متن دعاي توسل با صداي حاج حسين سازور پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاج غلامرضا سازگار پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي مهدي سلحشور پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاح سيد مهدي ميرداماد پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاج عبدالرضا هلالي پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاج مهدي منصوري پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل باصداي حاج صادق آهنگران پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي كميل استاد هاشمي نژاد پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي كميل با صداي عبدالرضا هلالي پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاى سمات با صداي مرحوم كافي پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي كميل باصداي حاج عباس صالحي پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي كميل با صداي حاج رضا نبوي پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي كميل با صداي استاد حسين انصاريان پدید آورنده: عباس قمي |
متن حديثُ الكِساءِ با صداي مرحوم كافي (ره) پدید آورنده: عباس قمي |
|
امام علي(عليه السلام) فرمودند: ما أكثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ ؛ غرر الحكم و درر الكلم، حديث9542 .. |
پدید آورنده: مجله حوزه |
پدید آورنده: مجله حوزه |
پدید آورنده: ن طيبي |
ابعاد احياگري امام حسين (ع) در كلمات حضرت و از ديد امام خميني (ره) پدید آورنده: محمد علي برزنوني |
پدید آورنده: محمود شاهرخي٬ مشفق كاشاني |
يادواره بزرگداشت حضرت خديجه كبري علیها السلام پدید آورنده: سيد حجت موحد ابطحی |
حضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم پدید آورنده: محمد محمدی اشتهاردی |
زندگي نامه آيت الله العظمي شيخ جعفر سبحاني پدید آورنده: آيت الله العظمي شيخ جعفر سبحاني |
بانك مقالات آيت الله العظمي شيخ جعفر سبحاني پدید آورنده: جعفر السبحاني |
پدید آورنده: على اكبر مهدىپور |
بانك كتب و مقالات حضرت خديجه كبري عليها السلام پدید آورنده: واحد تحقيقات مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
پدید آورنده: واحد تحقيقات مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
پدید آورنده: واحد تحقيقات مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
ازدواج با خديجه (س) و ماجراهاى بعد از آن تا بعثت پدید آورنده: جمعي از نويسندگان |
پدید آورنده: جمعي از نويسندگان |
پدید آورنده: مهدي سروري |
ويژگي هاي شخصيتي حضرت خديجه (س) پدید آورنده: مهدي وزنه |
ويژگي هاي شخصيتي حضرت خديجه (س)-(2) پدید آورنده: مهدي وزنه |
ويژگي هاي شخصيتي حضرت خديجه (س) - (1) پدید آورنده: مهدي وزنه |
ويژگي هاي معنوي حضرت خديجه (سلام الله عليها) پدید آورنده: مهدي وزنه |
ويژگي هاي معنوي حضرت خديجه (سلام الله عليها) - (2) پدید آورنده: مهدي وزنه |
ويژگي هاي معنوي حضرت خديجه (سلام الله عليها)-(1) پدید آورنده: مهدي وزنه |
پدید آورنده: جمعي از پژوهشگران حوزه علميه قم |
پدید آورنده: جمعي از نويسندگان |

قال مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام : عَلَيكُم بِكِتابِ اللّه...مَن عَمِلَ بِهِ سَبَقَ ؛ نهج البلاغه، خطبه 155
بر شما باد رجوع به كتاب خدا (قرآن)...كسى كه به آن عمل كند از همه پيشى مى گيرد.
حاكميت سياسي پيامبر و امامان از نگاه قرآن پدید آورنده: محمد علي رستميان |
تفسير سوره حشر اطاعت از امر و نهي پيامبر و مفهوم تفويض پدید آورنده: عبدالله جوادي آملي |
پدید آورنده: محمد هادي معرفت |
پدید آورنده: موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان |
اهل بيت عليه السلام در آيه تطهير پدید آورنده: جعفر مرتضي عاملي |
آموزش قرآن در مكتب رسول اكرم(ص) پدید آورنده: ابوالفضل خوشمنش |
پدیدآورنده: محمد شيرازي |
پدید آورنده: محمد اسعدي |
ابراهیم و لوط علیهما السلام راستقامتان جاودانه تاریخ پدید آورنده: محمد محمدی اشتهاردی |
از وجوه و نظائر مقاتل بن سليمان و حكيم ترمذي تا تفسير امام جعفر صادق (ع)، تفسير قرآني و زبان عرفاني پدید آورنده: پل نويا |
پدید آورنده: محمدهادي معرفت |
پدید آورنده: علي محدث خراساني |
پدید آورنده: حميدمحمد قاسمي |
پدید آورنده: جعفرمرتضي عاملي |
تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى پدید آورنده: حميدرضا مستفيد |
پدید آورنده: محمدهادي معرفت |
پدید آورنده: محمدهادي معرفت |
پدید آورنده: محمدهادي معرفت |
پدید آورنده: عبدالحسين شهيدي صالحي |
پدید آورنده: ابوالقاسم خوئی |
پدید آورنده: سيد محمود طالقانى |
پدید آورنده: سيد محمود طالقانى |
پدید آورنده: سيد محمود طالقانى |
پدید آورنده: سيد محمود طالقانى |
![]() |
|
|
پدید آورنده: ميثم سنگچاركي |
پدید آورنده: modiryar.com |
|
احكام پزشكي مطابق با فتاواي حضرت آيتاللهالعظمي مكارمشيرازي پدید آورنده: ابوالقاسم علياننژاديدانغاني |
پدید آورنده: حسين عبداللهيخوروش |
پدید آورنده: خدابخش احمدي |
حيا و خودآرايي و نقش آنها در سلامت رواني زن پدید آورنده: عباس رجبي |
بانك احاديث اهل بيت علیهم السلام جلد 10 - (پزشكي) پدید آورنده: واحد تحقيقات مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
پدید آورنده: محمد نصيرالدين بن قاضي حموي يزدي |
پدید آورنده: واحد تحقيقات مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
پدید آورنده: واحد تحقيقات مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
آنسوى آيه ها نگرشى بر اعجازهاى پزشكى قرآن پدید آورنده: صمد نوري |
پدید آورنده: استاد حسين انصاريان |
شفاخانه معنوى ( شفا از قرآن و احاديث ) پدید آورنده: سعيد موحديان عطار |
|
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ (قرآن مجید، سوره بقره، آیه 253) |
بشارتهاي انبياء الهي و ديگران درباره ظهور رسول خدا پدید آورنده: هاشم رسولي |
ابراهیم و لوط علیهما السلام راستقامتان جاودانه تاریخ پدید آورنده: محمد محمدی اشتهاردی |
شباهت حضرت مهدي(ع) به پيامبران الهي پدید آورنده: سمانه تيموري |
پدید آورنده: محمدجواد طبسي |
بررسي اعتقاد به مصلح در كتاب زبور حضرت داوود (ع) پدید آورنده: واحد تحقيقات مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج) |
بزرگداشت ياد انبياء و بندگان صالح خدا پدید آورنده: سيد مرتضي عسكري |
تاريخ انبياء علیهم السلام و تاريخ چهارده معصوم علیهم السلام پدید آورنده: فرخ صدري |
پاسداري از مرقد پيامبران و امامان پدید آورنده: جعفر سبحاني تبریزی |
احسن القصص شرح مستند داستان حضرت يوسف (ع) پدید آورنده: سيد هاشم رسولى محلاتى |
پدید آورنده: علامه مجلسى |
پدید آورنده: محمد بیستونی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
پدید آورنده: محمد باقر مجلسی |
شیوهی مناظرات انبیا و امام صادق علیهالسلام پدید آورنده: فاطمه حسینیمیرصفی |
پدید آورنده: سيد هاشم رسولى محلاتى |
پدید آورنده: آیت الله مطهری |
پدید آورنده: جمعی از نویسندگان |
پدید آورنده: آیت الله مطهری |
پدید آورنده: آیت الله مطهری |
امام كاظم ـ عليه السّلام ـ: وقتي بر مؤمني بلا نازل مي شود و بعد خداوند دعا كردن را
بر او الهام مي كند، نشان دهنده برطرف شدن بلاست
چهره عدل مهدوي در ادعيه و زيارت امام مهدي (عج) پدید آورنده: منذر حكيم |
پدید آورنده: منیره زارعان |
بخشهايي از توقيعات و زيارات مقدس بقيهاللهالاعظم - عجلالله فرجه پدید آورنده: محمدحسين آسوده |
پدید آورنده: محمد باقر شريعت پناه اصفهاني |
پدید آورنده: احمد راهدار |
تنها راه - مروري بر زيارت حضرت صاحب الامر پدید آورنده: صادق سهرابي |
ترجمه و شرح دعاي عهد امام زمان عجلالله تعالي فرجهالشريف پدید آورنده: احمد نظري |
پدید آورنده: علي حسينيميلاني |
پرچمداران هدايت: تدبري بر زيارت جامعه كبيره پدید آورنده: احمد سجادي |
اسرار دلبران : تاملي در زيارت جامعه كبيره پدید آورنده: احمد سجادي |
پدید آورنده: محمدمهدي ركني يزدي |
زمان و مكان دعا براي حضرت صاحب الزمانعليه السلام پدید آورنده: محمدتقي موسويالاصفهاني |
پدید آورنده: علياصغر رضواني |
پدید آورنده: پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمكران. |
پدید آورنده: احمد آشتياني |
پدید آورنده: احمد بن محمد اردكانييزدي |
پدید آورنده: احمد سعيدي |
ادعيه و زيارات امام زمانعليه السلام پدید آورنده: واحد پزوهش انتشارات مسجد جمكران |
متن دعاي توسل با صداي حاج حسين سازور پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاج غلامرضا سازگار پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي مهدي سلحشور پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاح سيد مهدي ميرداماد پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاج عبدالرضا هلالي پدید آورنده: عباس قمي |
متن دعاي توسل با صداي حاج مهدي منصوري پدید آورنده: عباس قمي |
پیامبر اسلام و یهود
باید دانست که طوایفی ازیهود از دیر زمانی از سرزمینهای خود به حجاز آمده و در آن اقامت گزیده بودند و در آنجا قلعه ها و دژهائی ساخته و به تدریج افراد و اموالشان زیاد شده، وموقعیت مهمی به دست آورده بودند. - و ما در جلد اول این کتاب در ذیل آیه(و لماجاءهم کتاب من عند الله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلماجاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنة الله علی الکافرین(1) روایاتی در باره اینکه یهودیان در چه زمانی به حجاز هجرت کرده و چطور شد که اطراف مدینه را اشغال کردند، و اینکه مردم مدینه رابشارت می دادند به آمدن رسول خدا(ص)ایراد کردیم.
و بعد از آنکه رسول خدا(ص)به مدینه تشریف آورد و همین یهودیان را به اسلام دعوت کرد از پذیرفتن دعوتش سرباز زدند،ناگزیر رسول خدا(ص)با ایشان که سه طایفه بودند بنامبنی قینقاع، بنی النضیروبنی قریظهو در اطراف مدینه سکونت داشتند معاهده کرد و لیکن هر سه طایفه عهد خود را شکستند.
از بیست و چند روز از واقعه بدر بسوی آنان لشکر کشید و ایشان به قلعه های خود پناهنده شدند، و همچنان تا پانزده روز در محاصره بودند تا آنکه ناچار شدند به حکم آن حضرت تن در دهند، و او هر حکمی در باره جان و مال وزن و فرزند ایشان کرد بپذیرند.رسول خدا(ص)هم دستورداد تا همه را کت بسته حاضر کنند، و لیکن عبد الله بن ابی بن سلول که هم سوگند آنان بود وساطت کرد،و دروساطتش اصرار ورزید و در نتیجه رسول خدا(ص)دستور داد تا مدینه و اطراف آنرا تخلیه کنند، بنی قینقاع به حکم آن حضرت بیرون شده و با زن و فرزندان خود به سرزمیناذرعاتشام کوچ کردند، و رسول خدا(ص)اموالشان را به عنوان غنیمت جنگی گرفت.و نفراتشان که همگی از شجاع ترین دلاوران یهود بودند به ششصد نفر می رسید.
و اما بنی النضیر - این طایفه نیز با آنحضرت خدعه کردندو آنجناب بعد از چند ماه که از جنگ بدر گذشت با عده ای از یارانش به میان آنان رفت، و فرمود: باید او رادر گرفتن خون بهای یک و یا دو نفر از کلابی ها که بدست عمرو بن امیه ضمری کشته شده بودند یاریش کنند.گفتند: یاریت می کنیم ای ابو القاسم اینجا باش تا حاجتت را برآریم.آنگاه با یکدیگر
............................................ (1)سوره بقره آیه 89
صفحه : 167
خلوت کرده و قرار گذاشتند که آن حضرت را به قتل برسانند،و برای این کار عمرو بن حجاش را انتخاب کردند، که او یک سنگ آسیاب برداشته و آنرا از بلندی به سر آنحضرت بیندازد و اورا خرد کند.سلام بن مشکم ایشان را ترساند و گفت: چنین کاری نکنید که به خدا سوگند اواز آنچه تصمیم بگیرید آگاه است، علاوه بر اینکه این کار، شکستن عهدی است که میان ما واو استوار شده.
در این میان از آسمان وحی رسید و رسول خدا(ص)از آنچه بنی النضیرتصمیم گرفته بودند خبردار شده از آنجا برخاسته به سرعت به طرف مدینه رفت،اصحابش ازدنبال به او رسیده و از سبب برخاستن و رهسپار شدنش بسوی مدینه پرسیدند، و آنحضرت جریان تصمیم بنی النضیررا برایشان گفت.آنگاه از مدینه برای آنها پیغام فرستاد که باید تا چند روزدیگر از سرزمین مدینه کوچ کنید و در آنجاسکونت نکنید، و من این چند روزه را به شما مهلت دادم اگر بعد از این چند روز کسی از شما را در آنجا ببینم گردنش را می زنم.بنی النضیر بعداز این پیغام آماده خروج می شدند که منافق معروف عبد الله بن ابی برای آنان پیغام فرستادکه از خانه و زندگی خود کوچ نکنید که من خود دو هزار نفر شمشیرزن دارم همگی را به قلعه های شما می فرستم و تا پای جان از شما دفاع می کنند.علاوه بر این، بنی قریظه و هم سوگندتان ازبنی غطفان نیز شما را یاری می کنند، و با این وعده ها آنان را راضی کرد.
لذارئیس آنها حی بن اخطب کسی نزد رسول خدا(ص)فرستاد و گفت: ما از دیار خود کوچ نمی کنیم تو نیزهر چه از دستت می آید بکن.رسول خدا(ص)تکبیر گفت و اصحابش همه تکبیر گفتند.آنگاه علی(ع)را مامور کرد تا پرچم برافراشته و با اصحاب خیمه بیرون زده بنی النضیر را محاصره کنند، علی(ع) قلعه های بنی النضیر را محاصره کرد، و عبد الله بن ابی آنها را کمک نکرد، و همچنین بنی قریظه و هم سوگندانشان از غطفان بیاری ایشان نیامدند.
رسول خدا(ص)دستور داده بود نخلستان بنی النضیر راقطع نموده و آتش بزنند، و این مطلب بنی النضیر را سخت مضطرب کرد ناچار پیغام دادند که نخلستان را قطع مکن و اگر آنرا حق خودت می دانی ضبط کن و ملک خودت قرار ده و اگر آنرا ملک مامی دانی برای ما بگذار.سپس بعد از چند روز اضافه کردند: ای محمد(ص)ماحاضریم از دیار خود کوچ کنیم بشرطی که تو اموال ما را بما بدهی.حضرت فرمود: نه، بلکه بیرون بروید و هر یک بقدر یک بار شتر از اموال خود ببرید.بنی النضیر قبول نکردند، و چندروزدیگر ماندند تا سرانجام راضی شده و همان پیشنهاد آنحضرت را درخواست نمودند.حضرت
صفحه : 168
فرمود: نه، دیگر حق ندارید چیزی با خود بردارید و اگر مابا یکی از شما چیزی ببینیم او راخواهیم کشت، لذا بناچار بیرون رفته عده ای از ایشان به فدک و وادی القری رفتند و عده ای دیگر به سرزمین شام کوچ کردند، و اموالشان ملک خدا و رسول خدا(ص)شد وچیزی از آن نصیب لشکراسلام نشد.و این داستان در سوره حشر آمده.از جمله کیدهائی که بنی النضیر علیه رسول خدا(ص)کردند این بود که احزابی از قریش و غطفان وسایر قبایل را علیه رسول خدا(ص)برانگیختند.
و اما بنی قریظه - این قبیله در آغاز با اسلام در صلح و صفا بودند تا آنکه جنگ خندق روی داد، و حی بن اخطب سوار شده به مکه رفت و قریش را علیه رسول خدا(ص)تحریک کرد و طوائف عرب را برانگیخت، از آن جمله به میان بنی قریظه رفت، و مرتب افراد را وسوسه و تحریک کرده پافشاری می نمود، و با رئیسشان کعب بن اسددر این باره صحبت کرد تا سرانجام آنها را راضی کرد که نقض عهد کرده و با پیغمبربجنگندبشرطی که او نیز به یاریشان آمده و بقلعه شان درآید و با ایشان کشته شود.حی بن اخطب قبول کردو به قلعه درآمد، بنی قریظه عهد خود را شکسته و با کمک احزابی که مدینه را محاصره کرده بودند براه افتادند،و شروع کردند به دشنام دادن رسول خدا(ص)و شکاف دیگری ایجاد کردن.
از آن سو بعد از آنکه رسول خدا(ص)از جنگ احزاب فارغ شد جبرئیل باوحیی از خدا نازل شد که در آن پیامبر مامور شده بود که بر بنی قریظه لشکربکشد.رسول خدا(ص)لشکری ترتیب داد.و پرچم لشکر به علی(ع)سپرد، و تا قلعه های بنی قریظه براند و آنها را بیست و پنج روز محاصره کرد وقتی کار محاصره بر آنان سخت شدرئیسشان کعب بن اسد پیشنهاد کرد که یکی از سه کار را بکنند:یا اسلام آورده و دین محمد(ص)را بپذیریم، یا فرزندان خود را به دست خود کشته و شمشیرها را برداشته و ازجان خود دست شسته و از قلعه ها بیرون شویم و با لشکر اسلام مصاف شویم تا یا بر او دست یافته و یا تا آخرین نفر کشته شویم، و یا اینکه در روز شنبه که ایشان یعنی مسلمین از جنگ نکردن ما خاطر جمعند بر آنان حمله بریم.
و لیکن بنی قریظه حاضر نشدند هیچیک از این سه پیشنهادرا قبول کنند، بلکه به رسول خدا(ص)پیغام فرستادند که ابا لبابة بن عبد المنذر را به سوی ما بفرست تا بااو در کارخود مشورت کنیم، و این ابا لبابه همواره خیرخواه بنی قریظه بود، چون همسر و فرزند واموالش در میان آنان بودند.
صفحه : 169
رسول خدا(ص)ابا لبابه را به میان آنان فرستاد وقتی او را دیدندشروع کردند به گریه و گفتند: چه صلاح میدانی آیا ما به حکم محمد تن در دهیم.
ابا لبابه به زبان گفت: آری، و لیکن با دست اشاره به گلویش کردو فهماند که اگر بحکم اوتن در دهید تمام افراد شما را خواهد کشت.ابو لبابه خودش بعدها گفته بود که به خدا سوگندقدم از قدم برنداشتم مگر آنکه فهمیدم به خدا و رسولش خیانت کرده ام.خدای تعالی داستان اورا به وسیله وحی به پیغمبرش خبر داد.
ابو لبابه از این کار پشیمان شد و یکسره به مسجد رفته خودرا به یکی از ستونهای مسجد بست و سوگند یاد کرد که خود را رها نکند تا آنکه رسول خدا(ص)او را بازکندو یا آنکه همانجا بمیرد.داستان توبه او را به رسول خدا(ص)رساندند، حضرت فرمود: او را رها کنید تا خدا توبه اش را بپذیرد، و پس از مدتی خداوند توبه اش راپذیرفت و آیه ای در قبول توبه اش نازل کرد و رسول خدا(ص)او را با دست خود ازستون مسجد باز کرد.
سپس بنی قریظه به حکم رسول خدا(ص)تن در دادند، و چون با قبیله اوس رابطه دوستی داشتند اوسیان در باره ایشان نزد رسول خدا(ص)شفاعت کردند و کارشان به اینجا کشید که سعد بن معاذ اوسی در امرشان بهر چه خواست حکم کند، هم ایشان بدین معنا راضی شدند وهم رسول خدا(ص)، لذا رسول خدا(ص)سعد بن معاذ را با اینکه مجروح بود حاضر کرد.
وقتی سعد بن معاذ در باره ایشان صحبت کرد حضرت فرمود:برای سعد موقعیتی پیش آمده که در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کننده ای نترسد.سعد حکم کرد به اینکه مردان بنی قریظه کشته شوند و زنان و فرزندانشان اسیر گشته و اموالشان مصادره شود.رسول خدا(ص)حکم سعد را در باره آنان اجراء کرد و تا آخرین نفرشان را که ششصد و یاهفتصد نفر و به قول بعضی بیشتر بودند گردن زد و جز عده کمی از ایشان که قبلا ایمان آورده بودند کسی نجات نیافت.تنها عمر بن سعدی جان به سلامت برد آنهم در قضیه شکستن عهدداخل نبود و وقتی اوضاع را دگرگون یافت پا بفرار گذاشت، و از زنان جز یک زن که سنگ آسیاب را برسر خلاد بن سوید بن صامت کوفته و او را کشته بود و در نتیجه خودش هم اعدام شد بقیه اسیر شدند.
رسول خدا(ص)بعد از آنکه از کار یهودیان بنی قریظه فراغ یافت هر چه یهودی در مدینه بود بیرون کرد و سپس به جانب خیبر لشکر کشید، چون یهودیان خیبر در مقام
صفحه : 170
دشمنی برآمده و در تحریک احزاب و جمع آوری قبایل عرب علیه آنحضرت فعالیتها کرده بودند.رسول خدا(ص)در اطراف قلعه های خیبر بار بینداخت، و پس ازچند روزابو بکر را با عده ای از یاران خود به جنگ ایشان فرستاد، و ابو بکر کاری صورت نداد و شکست خورد، روز دیگر عمر را با جمعی روانه کرد او نیز شکست خورد.
در این هنگام بود که فرمود: من فردا پرچم جنگ رابه دست مردی می دهم که خداو رسول را دوست می دارد، و خدا و رسول نیز او را دوست می دارند، به مردی می دهم که حمله هایش پی در پی است، سابقه فرار ندارد، و برنمی گردد تا آنکه خداوند این قلعه ها را به دستش فتح کندوچون فردا شد پرچم جنگ را به علی(ع)سپرد و او را بسوی پیکاربا یهودیان روانه ساخت.علی(ع)برابر لشکر دشمن رفت ومرحبراکه جنگجوی معروفی بود به قتل رسانیده و لشکر دشمن را شکست داد.لشکر کفار بدرون قلعه گریخته ودررا بروی خود بستند، علی(ع)در قلعه را از جای کند و خداوند قلعه خیبر را به دست او به روی لشکر اسلام گشود، و این واقعه بعد از داستان صلح حدیبیه در محرم سال هفتم هجرت اتفاق افتاد.
آنگاه رسول خدا(ص)یهودیانی را که باقی مانده بودند نیز از مدینه و ازاطراف آن بیرون کرد، و هر قبیله ای را که بیرون می کرد، قبلا از در خیرخواهی می فرموداموالشان را بفروشند و بهای آنها را دریافت نموده(سبک بار روانه شوند)این بود خلاصه داستان یهود با رسول خدا(ص).
و درتفسیر عیاشی از جابر روایت کرده که در ذیل آیهان شر الدواب عندالله...گفته است: این آیه در باره بنی امیه نازل شده که بدترین خلق خدایند.آری، بنی امیه کسانی بودندکه از نظر باطن قرآن کافر بوده و کسانی بودند که ایمان نیاوردند .
ترجمه تفسیر المیزان جلد 9 ، علامه طباطبایی؛
اسلام
اسلام، دینییکتاپرستانه[۱][۲]و از دینهای ابراهیمی است.[۳][۴] به پیروان اسلام «مسلمان» میگویند.[۵] هماکنون اسلام از دید شمار رسمی پیروان، در جایگاه دوم در جهان، جای دارد.[۶]
مسلمانان براین باورند که خداوند، قرآن را به محمد از طریق فرشتهای به نام جبرئیل فروفرستادهاست. به باور مسلمانان خدا بر بسیاری از پیامبران، وحی فرستاده و محمد آخرین آنان است. مسلمانان محمد را اعادهکننده ایمان توحیدی خالص ابراهیم، موسی، عیسی و دیگر پیامبران میدانند و معتقدند که اسلام کاملترین و آخرین آیین الهی[۷][۸] است.
محتویات[نهفتن] |
واژه شناسی [ویرایش]
اسلام در زبان عربی از ریشهی (س-ل-م)است. معنی لغوی این ریشه سالم شدن و از آفات رهایی یافتن است [۹][۱۰] «سلام»، مشتق شده از همین ریشه است.[۱۱][۱۲]. با توجه به معنی اسلام، «مسلم» (در فارسی: مسلمان) یعنی کسی که خدا را خالصانه و بی ریا میپرستد و اختیار خود را تسلیم امر و نهی او میکند.[۱۳]
باورها [ویرایش]
معارف اسلامی به سه بخش کلی تقسیم میشوند:
- اصول عقاید: باورهای بنیادین فکری (اصول دین یا عقاید) که توحید، اساسی ترین آنها است.
- اخلاق: توصیههای اخلاقی که برخی از آنها، عبارتند از: عدالت، شجاعت و عفت.
- احکام فقهی: فرامین عملی و عبادی که اساسی ترین آنها (فروع دین یا فقه اصغر) هستند. فرامین عملی آداب، مناسک و عبادات را دربرمیگیرد.
عقاید را در علم کلام، احکام را در علم فقه و اخلاق را در علم اخلاق شرح و بسط میدهند.[۱۴]
خاتمیت اسلام از دیدگاه قرآن و سنت [ویرایش]
از دیدگاه مسلمانان، اسلام خاتم ادیان الهی است. خاتمیت به این معناست که اسلام در بر دارنده تمام آن مطالبی است که باید از طریق وحی برای انسان بیان شود.[۱۵] {قرآن دین اسلام را به عنوان خاتم ادیان الهی معرفی میکند:
- إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ.[۱۶]
یعنی اگر شریعت اسلام را در یکسو و سایر شرایع آسمانی را که برای سراسر حیات بشر در دورانهای گذشته مقدّر شدهاست در طرف دیگری بگذاریم، شریعت اسلام از همه آنها استوارتر است که این خود معنی خاتمیت و شریعت آخرین است.[۱۷]
- قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیماً مِلَّةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِین.[۱۸]
به جهانیان بگو: پروردگار مرا به راهی راست رهبری فرموده و آن دینی است قیم و زوالناپذیر که بنیادش از همان سنت و رویه ابراهیم است.[۱۹] در سوره بینه پس از آنکه میفرماید "مشرکین دست از عقیده باطل خود برنمیدارند جز آنکه فرستاده خدا با آیات و بینات فرا رسد و آیات کتاب قیم را برایشان بخواند. اینان دستوری ندارند جز آنکه خدای را با نیت پاک پرستش کنند، نماز بخوانند و... ، میفرماید: ذلِکَ دِینُ الْقَیمَة.[۲۰] این آیین –اسلام- دینی است قیم و زوالناپذیر.[۲۱]
- در سوره آل عمران:
وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین.[۲۲] هر که جز آیین اسلام در جستجوی آیین دگر آید، تا اید و انقراض جهان از او پذیرفته نیست و بروز رستاخیز از زیانکاران است.[۲۳]
- در سوره مائده:
الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.[۲۴] امروز که پیامبر اسلام عهدهدار هدایت بشر است، دین را برای شما تکمیل و نعمت را برای شما تمام کردم، و خشنودم که برای همیشه بر دین اسلام باقی باشید.[۲۵] روشن است که آیات فوق آیین اسلام را پابرجاترین راه هدایت و دین قیم و زوالناپذیر و گرویدن به غیر آن را تا انقراض جهان غیرقابلقبول دانسته و او را کمال و بلوغ دیانت و تمام نعمت معرفی کردهاست.
- در روایاتی از ائمه اسلام: نیز به ابدیت آیین اسلام تصریح شدهاست از جمله علی بن ابیطالب گوید:
إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ... ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ وَ لَا فَکَّ لِحَلْقَتِهِ وَ لَا انْهِدَامَ لِأَسَاسِهِ وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ[۲۶]}[۲۷] اسلام همان آیینی است که پروردگار بزرگ آن را در میان ادیان برگزیده و قوانین آن را به اندازهای استوار فرموده که دستاویز آن پایان ناپذیر و حلقهاش گسستنی نیست. اساس و بنیادش انهدام نمیپذیرد و ارکانش زایل و نابود نمیگردد. درختش هرگز از ریشه بیرون نیاید [این چنین] مدنش نیز هیچ وقت پایان نمیپذیرید.[۲۸]
اصول دین [ویرایش]
از بنیادیترین باورهای مسلمانان تحت عنوان اصول دین یاد میشود. اصول دین نزد مسلمانان سه عدد هستند[۲۹] اعتقاد به هر کدام از این اصول، باورهایی را به عنوان زیر شاخه موجب میشود:
- توحید: یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و اعتقاد به صفات او.
- نبوت: یعنی اعتقاد به ضرورت فرستادن پیامبران از سوی خداوند برای راهنمایی بشر.(و اعتقاد به پیامبری محمد).
- معاد: یعنی اعتقاد به وجود جهانی که بعد از فروپاشی این جهان کنونی، نمایان میشود و در آن جهان نیکان و بد کرداران به سزای کردار خویش میرسند.
در میان این اصول آنچه ریشه بقیهاست، توحید میباشد، به طوری که دین شناسان مسلمان میکوشند تا با اثبات آن بقیه اصول و فروع را ثابت کنند[۳۰] شیعیان علاوه بر این سه اصل، به عدل و امامت نیز به عنوان اصلهای چهارم و پنجم معتقدند.
خدا [ویرایش]
بسم الله الرحمن الرحیم، نخستین آیهقرآن
الله نام ویژهٔ خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای اسلامی است. با این حال فارسیزبانان معمولاً از واژهٔ خدا استفاده میکنند. به باور مسلمانان خداوند در اسلام به زبان اصلی که همان زبان عربی فصیح (زبان قرآن) است ۱۰۰۱ نام دارد که یک نام خداوند، اسم اعظم است. بیشتر اسامی خدا، در اسلام، نشاندهندهٔ برتری مطلق است.[۳۱].
شناخت خداوند اصلی ترین باور مسلمانان است و همین موضوع است که این دین را در میان سایر ادیان ابراهیمی متمایز ساخته. خلاصه باور مسلمانان به خدا را میتوان در جملهای از قرآن دید [۳۲] که در آن گفته میشود:
ِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر (ترجمه: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست)[۴۲–۱۱]
که در تفسیر آن از علی بن ابی طالب نقل شده که آن را توصیف قابل قبول خدا دانستهاست [۳۳] و مفسرین هم به تبعیت از وی گفتهاند: «این جمله در حقیقت پایه اصلی شناخت تمام صفات خدا است که بدون توجه به آن به هیچیک از اوصاف پروردگار نمیتوان پی برد» [۳۴]
شهادتین [ویرایش]
شهادتین، ورودی کاخ توپقاپی در استانبول
پذیرش اسلام از سه روش امکان دارد: گفتن شهادتین، با انجام دادن کارهای ویژه مسلمانان، اسلام با پیروی از اعمال مسلمانان.[۳۵] شهادتین: «اشهد ان لا اله الا الله» و«اشهد ان محمدرسول الله»
قرآن [ویرایش]
قرآن، کتاب مقدس مسلمان است و به زبان عربی نوشته شدهاست، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط وحی الهی به محمد فروفرستاده شد.
به اعتقاد مسمانان «قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل امین، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالا یکباره، و هم کمکم در طول ۲۳ سال نازل شدهاست.»[۳۶]
این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را «معجزه» و «سند اثبات پیامبری» محمد میدانند.[۳۷]
اغلب مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلافات در نحوه خواندن متن، تفسیر و گاهی، ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازهایست که شیعیان دوازدهامامیایران و وهابیانعربستان رسمالخط واحدی از قرآن را بهکار میبرند.[۳۸] مسلمانان روی بیخطابودن قرآن تاکید دارند.[۳۹] مفسرین اهل سنت بصورت تاریخی همواره معتقد بودند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بیان کردهاست و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفتهاست. مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود میدانند و از آن با القابی چون «کریم» و «مجید» یاد میکنند. قرآن، خود را به عنوان «لوح حفاظتشده» ((به عربی: «اللَوح المحفوظ»)[۴۰]) میخواند.∗
تقویم و اوقات شرعی [ویرایش]
گردش ماه، اساس تقویم اسلامی
اوقات شرعی، به زمانهای مشخص و دقیقی از شبانه روز، گفته میشود که شخص دیندار، در آن زمانها، رفتار دینی زماندار خود را انجام میدهد. محاسبه دقیق زمانهای شرعی، از دیرباز، نزد منجمان، رایج بودهاست.
اهل سنت، عقیده دارند که نخستین بار، اذان در مدینه خوانده شد و حمزه این پیشنهاد را به محمّد داد. در حالی که برخی دیگر، طبل، بوق یا زنگ را برای دعوت مردم به نماز، پیشنهاد کرده بودند.[نیازمند منبع] اهل سنت، همچنین بر این باور هستند که بعضی عبارات اذان، مانند «الصلوة خیر من النوم» را عمر بن خطاب افزودهاست.[۴۱] این در حالی است که شیعیان اذان را عبادتی میدانند که از جانب خدا تعیین گردیده و تغییر در جملات اذان را بدعت میدانند، شیعیان همچنین از لفظ اشهد ان علی ولی الله و اشهد ان علی حجت الله در اذان استفاده میکنند ولی هیچ دلیلی از پیامبر مبنی بر کاربرد این الفاظ در نماز ثابت نشده است[۴۲]. همچنین عقیده شیعه این است که محمّد پیش از هجرت، برای تمام نمازهای واجب خود، اذان میگفتهاست [۴۳]. در ایران، اغلب اذان را در آواز بیات ترک در گوشه روحالارواح میخواندهاند. در مراسم تعزیه، اگر اذان گفته شود، به آواز کردی است.[۴۴]
تاریخ اسلام [ویرایش]
محمد [ویرایش]
اصطلاح سلسلة الذهب در بين شيعيان با اهل سنت متفاوت است:
نظر اهل سنت: هر حديثي که مالک از نافع از ابن عمر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل کند سلسلة الذهب ناميده مي شود. ابن حجر اين روايات را در کتابي به همين نام جمع آوري نموده است :
" رسالة فيها سبعة وأربعون حديثا رواها الإمام الشافعي ، عن الإمام مالك ، عن نافع ، عن ابن عمر ، عن النبي صلى الله عليه وسلم ، وتسمى : " سلسلة الذهب " نفعنا الله تعالى ببركتهم .
سلسلة الذهب - أحمد بن علي بن حجر - ص 7
رساله اي که در آن 47 روايت است که آنها را امام شافعي از امام مالک از نافع از ابن عمر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل کرده است واين روايات سلسلة الذهب ناميده مي شوند . خداوند ما را به برکت ايشان نفع دهد .
همين مطلب در مقدمه كتاب الموطأ مالک ص 21 ذکر شده است .
نظر شيعه : روايت مشهور حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام که بيش از 20000 نفر آن را از ايشان از پدر گراميشان از پدرش تا رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از جبرائيل از خداي متعال نقل نمودند .
اين روايت را به خاطر گرامي بودن سلسله سندش ، سلسلة الذهب ناميدند . احمد بن حنبل در مورد اين روايت گفته است که اگر اين روايت ( به خاطر جلالت کساني که در سندش هستند ) را بر جن زده بخوانيد خوب مي شود :
حدثنا أبو اسحاق ابراهيم بن عبدالله بن اسحاق المعدل ثنا أبو علي احمد بن علي الأنصاري بنيسابور ثنا أبو الصلت عبدالسلام بن صالح الهروي ثنا علي بن موسى الرضا حدثني أبي موسى بن جعفر حدثني أبي جعفر بن محمد حدثني أبي محمد بن علي حدثني أبي علي بن الحسين بن علي حدثني أبي علي ابن أبي طالب رضي الله تعالى عنهم حدثنا رسول الله صلى الله عليه وسلم عن جبريل عليه السلام قال قال الله عز وجل إني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدوني من جاءني منكم بشهادة أن لا إله الا الله بالاخلاص دخل في حصني ومن دخل في حصني أمن من عذابي هذا حديث ثابت مشهور بهذاالإسناد من رواية الطاهرين عن آبائهم الطيبين وكان بعض سلفنا من المحدثين اذا روى هذا الاسناد قال لو قرىء هذا الاسناد على مجنون لأفاق
حلية الأولياء ج3/ص191
حضرت علي بن موسي الرضا فرمودند که پدرم فرمود که پدرش امام صادق فرمودند که پدرم امام باقر فرمودند که پدرشان امام سجاد فرمودند که پدرشان امام حسين فرمودند که پدرشان امير مومنان فرمودند که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند که جبرئيل فرمود که خداوند فرمودند من خدايي هستم که هيچ خدايي جز من نيست پس من را عبادت کنيد . هرکس که از شما به نزد من آيد و با اخلاص شهادت دهد که هيچ خدايي جز من نيست وارد در قلعه من مي شود و هرکس که وارد قلعه من شود از عذاب من ايمن خواهد بود . ...بعضي از سلف ما مي گفت که اين سند را اگر بر جن زده بخوانند به هوش مي آيد .
وقال أبو علي قال لي أحمد بن حنبل إن قرأت هذا الإسناد على مجنون برئ من جنونه وما عيب هذا الحديث إلا جودة إسناده
تاريخ أصبهان ج1/ص174
ابو علي گفت که احمد بن حنبل به من گفت اين سند را اگر بر جن زده بخوانيم خوب خواهد شد . ومشکل اين سند نيست مگر ناياب بودن آن .
البته عده اي مي گويند که اين سند را سلسلة الذهب ناميدند چون بعضي از امراء ساماني دستور داد آن را با آب طلا نوشته و بسيار مورد احترام قرار مي داد ، پس وصيت کرد که وقتي از دنيا رفت اين روايت را همراه با وي دفن کنند .پس وقتي مرد او را در خواب ديدند که گفت خداوند من را بخشيد به اين دليل که اقرار به لا اله الا الله کردم و پيغمبر وي را تصديق نمودم و چون اين روايت را با تعظيم و احترام نوشتم :
وبما حكاه الأستاذ الأعظم عن كشف الغمة " أن بعض الأمراء السامانية كتب الحديث الذي رواه الرضا ( عليه السلام ) لأهل نيشابور بسنده عن آبائه ( عليهم السلام ) إلى الرب تعالى بالذهب ، وأمر بأن يدفن معه ، فلما مات رئي في المنام فقال غفر الله لي بتلفظي بلا إله إلا الله ، وتصديقي بمحمد ( صلى الله عليه وآله ) وإني كتبت هذا الحديث تعظيما واحتراما " انتهى
اما اصل روايت سلسلة الذهب در کتب شيعه:
مرحوم شيخ صدوق اين روايت را در کتب مختلف خودشان آورده وبراي آن چندين سند ذکر مي نمايند .تنها در کتاب توحيد براي اين روايت سه سند دارند که ما تنها به يکي از آنها اشاره مي کنيم:
23 - حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضي الله عنه ، قال : حدثنا أبو الحسين محمد بن جعفر الأسدي ، قال : حدثنا محمد بن الحسين الصوفي ، قال : حدثنا يوسف ابن عقيل ، عن إسحاق بن راهويه ، قال : لما وافى أبو الحسن الرضا عليه السلام بنيسابور وأراد أن يخرج منها إلى المأمون اجتمع إليه أصحاب الحديث فقالوا له : يا ابن رسول الله ترحل عنا ولا تحدثنا بحديث فنستفيده منك ؟ وكان قد قعد في العمارية ، فأطلع رأسه وقال : سمعت أبي موسى بن جعفر يقول : سمعت أبي جعفر بن محمد يقول : سمعت أبي محمد بن علي يقول : سمعت أبي علي بن الحسين يقول : سمعت أبي الحسين ابن علي بن أبي طالب يقول : سمعت أبي أمير المؤمنين علي بن أبي طالب يقول : سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول : سمعت جبرئيل يقول : سمعت الله جل جلاله يقول : لا إله إلا الله حصني فمن دخل أمن من عذابي . قال : فلما مرت الراحلة نادانا . بشروطها وأنا من شروطها .
قال مصنف هذا الكتاب : من شروطها الاقرار للرضا عليه السلام بأنه إمام من قبل الله عز وجل على العباد ، مفترض الطاعة عليهم .
التوحيد - الشيخ الصدوق - ص 25
وقتي امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيده و خواستند که از آنجا به سوي مامون بروند اهل حديث دور ايشان گرد آمده و عرض کردند : اي فرزند رسول خدا ، از اينجا مي روي و به ما حديثي نمي گويي تا به وسيله شما از آن حديث استفاده ببريم؟ حضرت در عماره( کجاوه شتر) نشسته بودند . پس سر خود را بيرون آورده و فرمودند از پدرم موسي بن جعفر شنيدم که مي گفت : از پدرم جعفر بن محمد شنيدم که مي گفت : از پدرم محمد بن علي شنيدم که مي گفت : از پدرم علي بن الحسين شنيدم که مي گفت : از پدرم حسين بن علي بن أبي طالب شنيدم که مي گفت : از پدرم امير مومنان شنيدم که مي گفت : از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شنيدم که مي گفت : از جبرئيل شنيدم که مي گفت : از خداوند جل جلاله شنيدم که مي فرمود : لا اله الا الله دژ مستحکم من است . پس هرکس که داخل آن شود از عذاب من ايمن است . پس وقتي که قافله به راه افتاد ، ما را صدا زده فرمودند البته ( اين مطلب و ايمني از عذاب) با شرائط خودش است . ومن هم از شرائط آن هستم .
مصنف اين کتاب ( شيخ صدوق) مي گويد : از شروط ايمني از عذاب اقرار به اين است که امام رضا عليه السلام ، امام است از طرف خداوند بر بندگانش و اطاعت او بر ايشان لازم است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
بحر طویل شب معراج و ازدواج علی ع
بحر طویل مهمان ناهار
بحر طویل پول پرستی
بحر طویل علی بن موسی الرضا ع
بحر طویل چهارده معصوم
بحر طویل تفرقه بنداز و حکومت کن
بحر طویل حر ع
بحر طویل حبیب بن مظاهر ع
بحر طویل حضرت علی اکبر ع
بحر طويل حضرت فاطمه صغري س
بحر طویل ولادت حضرت عباس ع
بحر طویل عروسی حضرت زهرا س
بحر طویل فرشته بی بال
بحر طویل ترکی فارسی
بحر طویل ولادت امام حسن ع
بحر طویل ولادت حضرت محمد (ص)
بحر طویل ولادت امام حسن عسگری ع
بحر طویل ولادت حضرت علی اکبر ع
بحر طویل چیست ؟
بحر طویل مناجات خداوند متعال
بحرطویل خطبه زینب س درکوفه
بحر طویل حضرت عباس ع
بحر طویل امام حسین ع
بحر طویل اربعین
بحر طویل حر ع
بحر طویل امام حسن ع
بحر طویل حضرت زهرا س
بحر طویل حضرت علی ع
بحر طویل حضرت علی اصغر ع
بحر طویل نوروز
بحر طویل حکایت مرد دهاتی
بحر طویل پرچانگی
بحر طویل گدا
بحر طویل کشتی ورزش باستانی
بحر طویل بی صدا شیپور
بحر طویل من
بحر طویل ما (جانباز)
بحر طویل دیار عشق (سرزمین وحی)
بحر طویل زبباترین کلام عشق (بسیج)
بحر طویل آی بیارن
بحر طویل چرا ح حاذق!
بحر طویل حضرت رقیه س
بحر طویل ورود به کربلا
بحر طویل شروع محرم
بحر طویل مسلم ع
بحر طویل حضرت قاسم ع
بحر طویل ولادت حضرت زهرا س
بحر طویل مهمانی
بحر طویل ستایش توحید ، نبوت و امامت
بحر طویل حدیث کسا
صفحه قبل1...2930313233...68صفحه بعد
























































































































