن دشمن
۳۱- لقمان :
حفاظت از شیطان – همنشینی با لقمان در قیامت –اعطای حسنات – رفع بیماری ها ودردها قطع خونریزی بدن – رفع بیماری درد ورنج
۳۲- سجده:
داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قیامت – همنشینی با پیامبر و خاندانش در روز قیامت – ثواب راز ونیاز شب قدر –رفع بیماری تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه
۳۳- احزاب:
قرار گرفتن کنار پیامبر وهمسرانش در روز قیامت –درامان بودن قبر –افزایش خواستگاران
۳۴- سباء:
حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خیرات در دنیا وآخرت –داشتن همنشین سالم در روز قیامت –دور شدن حیوانات و حشرات –بری شدن از ترس
۳۵- فاطر:
ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفین –رفع بیماری سردرد – جلوگیری از تخریب هنگام زلزله
۳۶- یاسین:
افزایش رزق وروزی حفاظت شدن در برابر خطرات وشیطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونیت از فشار قبر-نورانیت- همراهی فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ایستادن درکنار پیامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشینی با پیامبر(ص)-اعطای حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهی و ویرانی و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفیف وحشت قبر –آمرزش وخشنودی خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقویت حافظه-پیروزی در مناظرات – مصونیت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدیاد شیر در زنان
۳۷- صافات :
تسهیل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلایا – ازدیاد رزق – حفاظت از گزند شیطان – مبعوث شدن با شهیدان – اعطای حسنات – دیدن جنیان و عدم آسیب آنان – آرامش از اضطراب
۳۸- ص:
اعطای خیرات در دنیا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگیری از گناهان صغیره و کبیره – آشکار کردن معایب حاکم یا قاضی-
۳۹- زمر:
شرف و بزرگی در دنیا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پیامبران و صدیقان – آمرزیده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن
۴۰- مومن (غافر):
بخشایش گناهان –کسب تقوا –خیردر اخرت –خرم شدن باغ- خیر وبرکت مغازه – شفای مالیخولیا – درمان دمل – رفع بیماری وحشت زدگی – التیام دل درد – درمان بی هوشی وغش –درمان دردطحال-
۴۱- فصلت (حم سجده):
نورا نیت در روز قیامت قیامت – سعا دت در زندگی دنیوی – اعطای حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد
۴۲- شوری (حمعسق):
نورانیت در روز قیامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر
۴۳- زحزف:
مصون بودن از گزند حیوانات زمین وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتیاج به دارو –رفع مرض صرع
۴۴- دخان:
سهولت محاسبه در روز قیامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشیدن گناهان –رهایی از نیرنگ شیطان – خوابهای نیکو دید ن –رفع بیماری سر درد – ازدیاد ثروت – رونق تجارت –رهایی ازگزند حاکم –محبوبیت نزد مردم – رفع بیماری یبوست
۴۵- جاثیه:
ندیدن آتش جهنم ونشنید ن صدا وصیحه ی ان- همراهی حضرت محمد –ازبین رفتن ترس و وحشت در روز قیامت – پوشیده شدن زشتیها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود
۴۶- احقاف :
در دنیا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قیامت – به تعداد انسانهای زمین ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده میشود –جسمی قوی یافتن –سالم ماندن در برابر بیماری های کودکانه – ارامش یافتن از زمان کودکی محبوب شدن نزد مردم – شنیده ها را درک کردن – تسکین و درمان بیماری ها
۴۷- محّمد صلّی الله علیه وآله وسلم :
هرگز مشرک نگردد – شک به دین راه نیابد – فقیر نشدن – نترسیدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دین تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز می خوانند – همراهی فرشتگان – در پناه خداوند و پیامبر قرار گرفتن – پس از برانگیخته شدن صورت پیامبر را دیدن – سیراب شدن از نهرهای بهشتی – مصون ماندن از امور ناپسند و بیماری ها – دوری جنیان از وی
۴۸- فتح:
بیمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذیرفته شدن سخن وی نزد مردم – تویت حافظه – کسب خیرو برکت – رفع بیماری هراس – در امان ماندن از غرق شدن
۴۹- حجرات:
در شمار زایران پیامبر اکرم قرار گرفتن – اعطای حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهای خیر و برکت – پیروزی در جنگها خروج شیطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزونی یافتن شیر مادر
۵۰- ق:
ازدیاد روزی – مثبت شدن نامه ی اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدیاد شیر مادر
۵۱- ذاریات :
سا مان یافتن زندگی – ازدیاد روزی – روشن شدن قبر – اعطای حسنات – رفع درد درون – سهولت زایمان – آسان شدن مرگ
۵۲- طور :
اعطای خیر و برکت – دور شدن از عذاب الهی – رسیدن به بهشت – ازادی اسیر و زندانی – خوشایندی سفر – بهبودی عقرب گزیدگی
۵۳- نجم:
زنگی با اوصاف نیک – بخشایش گناهان – اعطای حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شیاطین
۵۴- قمر (اقتربت):
رسیدن به بهشت – روسفیدی در قیامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبیت میان مردم – سهل شدن امور مشکل
۵۵- الرحمن :
شفاعت کردن در روز قیامت – شهید محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفای چشم درد امنیت یافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بیماری آفات از خانه
۵۶- واقعه :
عزت در میان مردم – رفع بیماری بدبختی و فقر – همنشینی با حضرت علی علیه السلام - نورانیت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خیر و برکت خانه – پیروزی و ثروت و موفقیت- بخشش گناهان – سهولت احتضار
نقل است که عثمان بن عفان بعیادت عبدالله بن مسعود رفت در مرضی که با آن فوت شد باو گفت که از چه شکوه داری گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل داری گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طیب مرا بیمار کرده گفت:امر نکنم که بتو عطیه بدهند گفت در وقتیکه احتیاج داشتم بمن ندادی الحال که مستغیم میدهی گفت آنچه میدهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشانرا بدان حاجتی نیست جهت اینکه من ایشانرا امر کردم بخواندن سوره واقعه و من شنیدم از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که میفرمود هر که بخواند ای سوره را در هر شب نمیمیرد باو پریشانی هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که هر که بخواند ین سوره را هر شب پیش از آنکه بخوابد ملاقات کند خدای عزوجل را در حالتی که روی آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامی آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت این سوره را بخواند .
۵۷- حدید :
عدم عذاب در دنیا – رفع بلایا – درکظهور حضرت قا ئم علیه السلام – نعمت بهشت – آزادی زندانی – مصونیت در جنگ – التیام درد
۵۸- مجادله:
تسکین درد –حفظ د فینه – آرامش بیمار – مصونیت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات
۵۹- حشر:
درود فرستادن کا ینات به او- در حکم شهید قرار گرفتن – مصون شدن از بلایا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقویت حا فظه
۶۰- ممتحنه:
دفع فقر – نورانیت دیدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهید قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بیماری طحال – آسودگی در زندگی
ادامه مطلب...
پاسخ به شبهه افکنی پاپ در مورد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
چکیده :
دشمنی غرب مسیحی نسبت به اسلام و پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله پیشینه دیرینهای دارد. یک نمونه آن، جنگهای صلیبی و استعمار غربی نسبت به کشورهای اسلامی است. صدها سال در قرون وسطی، با انواع تهمتها و افتراها علیه اسلام و پیامبر اسلام محافل خویش را گرم نگه میداشتند. اما مدتها بود که این گونه اظهارات از جانب غرب مسیحی مطرح نمیشد تا اینکه اخیرا شواهد و علایمی بر بازگشت آنها به همان رویه پیشین مشاهده میشود که نمونه آشکار آن، اظهارات مغرضانه پاپ علیه اسلام و پیامبر اسلام است. در این مقاله ابتدا اظهارات پاپ بررسی گردیده و سپس به صورت منطقی و تحلیلی به نقد و ارزیابی آن پرداخته شده است.
کلمات کلیدی :
اسلام، پیامبراعظم، پاپ، جهادمقدس، خشونت، عقلانیت.
چکیده
دشمنی غرب مسیحی نسبت به اسلام و پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله پیشینه دیرینهای دارد. یک نمونه آن، جنگهای صلیبی و استعمار غربی نسبت به کشورهای اسلامی است. صدها سال در قرون وسطی، با انواع تهمتها و افتراها علیه اسلام و پیامبر اسلام محافل خویش را گرم نگه میداشتند. اما مدتها بود که این گونه اظهارات از جانب غرب مسیحی مطرح نمیشد تا اینکه اخیرا شواهد و علایمی بر بازگشت آنها به همان رویه پیشین مشاهده میشود که نمونه آشکار آن، اظهارات مغرضانه پاپ علیه اسلام و پیامبر اسلام است. در این مقاله ابتدا اظهارات پاپ بررسی گردیده و سپس به صورت منطقی و تحلیلی به نقد و ارزیابی آن پرداخته شده است.
کلیدواژهها: اسلام، پیامبراعظم، پاپ، جهادمقدس، خشونت، عقلانیت.
مقدمه
دشمنی غرب مسیحی با اسلام، محصول پیشرفت اسلام درمحدوده قدرت امپراتوری از یک طرف و نفوذ اسلام در جنوب اروپا از سوی دیگر، در قرون نخستین اسلامی بود. در آن زمان هنوز کلیسای ارتدوکس از کلیسای کاتولیک جدا نشده بود و غرب یکپارچه در تاریکی جهل به سر میبرد. در تمام این دوره، آنچه غرب از اسلام میدانست بسیار اندک و براساس دشمنی تمام عیار با آن بود. غرب تا قرنها پس از آن نه ترجمهای از قرآن داشت و نه با شخصیت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله آشنایی داشت. مبنای قضاوت آنان از اسلام و پیامبر صلیاللهعلیهوآله افسانهها و شایعات بی اساس بود که مبلغان جاهل و یا مغرض وابسته به کلیسا میان مردم منتشر میکردند. در تمام قرون وسطی در غرب، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
______________________________
1 مدرس حوزه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل.
به خدعه و خشونت شناخته میشد و زشتترین افسانهها توسط کلیسا درباره او میان مردم اروپا انتشار مییافت. به همین جهت بود که جنگهای صلیبی را به هدف باز پسگیری سرزمین سابقاً مسیحی از دست مسلمانان به راه انداختند و درحدود دو قرن به نام جهاد مقدس و با علامت صلیب عامل قتل صدها هزار نفر شدند.
در طول قرنها، بسیاری از مکتوبات غربیها و مستشرقین در مذمت و بدگویی این شخصیت آسمانی بوده است. یکی از رکیکترین نوشتههای غرب مسیحی درباره پیامبر صلیاللهعلیهوآله «کمدی الهی» دانته است. (جهت اطلاعات بیشتر درباره این کمدی ر.ک: دورانت، 1381، ص1453ـ1433). دانته در این کمدیکه آن را تحت تأثیر شکستهای صلیبی نوشته است حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله را ـ العیاذ باللهـ چون گناهکاری که با دستان خود سینه چاک شدهاش را از هم میدرد به تصویر کشیده است. از نظر دانته، گناه حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله عبارت بود از: ترویج مذهب دروغین، دعوی نزول وحی و...
در آستانه قرون جدید، مهمترین تهدید برای اروپا ترکان عثمانی بودند. شکستهای غرب مسیحی که به سقوط مرکز کلیسای ارتدوکس به دست سلطان محمد فاتح در سال 1453 میلادی منجر شد بار دیگر شعلههای خشم نویسندگان کلیسایی را علیه شخصیت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله برافروخت. غربیها تقریباً تا قرن هجدهم بلکه نوزدهم هیچ تلاشی برای شناخت شخصیت واقعی این پیامبر صلیاللهعلیهوآله انجام ندادند.
«تاریخ جهان» اثر هیگدن ـ راهب بندیکتی ـ که فقط سه بار و در سالهای 1387، 1495و 1527 میلادی به زبان انگلیسی ترجمه شد، داستان کبوتری را میآورد که محمد صلیاللهعلیهوآله او را تربیت کرده بود تا بالای سرش پرواز کند و او را روح القدس خوانده بود و به او وحی میفرستاد. داستان دیگر، داستان شتری است که حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله آنرا تربیت کرده بود تا فقط از دست او غذایش را بگیرد. محمد صلیاللهعلیهوآله قرآن را بر گردن این شتر آویخته بود و وقتی نزدیک میشد زانو میزد و محمد صلیاللهعلیهوآله آن را میگرفت و به مردم میگفت این پیامی آسمانی است. جذابیتهای جنسی از دیدگاه هیگدن یکی از راههایی است که محمد صلیاللهعلیهوآله برای تضعیف مسیحیت و تقویت اسلام انتخاب کرده بود.
در یک دوره کوتاه و بیشتر در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، غرب توانست آثاری عرضه کند که با نگاهی تقریباً واقعبینانه به اسلام بنگرد. افرادی مانند کارلایل، واشنگتن اروینگ، و... دراین دوره تلاش کردند نقش حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله را در کاروان بشری نشان دهند. در همین مورد، گوته سعی کرد در اشعارش تصویری زیبا از این شخصیت الهی ارایه دهد. اما شگفت این که در این دوره نیز کلیسا از مواضع خود کوتاه نیامد واین آثار از نظر او مردود و مطرود و محکوم بود و به عنوان آثار ممنوعه و کتب ضاله محسوب میشد.
متأسفانه به نظر میرسد امروز غرب به همان نقطه اول برگشته است. بوش پس از واقعه 11 سپتامبر، موضوع جنگ صلیبی را مطرح میکند، پس از آن کاریکاتورهای مبتذل درباره اسلام و پیامبر صلیاللهعلیهوآله در برخی از جراید کشورهای غربی چاپ و منتشر میشود و پس از آن، پاپ که خود را مظهر صلح و آرامش میداند، به آتش جنگ و تنازع میان اسلام و مسیحیت دامن میزند و سخیفترین تهمتها را به اسلام و حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله نسبت میدهد.
در این نوشتار سعی شده است به صورت منطقی و تحلیلی به نقد و بررسی اظهارات پاپ پرداخته شود.
پاپ چه گفت؟
پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیکهای جهان در سخنرانی 12 سپتامبر خود در دانشگاه رگنزبرگ در بحثی، به بیان رابطه میان خردورزی و ایمان و مسئله جهاد (جنگ مقدس) پرداخت. وی در سخنان خود به نقل قولی از یک گفتوگو میان مانوئل دوم (امپراتور مسیحی بیزانس) با یک عالم دینی مسلمان ایرانی، استناد کرد که گفته بود: «به من نشان بده که محمد چه چیز تازهای ارایه کرده است؛ آیا جز چیزهای بد و غیر انسانی چیز دیگری به ارمغان آورده است؟ مثلاً او حکم میکرد که ایمانی که او وعظ میکند باید با زور شمشیر گسترش یابد».
پاپ در ادامه سخنان خود استدلال امپراتور را نیز درباره ادعایش نقل میکند که گفته بود: «خداوند به خونریزی خشنود نیست و رفتار غیر عقلانی با ماهیت وجودی پروردگار در تضاد است. ایمان ثمره روح است و نه جسم، پس هر فردی که به دنبال هدایت دیگران به دین است نیازمند توانایی خوب سخن گفتن و منطق مناسب بدون توسل به خشونت و تهدید است. برای قانع ساختن یک روح منطقی، نیاز به قدرت و هرگونه سلاح یا ابزار برای تهدید دیگران به مرگ نیست».
پاپ در ادامه سخنان خود میگوید: «امپراتور مطمئناً میدانسته است که در آیه 256 از دومین سوره قرآن آمده است که هیچ اجباری در دین نیست (لا اکراه فی الدین) اما به گفته خبرگان، این سوره مربوط به دورههای ابتدایی اسلام و زمانی است که محمد صلیاللهعلیهوآله قدرت نداشت و مورد تهدید بود. امپراتور مسلماً از قوانین مربوط به مبارزه مقدس (جهاد) که بعداً در اسلام وضع شد و در قرآن نیز ثبت شده است آگاه بود. اکنون به من نشان بده محمد صلیاللهعلیهوآله چه چیز جدیدی به ارمغان آورده است. خواهی دید که تنها مسایل شیطانی و غیر انسانی وجود دارد، مانند دستور او به گسترش دینی که وی تبلیغ میکرد از طریق شمشیر».
و میگوید: «ترویج ایمان از طریق خشونت بی معناست و در تناقض با ذات خداوندی و جوهر روح است. پروردگار با خون و خونریزی درتضاد است وغیر عقلانی رفتار کردن مغایر با ذات خداست». (خبرنامه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ش 927، 6/7/85).
مدعیات پاپ درباره اسلام و پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله
اتهاماتی که پاپ در این سخنرانی در مورد اسلام و پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله مطرح میکند به شرح زیر است:
1ـ اسلام دین عقلانی نیست؛
2ـ پیامبر اسلام چیزی جز مجموعهای از آموزههای زشت و غیر انسانی و غیر عقلانی برای بشریت نیاورده است؛
3ـ اسلام دین خشونت است؛
4ـ جهاد مقدس که در اسلام به رسمیت شناخته شده است چیزی جز به رسمیت شناختن خشونت و زور در مسلمان ساختن کفار نیست؛
5ـ پیامبر اسلام هر چند در آغاز شعار آزادی عقیده و ایمان را مطرح میکرد، اما پس از قدرت یافتن، از این شعار دست بر داشت و شعار جهاد و جنگ برای تحمیل عقیده و ایمان را جایگزین آن ساخت.
پاسخ به مدعیات پاپ
در اینجا به صورت کاملاً منطقی و تحلیلی، ضمن بررسی موارد ذکر شده، ضعف و کاستیهای آن را گوشزد میکنیم.
1ـ اسلام و عقلانیت
منظور از عقل در اینجا همان نیرویی است که عامل تشخیص حق و باطل و خیر و شر است. خداوند در نهاد انسان قوهای به ودیعه گذاشته که قادر است در مسایل نظری، حق را از باطل و در مسایل عملی، خیر را از شر و منافع را از مضار بازشناسی کند. عقل در انسان نیرویی است که با آن میتوان حقایق را شناسایی کرد. عقل انسان میتواند با تکیه به معلومات و اندوخته ذهنی، مجهولات را شناسایی کند. کار عقل ادراک است و متعلق ادراک گاهی «هست و نیست» است که در اصطلاح به آن «حکمت نظری» میگویند و گاهی «باید و نباید و خوب و بد» است که به آن «حکمت عملی» گفته میشود. (مصباح، 1380، ص66ـ65).
حجیت و اعتبار عقل «بالذات» است؛ یعنی نه از طریق عقل ثابت میشود و نه از طریق نقل؛ زیرا اثبات آن از طریق عقل نامعقول است، چون فرض بر این است که حجیت آن هنوز ثابت نشده است و اثبات آن از طریق نقل نیز دور است؛ زیرا اعتبار نقل از راه عقل ثابت میشود. (مطهری، 1378،
دانشمندان زیادی در غرب درباره نسبت عقل و دین و یا عقل و ایمان بحث کرده اند که از آن جمله میتوان به آکویناس، پاسکال، ویلیام جیمز، کالون، کارت بارت، هیوم و مایکل پترسون اشاره کرد. سه نظریه اساسی در میان نظریه پردازان غربی در باب نسبت عقل و ایمان یا عقل و دین مطرح شده است: عقل گرایی حداکثری، عقل گرایی انتقادی و ایمان گرایی محض. (ر.ک: مایکل پترسون و دیگران، 1379).
در میان دانشمندان اسلامی نیز در این باره اختلاف نظر وجود دارد. اهل حدیث و حنابله که به سلفیه معروفاند منکر به کارگیری عقل در دین هستند و بحثهای عقلی را در امور دینی بدعت میشمارند. (ر.ک: مطهری، 1368، ج 2، ص 26 و سبحانی، 1416، ج1، ص 130).
اما فرقههای دیگر اسلامیـ اعم از امامیه، معتزله و اشاعره ـ با اختلاف دیدگاهها، به کارگیری عقل را در اعتقادات دینی روا و بلکه لازم میدانند. (ر.ک: مطهری، 1380، ج 3، ص101ـ65 و ج6، 1382، ص 887ـ883).
طرح مباحث عمیق الهی از طرف ائمه اطهار و در رأس آنها حضرت علی علیهالسلام باعث شد که عقل شیعی از دیرباز، به صورت عقل فلسفی و استدلالی درآید. ذخیرههای علمی ارزشمندی که از پیشوایان دینی شیعه به جای مانده است، باعث شده است که علمای شیعه در مباحث دینی به مباحث عقلی روی آورند. (ر.ک: طباطبایی، 1376، ص 105ـ102).
در باب حجیت و اعتبار عقل از منظر دین اسلام، میتوان به آیات و روایات فراوانی استشهاد نمود. در قرآن کریم 49 بار مشتقات عقل، 18 بار مشتقات فکر، 20 بار مشتفات فقه و صدها بار علم و مشتقات آن به کار رفته است.
در برخی روایات شیعه، از عقل به عنوان «حجت باطنی» خداوند، در کنار حجت ظاهری او، یعنی انبیا، نام برده شده است. در پارهای از آنها دینداری لازمه خردورزی و خردمندی معرفی گردیده است و در برخی دیگر، عقل، وسیله عبودیت پروردگار و تحصیل بهشت و معیار ثواب و عقاب دانسته شده است. (کلینی، 1365، ج1، باب العقل و الجهل). در برخی از آیات قرآن کریم، نادیده گرفتن عقل، باعث سقوط انسان تا مرحله «شرالدواب» (انفال/ 22) و در برخی دیگر، عامل آلودگی انسان به پلیدی (یونس/100) معرفی شده است.
برخی دیگر از آیات قرآن بر اعتبار و حجیت عقل دلالت دارند که تعدادی از آنها به شرح زیر است:
1ـ آیاتی که برای اثبات اعتقادات دینی، مانند توحید و نبوت و معاد، به برهان عقلی و فلسفی
متوسل شده است؛ (انبیا/22، مومنون/ 91ـ90 و انعام/ 91).
2ـ آیاتی که از مخالفان اسلام میخواهد برای ادعاها و اعتقادات خویش برهان اقامه کنند؛ (بقره/111).
3ـ آیاتی که به فلسفه برخی از احکام، مانند وجوب نماز و روزه و حج و حرمت شراب و قمار و ربا، اشاره دارد؛
4ـ آیاتی که مسلمانان را به پرسشگری در مجهولات از دانایان دعوت میکند؛ (نحل/43، انبیا/ 7).
5ـ آیاتی که مسلمانان را به اصل اجتماعی شور و مشورت و بهره گیری از تجربیات و عقول دیگران دعوت میکند؛
6ـ آیاتی که مسلمانان را به شنیدن دیدگاهها و سخنان مختلف و سپس تجزیه و تحلیل و گزینش بهترین آنها دعوت میکند. (زمر/ 18ـ17).
صدرالمتألهین شیرازی که در کتابهای فلسفی خویش اهتمام زیادی در عقلانی نشان دادن معارف و آموزههای دینی دارد درباره نسبت عقل و دین میگوید: «شرع و عقل با هم تطابق دارند. منزه است شریعت پاک حقه الهیه از این که احکام و آموزههای آن ناسازگار با معارف عقلی یقینی ضروری باشد و نابود باد فلسفهای که قوانین آن با کتاب وسنت سازگار نباشد». (صدرا المتألهین شیرازی، 1981، ج8، ص 33).
علامه طباطبایی نیز در این باره مینویسد: «خدای متعال در هیچ جای از کتاب مجیدش ـ حتی در یک آیهـ بندگان خود را مأمور نکرده است به این که او را کورکورانه بندگی کنند و یا به یکی از معارف الهی او ایمان کورکورانه بیاورند یا طریقه ای را کورکورانه سلوک نمایند». (طباطبایی، 1414، ج5، ص 255).
جالب این است که در فقه اسلام «عقل» در کنار کتاب وسنت و اجماع به عنوان یکی از منابع و مدارک فقهی به رسمیت شناخته شده است. در همین مورد فقها و اصولیون به تلازم عقل و شرع که به «قاعده ملازمه» موسوم است عقیده دارند: «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل» (مظفر، 1386، ج2، ص 127).
2ـ پارهای از آموزههای متعالی اسلام
همانگونه که اشاره شد، یکی از نکتههایی که در سخن پاپ به آن تصریح شده است تهی بودن اسلام از آموزههای خوب، متعالی و انسانی است. به نظر میرسد این ادعا به قدری واهی و بی اساس است که حتی نویسندگان غربی و اروپایی نیز بر غیر منصفانه بودن آن اعتراف دارند. نویسندگانی همچون گوستاولوبون و ویل دورانت و... بر برتری و فوق العادگی آموزههای اسلام تأکید و تصریح دارند. (دورانت، پیشین، ص219 و گوستاو لوبون، 1347، ص751).
در اینجا به برخی از آموزههای ارزشمند و متعالی اسلام اشاره میشود:
1ـ دعوت به توحید و یکتا پرستی و مبارزه با بت پرستی و شرک؛ پیامبر اسلام از همان روزهای اول بعثت خویش به مبارزه با اعتقادات خرافی و بی اساس مانند بت پرستی وشرک پرداخت (کافرون/23 و نجم/19). کفار برای منصرف ساختن پیامبر به هرگونه تهدید و تطمیع دست زدند اما کاری از پیش نبردند. انتظار آنها این بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این موضوع به نوعی مجامله و ملاحظه تن دهد که پیامبر به فرمان خدا آنها را مأیوس ساخت. (قلم/9 و اسراء/75ـ74).
2ـ دعوت به عدل و انصاف در معاملات و مبارزه با رباخواری؛ یکی ازعادات زشت و غلط جاهلی ربا خواری آن هم به صورت فاحش و چند برابر بوده است. پیامبر به فرمان خدا به مبارزه بی امان علیه این فرهنگ غلط برخاست. (بقره/280ـ275).
3ـ مبارزه با کشتن و زنده به گورکردن دختران؛ (اسراء/31 ونحل/59ـ58).
4ـ مبارزه با هر گونه فحشا و ابتذال اخلاقی؛ (اسراء/32، انعام/ 151 و اعراف/33).
5ـ مبارزه با آدمکشی و خونریزیهای غلط و بی اساس (انعام/151، اسراء/33، نساء/29ـ30).
6ـ مبارزه با باورهای غلط درباره زن؛ (نحل/ 58، نساء/ 7 و 32 و نحل / 97).
7ـ مبارزه با انکار معاد و حیات اخروی؛ (سجده/ 12ـ11، یس /81ـ78، قیامت/ 10ـ3 و جاثیه/24).
8ـ مبارزه با اعتقاد به تثلیت و ابن الله دانستن حضرت مسیح؛ (نساء/ 61ـ59، 158ـ157 و 172ـ171).
9ـ مبارزه با یک سلسله عادات غلط درباره ازدواج، مانند شوهر دادن دختر قبل از تولد و نکاح شغار، (معاوضه دختران یا خواهران) وشوهر دادن دختر بدون اذن و رضایت او؛ (ر.ک: مطهری، 1376، ص 75ـ73).
10ـ تأکید و توصیه فراوان به علم آموزی وتوسعه علم و دانش بدون هیچ گونه محدودیت مکانی و زمانی و جنسیتی؛
11ـ دعوت به تعقل و تدبر و تفکر در همه امور زندگی؛ (ص/29، بقره/44، انعام/32 و ملک/10).
12ـ تکریم و تجلیل ازمقام و موقعیت انسان و بالا بردن او تا حد خلیفةاللهی (بقره/30) و آگاه به اسمای الهی (بقره/ 31) و برتر از فرشتگان (بقره/ 34) و بهرهمند از نفخه الهی به نام روح؛ (ص / 72).
13ـ نفی هرگونه تبعیض ناروا از جهت نژاد، زبان و رنگ؛ (حجرات/13 و روم/ 22).
14ـ به رسمیت شناختن علم، تقوی، جهاد، ایمان وعمل صالح به عنوان ملاک برتری و امتیاز؛ (نساء/ 95، حجرات/ 13، سجده/18، زمر/9، مجادله/11 و نحل /97).
15ـ تأکید بر نقش انسان و اراده و اختیار او در تعیین و تغییر سرنوشت فردی و اجتماعی خویش؛ (رعد/11، انسان/3 و نحل /112).
16ـ تأکید بر زندگیگرایی و مبارزه با زندگیگریزی، رهبانیت و گوشه گیری و فرار از زندگی؛ پیامبر فرمود: «لارهبانیة فی الاسلام، رهبانیة امتی الجهاد» (ابن اثیر، ج 2، ص 280 به نقل از: مطهری، 1378، ج 2، ص 242).
اسلام آخرت گرایی را درمتن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام، راه آخرت از متن زندگی و مسئولیتهای زندگی دنیایی میگذرد. (مطهری، پیشین).
17ـ ارایه برنامهها و مقررات فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی به بشر؛ (پیشین، ص 242).
18ـ به رسمیت شناختن حقوق و آزادیهای فردی؛ از نگاه اسلام، فرد از نظر سیاسی، اقتصادی، قضایی و یا اجتماعی حقوقی دارد. از نظر سیاسی، حق مشورت و حتی انتخاب دارد؛ از نظر اقتصادی، حق مالکیت بر محصول کارخویش و حق معاوضه، مبادله، صدقه، وقف، اجاره، مزارعه، مضاربه و غیره؛ از نظر قضایی حق اقامه دعوا و احقاق حق و حق ادای شهادت؛ از نظر اجتماعی حق انتخاب شغل، مسکن، رشته تحصیلی و غیره و از نظر خانوادگی، حق انتخاب همسر دارد. (پیشین، ص 242).
19ـ قداست کار، شغل و حرفه؛ اسلام دشمن بیکاری است. اسلام انگل جامعه بودن را در هر شکل مذمت نموده است. (حر عاملی، پیشین، ج12، ص 13 و 43).
20ـ قداست دفاع از حقوق فردی و اجتماعی و مبارزه با متجاوزین به حقوق افراد و جامعه؛ (نساء / 148، کلینی، پیشین، ج5، ص 60 و نهجالبلاغه، نامه 53).
21ـ دعوت به همزیستی مسالمتآمیز؛ از نظر اسلام، مسلمانان میتوانند در داخل کشور خود با اهل کتاب در صورت رعایت شرایطی، همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند و با همه کفارـ اعم از اهل کتاب و غیر آنهاـ براساس مصالح عالیه اسلام پیمان صلح و عدم تعرض منعقد نمایند و یا در موضوعات مورد قبول و نیاز طرفین، قراردادهایی ببندند. این قراردادها و پیمانها محترم و واجبالرعایه است. (مطهری، پیشین، ص 250ـ249).
22ـ ممنوعیت استثمار؛ اسلام، استثمار به معنی بهره کشی بلاعوض از کار دیگران، را به هر شکلی ناروا میشمارد. (پیشین، ص 245).
3ـ اسلام و خشونت
اسلام برخلاف ادعای برخی از غربی ها، دین رحمت و رأفت است نه خشونت. در اینجا به پارهای از آموزههای اسلام و سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که بر این مدعا دلالت دارد اشاره میکنیم:
1ـ قرآن کریم رمز موفقیت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را رحمت و رأفت و نرم خویی او دانسته است و در این
مورد میفرماید: «از رحمت خدا بود که با مردم، نرم خوی بودی، اگر سنگدل و خشن و تندخو بودی از اطرافت پراکنده میشدند. پس، از خطاهای آنان درگذر و از خداوند برای آنها آمرزش بطلب و با آنها در کارها مشورت کن» (آل عمران/ 159).
در این آیه، علاوه بر اینکه خداوند به نرم خویی پیامبر اشاره میکند، به وی دستور میدهد از لغزشهای مردم درگذرد و برای آنها طلب آمرزش نماید و در کارها با آنها مشورت نماید.
بزرگترین نمونه عفو و گذشت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عفو عمومی مشرکین مکه پس از فتح مکه است؛ مردمی که بدترین برخوردها و زشتترین توهینها و خشنترین جنگها را نسبت به پیامبر و یاران او روا داشتند اما پیامبر صلیاللهعلیهوآله پس از پیروزی از مسیر رحمت و رأفت اسلامی خارج نشد و شعار «الیوم یوم الرحمه، الیوم اعزالله قریشا» را اعلام کرد. (سبحانی، پیشین، ص449ـ448).
2ـ پیامبر اکرم رسالت الهی خود را مدارا و سهل گیری با مردم معرفی میکند. در روایتی از پیامبر اکرم آمده است: «خداوند مرا مبعوث نکرد که با زور با مردم رفتار کنم بلکه برانگیخت تا معلم و آسان گیر برای آنها باشم.» (حنبل، ج 5، ص 79، ش 14522) و یا آمده است که جبرئیل به نزد پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله آمد و به او گفت: ای محمد!، پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: «با خلق من مدارا کن» (کلینی، پیشین، ج4، ص354).
3ـ شریعت اسلام، شریعت سمحه و سهله است؛ یعنی قوانین اسلام سختگیرانه نیست و هر حکمی از احکام اسلام در شرایط عسر و حرج و اضطرار برداشته میشود. (بقره/ 185، حج / 78 و کلینی، پیشین، ج5، ص 493).
جالب این است که در فقه اسلامی قواعدی مانند «لا حرج»، «لا ضرر»، «نفی اضطرار، جهل، نسیان و اکراه»، «اصالة البرائه»، «اصالة الحلیه»، «اصالة الطهاره»، «اصالة الصحه»، «قاعده ید»، «سوق مسلمین»، «تجاوز» و «فراغ» آمده است که همگی بر سماحت و سهولت مقررات اسلامی دلالت دارد. توضیح این قواعد مهم فقهی از حوصله این بحث خارج است.
4ـ اسلام دینی است که به همزیستی مسالمت آمیز اهتمام جدی دارد. واژه اسلام از «سلم» گرفته شده است که متضمن معنای سلامت و امنیت و صلح و صفا است. قرآن کریم به مؤمنان دستور میدهد همگی در حوزه صلح و سلم وارد شوند. (بقره / 204). خداوند به پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله دستور میدهد که اگر دشمنان تو از در مسالمت و آشتی با تو وارد شدند تو نیز از فرصت استفاد کن و به این درخواست پاسخ مثبت بده و در صورت نگرانی نسبت به خدعه و نیرنگ آنها بر خدا توکل کن که او یاور توست. (انفال/ 62ـ61 و نساء/ 90).
قرآن کریم با جمله «الصلح خیر»(نساء / 128) صلح را یک اقدام برتر فرا راه روابط فردی و
اجتماعی بشر مطرح نموده است.
اسلام تفکر همزیستی مسالمت آمیز با پیروان ادیان الهی را به صورت اعلامیه جهانی مطرح و همگان را به ائتلاف و اتحاد جهانی دعوت نموده است. (آلعمران/64).
سیره عملی پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله در انعقاد پیمانهای صلح و عدم تعرض با گروههای مختلف اهل کتاب و حتی مشرکان، حکایت از روحیه صلح طلبی اسلام و ضرورت همزیستی مسالمت آمیز دارد. پیمان ترک مخاصمه ده ساله پیامبر صلیاللهعلیهوآله با مشرکان مکه (صلح حدیبیه) و سایر پیمان ها، نشانهای از توجه و تلاش اسلام برای نفی خشونت میان انسانها میباشد. (توبه / 4).
امام علی علیهالسلام نیز در عهدنامه مالک اشتر، بر مطلوبیت صلح تأکید فراوان دارد. (نهج البلاغه، نامه 53).
5ـ از آموزههای مهم پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله توصیه به مدارا و سهل گیری حاکمان و کارگزاران با مردم است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله وقتی معاذبن جبل را به عنوان والی خود به یمن اعزام کرد، در ضمن سفارشهای خود به او فرمود: «بر تو باد که با مردم مدارا کنی و تا آنجا که حقی ضایع نشود آنها را مورد عفو قرار دهی» (بحرانی، 1400، ص 25) و یا به او دستور داده است: «بر مردم آسان گیر و سخت نگیر، بشارت ده و خوشحال کن و بدبینی ایجاد نکن» (سیره ابن هشام، 1377، ج 1، ص237).
در سفارشهای امام علی علیهالسلام به مالک اشتر رفق و مدارای با مردم به صورت بسیار برجسته مطرح شده است (نهجالبلاغه، نامه 53).
6ـ براساس آموزههای اسلام، خداوند نیز با مردم اهل مدارا و نرمش و عفو و گذشت است و در آیات فراوان بر رحمان و رحیم و غفور و عفو بودن خداوند تصریح شده است. (حمد/3، غافر/7، طه/82، نوح/10 و زمر/ 53).
7ـ اسلام از پیروان خود خواسته است در برخورد با مردم، اهل مدارا و نرم خویی و حلم و عفو و گذشت و کظم غیظ باشند، و عیوب و لغزشهای مردم را بپوشانند واهل تجسس در امور دیگران و عیب جویی نباشند. (کلینی، پیشین، ج 4، ص 107، 354و 356؛ محمدی ری شهری، پیشین، ج4، ص 159 و نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره 11). قرآن کریم در آغاز هر سوره به دو صفت رحمان و رحیم در کنار اسم الله اشاره مینماید.
4ـ جهاد و خشونت
اصلیترین موضوع در سخنرانی پاپ، مسئله جهاد مقدس اسلامی است. در نگاه پاپ، مقدس شمرده شدن جهاد در اسلام چیزی جز مقدس شمردن جنگ و خشونت و قساوت نیست، مشروعیت جهاد در اسلام به معنای مشروعیت به کارگیری زور و تحمیل در مسلمان ساختن کفار است. در حالی که
خشونت، به طور مطلق محکوم و به کارگیری آن جهت دیندار ساختن مردم بیشتر محکوم است.
با توجه به اهمیت این موضوع و نیز با توجه به تبلیغات چند صد ساله مسیحیان و اروپائیان در این مورد، جا دارد با تفصیل بیشتری به این موضوع پرداخته شود. تحلیل این موضوع را در دو بخش دنبال میکنیم: الفـ دیدگاه اسلام درباره به کارگیری زور و خشونت در مسلمان ساختن مردم؛ ب: حقیقت و ماهیت جهاد مقدس در نگاه اسلام.
ادامه مطلب...
رسول اعظم از دیدگاه اروپائیان و مستشرقین/برنتابیدن فروغ عالم تاب
|
شش قرن پس از عیسای مسیح، پیامبری مبعوث شد که پیام آور یکتاپرستی، اعتقاد به معاد، نوید عدالت و بهبود روابط انسان ها براساس قانون وحی آسمانی بود. این فرستادة الهی همان وجود پرفروغی بود که حضرت عیسی به آمدنش بشارت داد.1
آن خاتم انبیا، از رسولان پیشین با تکریم نام برد و عظمت آنان را ستود. در قرآن کریم نیز که معجزه و برهان رسالت او و کتاب هدایت انسان هاست، گرامی داشتِ پیامبران مورد تاکید فراوان قرار گرفته است، اما آن چه در کتاب های آسمانی گذشته آمده، توسط مغرضان، تحریف شده و آنان مواردی را که این منابع با صراحت از حضرت محمدصلی الله علیه وآله نام برده اند، از روی عناد، رشک ورزی و زبونی خویش، حذف کرده اند؛ البته بسیاری از دانشمندان منصف مسیحی و یهودی ضمن بیان علومی که از انبیا گرفته اند و آن ها را در آثار خود آورده اند، به نبوت رسول اعظم صلی الله علیه وآله اعتراف داشته و سال ها قبل از ولادت آن حضرت این موضوع را طرح کرده اند و چنین رویدادی را به نسل های بعد از خویش تذکر داده اند؛ قرآن دراین باره آورده: فمنهم من آمَنَ به و مِنْهُم مَن صدَّ عنه و کفی بجهنم سعیرا؛ پس گروهی از آنان به نبی اکرم ایمان آوردند وبرخی از ایشان از او روی برتافتند و [برای آنان] دوزخ پرشراره بس است.» 2
|
ادامه مطلب...
با سلام و عرض ادب نسبت به ساحت مقدس امام عصر عج و نماینده بر حقش مقام معظم ولایت .
در مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی در باب اعمال روز و شب جمعه آمده است :چهارم آنکه ترک کند شعر را زیرا که در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است که :مکروه است روایت شعر برای روزه دار و محرم و در حرم و در روز جمعه و در شبها راوی گفت هر چند شعر حقی باشد فرمود هر چند شعر حقی باشد .در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که حضرت رسول ص فرمود که :هر که یک شعر بخواند در شب یا روز جمعه در آن شب و در آن روز بهره از ثواب بغیر آن نداشته باشدو به روایت معتبر دیگر در آن شب و در آن روز نمازش مقبول نگردد.با توجه به اینکه خود از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می باشم می خواهم بدانم.
ثانیا : خواندن اشعار مدیحه و مرثیه در ضمن دعای کمیل و ندبه و امثالهم چه حکمی دارد؟ طول عمر با عزت و برکت برای معظم له از درگاه ایزد منان خواستارم . خراسان جنوبی . بیرجند ذاکر و جانثار اهل بیت علیهم السلام واعظی
بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
دلیلی بر کراهت مطلق خواندن شعر در شب و روز جمعه نیست
موفق و موید باشید
ادامه مطلب...
۲. ذره اي ميون دنيا قطره اي ميون دريا(محمود كريمي)
۳. از عشق گل بلبل دل كرده بهونه(محمود كريمي)
۴. زير نور مهتابه كودكي كه غرق خوابه(محمدرضا طاهري)
۵. ام ابيها يازهرا يازهرا يازهرا(محمدرضا طاهري)
۶. ستاره بارونه آروم ندارن ساحل و دريا(مهدي سلحشور)
۷. آسمونا همه زير پرمه(سيد مجيد بني فاطمه)
۸. مولودي عربي شحت فلا الشمس تحكيها(ملاباسم)
۹. تواشيح عربي در وصف حضرت زهرا(سلام الله عليها)
طريقه استفاده از کدهای مولودی و تواشیح:
جهت استفاده از كدها و پخش مولودی ها در وبلاگ خود، ابتدا كد مورد نظر خود را از جعبه ی کد مربوطه بصورت كامل Cut کنيد؛ سپس آن را در قسمت مناسبی از وبلاگ خود Paste نمائید..
.....
چند نکته:
۱. پلیرها در همه ی مرورگرها بدرستی عمل می کنند..
۲. پلیرها پس از لود شدن وبلاگ، بصورت خودکار شروع به پخش کردن مولودی ها می کنند..
۳. اگر کدی را درست وارد کردید و پلیری به نمایش در نیامد، برنامه ی فلش پلیر را روی سیستم خود نصب کنید..
برنامه ی فلش پلیر را از اینجا دانلود کنید..
صفحه قبل1...2728293031...68صفحه بعد


