شهرستان فردوس
| شهرستان فردوس |
|
|---|---|
| اطلاعات کلی | |
| کشور | ایران |
| استان | خراسان جنوبی |
| سال شهرستان شدن |
|
| مردم |
|
| جمعیت | ۳۸٬۳۰۱ نفر[۲] |
| تراکم جمعیت | ۹٫۳۳ نفر بر کیلومتر مربع |
| زبانهای گفتاری | فارسی |
| مذهب | اسلام (شیعه) |
| جغرافیای طبیعی |
|
| مساحت | ۴٬۱۰۳ کیلومتر مربع[۳] |
| دادههای دیگر |
|
| پیششماره تلفنی | ۰۵۳۴ |
| وبگاه | http://sk-ferdos.ir/ |
| شهرها | |
| فردوس، بشرویه، اسلامیه |
|
| تعداد بخشها | |
| مرکزی، بشرویه | |
شهرستان فردوس به مرکزیت شهر فردوس، در شمال غربی استان خراسان جنوبی و بین ۳۹-۳۲ درجه تا ۴۲-۴۳ درجه عرض شمالی و ۵-۷۵ تا ۵۵-۵۸ درجه طول شرقی واقع شدهاست. این شهرستان که در سال ۱۳۲۳ تشکیل شد، ابتدا شامل محدودهٔ وسیعی بود که به تدریج بخشهای آن به شهرستانهای مستقلی تبدیل شده و امروزه شامل ۴ شهرستان (شهرستانهای فردوس، طبس، سرایان و بشرویه) میشود. پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، شهرستان فردوس متعلق به استان خراسان رضوی بود که در اسفند ۱۳۸۵ به استان خراسان جنوبی ملحق شد.[۴]
پیشینه شهرستان تا امروز [ویرایش]
این شهرستان در سال ۱۳۲۳[۱] تأسیس گردید. شهرستان فردوس در ابتدا مشتمل بر بخشهای مرکزی، طبس و بشرویه بود.[۵] در لغتنامه دهخدا، در مورد تقسیمات کشوری شهرستان فردوس آمدهاست: «شهرستان فردوس از سه بخش به نام حومه، بشرویه و طبس تشکیل شده، جمع قراء و قصبات آن ۴۵۳ و تعداد نفوس شهرستان ۵۵٬۸۷۸ تَن است.»[۶]
در تیرماه سال ۱۳۳۹، بخش طبس از شهرستان فردوس جدا شده و به صورت شهرستان درآمد و همچنین بخش سرایان نیز از بخش مرکزی (بخش حومه در آن زمان) جدا شده و به یک بخش مستقل تبدیل شد.[۵] پس از تقسیم استان خراسان به سه استان در سال ۱۳۸۴، بخش سرایان از این شهرستان جدا شده، به شهرستان تبدیل شد و به استان خراسان جنوبی ملحق گردید. تا اسفند ۱۳۸۵، شهرستان فردوس متعلق به استان خراسان رضوی بود که در این زمان طی مصوبه دولت به استان خراسان جنوبی ملحق گردید.[۵] همچنین در آبان سال ۱۳۸۷، بخش بشرویه به شهرستان ارتقا یافت و از این شهرستان جدا شد. در حال حاضر این شهرستان، شامل یک بخش (مرکزی) و ۳ دهستان بوده و متعلق به استان خراسان جنوبی میباشد.
موقعیت جغرافیایی [ویرایش]
شهرستان فردوس، از شمال به شهرستان بجستان، از شمال شرقی به شهرستان گناباد، از شرق و جنوب به شهرستان سرایان، از جنوب غربی به شهرستان طبس و از غرب به شهرستان بشرویه محدود میشود. مساحت شهرستان ۴٬۱۰۳ کیلومتر مربع است.[۳]
| شهرستان گناباد | شهرستان بجستان | شهرستان بشرویه و شهرستان بجستان | ||
| شهرستان سرایان | شهرستان بشرویه | |||
| شهرستان سرایان | شهرستان سرایان | شهرستان طبس و شهرستان بشرویه |
مشخصات کلی شهرستان [ویرایش]
این شهرستان، دارای ۲ شهر فردوس و اسلامیه، یک بخش و ۳ دهستان است. همچنین این شهرستان، تعداد ۷۷۱ آبادی دارد که از این میان، ۱۶۵ روستا دارای سکنه میباشند.[نیازمند منبع]
جمعیت [ویرایش]
بر اساس سرشماری عمومی نفوس ومسکن در سال ۱۳۷۵، جمعیت این شهرستان با احتساب بخش سرایان ۸۶٬۶۲۵ نفر بوده که پس از انتزاع بخش سرایان و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن بالغ بر ۶۱٬۳۴۶ نفر بودهاست.[۲] با توجه به ارتقای بخش بشرویه به شهرستان و جداشدن آن از این شهرستان، جمعیت محدودهٔ کنونی این شهرستان در سرشماری سال ۱۳۸۵، ۳۸٬۳۰۱ نفر بودهاست.[۲] میزان باسوادی در شهر فردوس، ۹۱٫۱٪ و در شهرستان فردوس، ۸۴٫۴٪ است که از میانگین کشور و استان، بسیار بالاتر است.[۲]
جاذبههای گردشگری [ویرایش]
شهرستان فردوس، از جمله شهرستانهای تاریخی کشور است که از ۱۹۰ اثر تاریخی شناسایی شده در آن، تاکنون ۹۰ اثر به ثبت آثار ملی رسیدهاند.[۷][۸] مهمترین جاذبههای گردشگری این شهرستان عبارتند از:
- آبگرم معدنی فردوس
- مدرسه علمیه علیا
- مسجد جامع تون
- قنات بلده
- مسجد، آب انبار و حمام کوشک
- کوه قلعه فردوس
- روستای ییلاقی باغستان علیا
- روستای ییلاقی بیدسکان
- روستای تاریخی خانیک (خانیک شاه)
- قلعه حسنآباد
ویژگیهای اقلیمی [ویرایش]
این شهرستان با توجه به موقعیت جغرافیایی و عدم وجود تودههای مرطوب و کوهستانهای مناسب و به علت مجاورت با دو کویر مرکزی و نمک دارای آب و هوای صحرایی، خشک و کمباران میباشد. میانگین میزان بارندگی این شهرستان در حدود ۱۵۵ میلیمتر در سال است. این شهرستان به لحاظ وسعت زیادش از نظر آب و هوایی دارای دو منطقه متفاوت است:
-مناطق کوهپایههای شمالی که معمولاً دارای زمستانهای بسیار سرد و تابستانهای معتدل میباشد که شهرهای فردوس و اسلامیه تقریباً در این ناحیه قرار دارند و علت وجود این آب و هوا عمدتاً کوهستانی و مرتفع بودن آن است.
-قسمت جنوب و جنوب غربی که دارای تابستانهای فوقالعاده گرم و خشک میباشد.
وضعیت کشاورزی [ویرایش]
شهرستان فردوس دارای ۲۰۰ حلقه چاه کشاورزی، ۲۳۰ رشته
ادامه مطلب...
اطلاعيه شماره 4 ستاد انتخابات كشور
ثبتنام از داوطلبان شركت در انتخابات مياندورهاي مجلس خبرگان رهبري در استانهاي خراسان رضوي و كردستان از اول ديماه آغاز خواهد شد.
|
||||
اطلاعيه شماره 4 ستاد انتخابات كشور
ثبتنام از داوطلبان شركت در انتخابات مياندورهاي مجلس خبرگان رهبري در استانهاي خراسان رضوي و كردستان از اول ديماه آغاز خواهد شد. |
||||
|
اطلاعیه شماره 3 ستاد انتخابات کشور
ستاد انتخابات وزارت كشور اطلاعيه شماره 3 را منتشر كرد كه متن كامل آن بدين شرح است: |
||||
|
اطلاعيه شماره 2 ستاد انتخابات كشور
ستاد انتخابات كشور اطلاعيه شماره ٢ خود را درباره انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي منتشر كرد. |
||
|
ستاد انتخابات كشور اولين اطلاعيه انتخابات مجلس نهم را دقایقی پیش، درباره داوطلبان حضور در انتخابات مجلس شوراي اسلامي منتشر كرد.
اطلاعيه شماره 1 ستاد انتخابات كشور
|
||||
زیان های مواد مخدر
مواد مخدر از نظر ترکیبات سمی به دو گروه قوی و ضعیف تقسیم می شوند. فرآورده های شاهدانه از قبیل بنگ، گراس، حشیش و چرس عموما در گروه مواد مخدر ضعیف قرار دارند و مرفین، هرویین، کوکایین، تریاک و ترکیبات آن در گروه مواد مخدر قوی جای داده شده اند بدیهی است زیانهای مواد مخدر قوی بیش از ضررهای مواد مخدر ضعیف است.
از نظر دیگر نیز
این مواد را به دو گروه تقسیم کرده اند گروه اول مواد مخدر گیاهی و گروه دوم مواد مخدر شیمیایی در گروه مواد مخدر گیاهی فرآورده های گیاه شاهدانه و تریاک جای گرفته اند در حالی که مرفین، کوکایین، هرویین، شیره تریاک و کلیه مواد مخدری که در لابراتورها و یا انجام فعل و انفعالهای شیمیایی تهیه می شوند جزو مواد مخدر شیمیایی به شمار می آیند.
مصرف و استعمال مواد مخدر شیمیایی خطرها و زیانهایی بیش از مواد مخدر گیاهی دارد ترک اعتیاد مواد مخدر شیمیایی نیز بسیار مشکل است در حالی که معتادان به مواد مخدر گیاهی با رنج کمتری موفق به ترک اعتیاد می شوند البته در هر دو گروه مدت ابتلا و مقدار و دفعات مصرف نیز از عوامل موثر به شمار می آیند.
در مورد مواد مخدر گیاهی لازم به توضیح است که وقتی برگ و سر شاخه ها و گلها و میوه یا شیره گیاه به همان صورت اصلی مصرف شوند مواد مخدر گیاهی محسوب می شوند حتی اگر جزو مواد مخدر قوی باشند مانند تریاک که شیره گرز خشخاش است اما همین مواد در فعل و انفعالات شیمیایی به صورت مواد مخدر شیمیایی در می آیند مانند مرفین و هروئین یا شیره ای که از سوخته تریاک تهیه می شود.
برخی مواد مخدر شیمیایی نیز وجود دارند که اصولا ریشه و منشا گیاهی ندارند مانند متادون که مرفین مصنوعی است و غالبا به جای مرفین مورد استفاده قرار می گیرد. مواد مخدر عموما برای سلامت جسم و روح ضررها و زیان های بسیار دارند در میان مواد مخدر رایج در جهان هرویین، کوکایین، تریاک و گراس ضررها و زیانهای هرویین از همه بیشتر است.نفوذ هرویین در مصرف کننده به قدری قوی و در عین حال شگفت انگیز است که وی کمترین رغبتی به معاشرت و حفظ تبادل با خانواده و نزدیکان ندارد و غیر از افرادی نظیر خود را نمی تواند تحمل نماید او نسبت به افراد خانواده و نزدیکان و دوستان خود بی تفاوت می شود در مورد پوشاک و حتی نظافت و شستشوی تن و بدن غالبا بی قید و بی اعتنا است در انجام وظایف مختلف و حتی تأمین اغلب نیازهای خود سستی و بی علاقگی و ناتوانی نشان می دهد.
تنها هنگام تهیه مواد مخدر می توان آثار فعالیت و تلاش و کوشش را در وی مشاهده کرد. مصرف کننده چون برای تهیه هرویین به مبلغ قابل توجهی نیاز دارد در بسیاری موارد مرتکب اعمال خلافی از قبیل جنایت، سرقت و خودفروشی می شود گاه دیده شده است که فرد هروئینی برای دست یافتن به پول مرتکب قتل عزیزترین نزدیکان خود شده است، او از سرقت اشیاء خانه باکی ندارد برای مخفی کردن اعتیاد خود و اعمال ارتکابی با زرنگی خاص به دروغ متوسل می شود وقتی وجه لازم را برای خرید هرویین در اختیار ندارد غرور خود را زیر پا می گذارد و دست نیاز و تکدی به سوی هر کس و ناکسی دراز می کند.
کوکایین نیز یکی از مواد مخدر شیمیایی است که برای سلامت جسم و روح خطرناک است این ماده خطرناک از برگهای گیاه کوکا تهیه می شود و آلکالوئیدی مرکب از کربن، نیتروژن، اکسیژن و هیدروژن است مقدار کم آن اثر تقویتی دارد و نیروی جسمی را موقتا افزایش می دهد قبلا به عنوان داروی بی حسی به کار می رفت ولی در سالهای اخیر داروهای دیگر جای آن را گرفته اند شدت اعتیاد در کوکایین زیاد است معتادان به این ماده سمی پس از مدتی دچار ناراحتی عصبی می شوند زیرا مصرف آن سلسله اعصاب را ضایع می کند. علم پزشکی موارد متعددی از مصرف کوکایین را نشان می دهد که به جنون و دیوانگی کشیده شده است.
فرآورده های شاهدانه مخصوصا گراس و ماری جوانا با آن که ظاهرا نسبت به سایر مواد مخدر ضرر و زیان کمتری دارند اما به علل مختلفی که بدانها اشاره خواهد شد متضمن خطرهای بسیار برای جامعه هستند بدون شک برای یک فرد اعتیاد به فرآورده های شاهدانه کم خطرتر از اعتیاد به هرویین و کوکایین و تریاک است اما به طور کلی این فرآورده ها که اکنون رایج ترین مواد مخدر جهان هستند خطرات بیشتری از سایر مواد مخدر برای جامعه بشری دارند.
برگها و سرشاخه های گلدار و میوه دار و همچنین رزین گیاه شاهدانه دارای موادی چون ایزومرها تتراهیدرو کانابینول و کانابیدیول هستند این ایزومرها مواد اصلی ماری جوانا را تشکیل می دهند و مصرف آنها موجبات اختلالات روانی را در انسان فراهم می سازد.
فرآورده های شاهدانه عموما دارای مواد سمی هستند و مصرف آنها به سبب همین مواد علاوه بر اختلالات روانی ضررها و زیانهای بسیاری را متوجه انسان می سازد. برخی از مصرف کنندگان بنگ و گراس یا حشیش را با الکل یا تریاک مخلوط کرده می خورند ولی معمولا از این فرآورده ها به صورت تدخین استفاده می شود. مصرف مواد مزبور در هر حال موجب تصورات واهی و بروز رفتار و اعمال غیر عادی و بالاخره ایجاد بهت و حیرت و گیجی می شود مصرف آنها به مقدار قابل توجه و در طولانی مدت به تدریج لرزشهای عصبی و تحریکات مغزی شدید ایجاد می کند و گاه اعمال قلب را مختلف کرده فلج می سازد همچنین موجب اختلالاتی در تغذیه و خواب شده به ریه، کلیه، کبد و سلسله اعصاب آسیب می رساند. خطر بزرگ فرآورده های شاهدانه در آن است که به علت فراوانی و سهولت مصرف عده زیادی از افراد را به خود جلب می نماید آماری که در گزارش تقدیمی به کنگره آمریکا مورخ ۲۲ مارس ۱۹۷۲ آمده نشان می دهد ۲۴ میلیون آمریکایی حداقل یک بار در زندگی ماری جوانا و گراس دود کرده اند ۳ / ۸ میلیون نفر به صورت عادی ماری جوانا و گراس مصرف می نمایند که از آن میان ۰۰۰ / ۵۰۰ نفر مصرف کنندگان بزرگ هستند.
فرآورده های شاهدانه غیر از الکل و توتون نخستین ماده مخدری هستند که مورد توجه جوانان غربی قرار می گیرند و آنها را باید سر آغاز اعتیادهای خطرناک در آمریکا و اروپا دانست در آمریکا تقریبا تمام مبتلایان به مرفین و تریاک قبلا مصرف کنندگان فرآورده های شاهدانه بوده اند در کانادا مصرف کنندگان هرویین غالبا اعتیاد را با گراس و ماری جوانا آغاز کرده اند.
برخی از محققان اظهار نظر کرده اند که در گیاه شاهدانه و طبعا در ماری جوانا و گراس ماده سرطان زا وجود دارد مقدار این ماده خطرناک در یک سیگار ماری جوانا از ۱ تا ۴۰ میلی گرم است اما خطر ماری جوانا و گراس بیشتر متوجه روان و اعصاب مصرف کنندگان جوان است مصرف کنندگان حساس که اعصابی شکننده دارند پس از مدتی مصرف به بیماری اعصاب و روان مبتلا می شوند صرفنظر از زیان هایی که به وسیله مواد مخدر متوجه جسم و روح افراد جامعه می شود ضررهای مالی و اقتصادی هنگفتی نیز از سوی این مواد به جامعه بشری وارد می گردد.
میزان این خسارات آنقدر سنگین است که غیر قابل تصور به نظر می رسد اگر هزینه های مربوط به مواد مخدر را با توجه به آمارهای تهیه شده توسط سازمان ملل متحد مورد بررسی قرار دهیم به میزان واقعی ضررها و زیانهای مالی و اقتصادی مربوط به مواد مخدر تا حدودی پی می بریم.
طبق آخرین آمار منتشره در نشریه لوموند هزینه های مواد مخدر در سال به ۱۸۰ میلیارد دلار بالغ می شود که به مراتب بیش از بهای تمام فرآورده های نفتی در کشورهای نفتی خیز جهان اسشت.
تاریخچه موادمخدر در ایران جغرافیای اجتماعی- اقتصادی و سیاسی مواد مخدر- بخش اول
نویسنده: سرهنگ علی غنجی
آنچه در پی می آید بخشی از مقاله بلندی است که در کتاب «ژئوپلیتیک مواد مخدر» از انتشارات معاونت آموزش نیروی انتظامی آمده است؛ کتابی که در سال گذشته به چاپ دوم رسید.
در اولین بخش از گزیده های این کتاب، سرهنگ ستاد «علی غنجی» نویسنده این مقاله، به طور مستند تاریخچه ای اجمالی از مواد مخدر در کشورمان را به نگارش درآورده است.
دو مقاله برگزیده دیگر از این کتاب ارزشمند را در شماره های آتی صفحه اجتماعی خواهید خواند.
سرویس اجتماعی کیهان
آشنایی با مواد مخدر (مواد اعتیادآور در جهان) سابقه ای بس طولانی دارد. در طول تاریخ، انسان از موادمخدر زمانی به عنوان دارو و برای از بین بردن و التیام دردها استفاده می کرده است؛ و زمانی هم برای ایجاد لذت یا فرار از ناراحتی ها و همچنین در جشنها و مراسم مذهبی و گاهی توسط جادوگران مورد استفاده قرار می داده است. (غنجی، ۳۱۳۷: ۴)
تاریخچه موادمخدر و اعتیاد در ایران
همان طوری که گفته شد شناخت موادمخدر در جهان، سابقه ای بس طولانی دارد. به شهادت تاریخ، رواج دهنده این مواد در ایران عوامل انگلستان بودند که در عصر صفویه راه های کشت خشخاش و استفاده از تریاک را رواج دادند؛ به نحوی که ابتدا به دربار صفویه راه یافت و بعداز آلوده کردن شاهان و شاهزادگان و درباریان صفوی به درون مردم سرایت کرد و نحوه گسترش آن به قدری وسیع و سریع بود که بعداز گذشت زمانی کوتاه تبدیل به اپیدمی شده و درون قهوه خانه ها به صورت رسمی به عنوان تفنن استعمال می شد. (همان:۶)
نکته قابل توجه این که در دوران صفویه، تریاک به صورت خوردن حب یا شربت های مخصوصی به نام کوکنار (جوشانده خشخاش) معمول بوده و از کشیدن تریاک ذکری به میان نیامده است. طبق نقل سیاحان و مورخان، شاه طهماسب صفوی و شاه عباس که تا اندازه ای به مضار این مواد پی برده بودند، دستورات، قوانین و مجازات هایی را جهت منع مصرف مواد مخدر وضع کردند ولی در این امر موفقیت چندانی نیافتند. (همان:۷)
اساساً استفاده از تریاک تا زمان تشکیل دولت صفویه (۷۹۰ تا ۸۱۱۴ ه.ق) رواج چشمگیری نداشت. عواملی که سبب اشاعه اعتیاد به تریاک در عصر صفویه شد عبارتند از:
۱- با توجه به همزمانی تشکیل کمپانی هند شرقی با اوائل تشکیل دولت صفویه و فعالیت این کمپانی در تولید و قاچاق تریاک به چین، ایران و برخی کشورهای دیگر که سرانجام منجر به جنگهای تریاک بین انگلیس و چین شد، این کمپانی و عمال فرومایه داخلی آن در معتاد کردن ایرانی ها نقش فراوانی داشت. بنابراین سیاست استعمارگران، انگلیس را در اشاعه اعتیاد ایرانیان در این عصر باید مهمترین عامل تلقی کرد. (اسعدی، ۱۱۳۸:۸۱۲)
۲- در آن زمان که علم پزشکی و داروسازی پیشرفت نکرده بود، گرایش مردم به مصرف تریاک برای تسکین دردهای خود زمینه ساز اعتیاد به شمار می رفت، زیرا ناآگاهی مردم از زیان های جسمانی و روانی تریاک و عدم توجه آنها به اینکه تسکین دادن درد و علاج نکردن منشا بیماری موجب کمون و مزمن شدن بیماری می شود باعث می شد که بیمار درد را با تریاک به طور موقت تسکین دهد و درپی تکرار مصرف آن معتاد شود، غافل از آنکه علاوه بر معتاد شدن بیمار، مرض هم، همچنان سیر پیشرفت خود را طی می کند.
۳- در عصر موردنظر، مراجع تقلید مصرف تریاک را بر خلاف مصرف الکل حرام اعلام نمی کردند، چرا که در آن روزگار زیان های تریاک کشف نشده و از سویی فایده تسکین بخشی مصرف آن شناخته شده بود.
با توجه به این مطالب، مصرف تریاک نه تنها در جامعه شیعه ایران قبح و حرمتی نداشت، بلکه دست قوی استعمار به منظور تباه کردن نیروهای جسمی و فکری مردم به اشاعه اعتیاد چنان دامن زد که اعتیاد به تریاک دربین درباریان هم رواج یافت و حتی برخی عالم نماها هم تریاک مصرف می کردند و استعمارگران که خواستار بی قیدی، بی تحرکی و عدم احساس مسئولیت افراد در قبال مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی استقلال کشور بودند، با حربه اعتیاد به تریاک بدون نیاز به لشگرکشی توانستند بر امور ایران مسلط شوند. (همان: ۷۱۲)
۴- در آن زمان روش معالجه علمی و بهداشتی برای نجات معتادان وجود نداشت و مواد افیونی جسم و جان آنها را تسخیر می کرد و تا نابودی و فنا، گریبانگیر آنها بود.
بنابراین افرادی هم که تفننی تریاک مصرف می کردند در اندک زمانی به جرگه معتادان می پیوستند و به شمار آنها می افزودند. (اسعدی، ۱۳۸۱: ۱۲۹)
نقش قاجار و پهلوی در گسترش مواد مخدر
در زمان حکومت قاجار با حیله انگلیسی ها بسیاری از مزارع کشت گندم و دیگر محصولات مفید زراعی به مزارع کشت خشخاش اختصاص داده شد و خرید و فروش مواد مخدر رواج یافت، به نحوی که روز به روز درآمد شاهان و درباریان وقت، از داد و ستد تریاک افزایش یافت و اساس خرید و فروش آن در انحصار دولت درآمد.
از آنجا که صدور مواد از خاور دور به نقاط مختلف جهان بایستی از ایران و ترکیه صورت می گرفت، لذا در گسترش اعتیاد در این مناطق نیز اهتمام وافر به عمل آمد.
در این میان ناآگاهی و پایین بودن رشد فرهنگی جامعه نیز عامل موثری در جهت بهره برداری استعمارگران برای گسترش کشت خشخاش و اعتیاد به تریاک گردید، به طوری که پزشکان انگلیسی و حکیم باشی های وابسته، تریاک را به عنوان داروی موثر برای درمان بیماری های مختلف همچون سردرد، دندان درد، گوش درد و... معرفی و تجویز می کردند و چندی نگذشت که این ماده مخدر به صورت دارویی خانگی در هر خانه و کاشانه ای راه یافت.
گردانندگان این تجارت خانمانسوز، به منظور کسب منافع افزون تر و آلوده ساختن بیشتر جامعه با وضع قوانین مختلف به تشویق و ترغیب مردم به استعمال تریاک پرداختند و برای مصرف هر چه بیشتر آن جایزه تعیین کردند. به طوری که در دوازدهم ربیع الاول سال ۱۳۲۹ هجری قمری دولت وقت، قانونی را جهت رشد و گسترش و تشویق کشت و فروش تریاک و مصرف آن تدوین کرد. ماده دوم این قانون، آشکارا مردم را به تریاک کشی دعوت می کرد و بیان می داشت: «]دولت[ سوخته تریاک را با قیمت مناسبی از دودکنندگان می خرد و برای هر مثقال سوخته سه عباسی حق الزحمه داده می شود.»
به بهانه افزایش درآمد کشور، هر روز بر شمار معتادان اضافه گردید و اداره انحصارات تشکیل شد و در سراسر ایران شعباتی دایر کرد و هر کجا شعبه ای نداشت، پاسگاههای انتظامی چنین وظیفه ای را عهده دار شدند.
بدین ترتیب روز به روز مسئله قاچاق مواد مخدر و اعتیاد مردم به آن، گسترش بیشتری یافت و در حکومت پهلوی به اوج خود رسید، به نحوی که خاندان آمریکایی شاه، خود رهبری قاچاق مواد مخدر و اشاعه آن را در سطح جامعه به عهده گرفتند. به موجب شواهد و مدارک دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد( در اوائل دهه ۱۹۶۰)، خاندان پهلوی فعالیت های مربوط به قاچاق مواد مخدر را در ابعاد وسیع به همراه سرمایه گذاری های چند میلیون دلاری به انجام رساندند. میلیاردها دلار تریاک از طریق افغانستان و ترکیه خریداری می شد که قسمتی از آن به طور خام در بازار داخلی ایران به فروش می رسید و قسمت دیگری در لابراتوارهای مخفی تهران به هروئین تبدیل شده و علاوه بر عرضه در بازارهای داخلی، در خط توزیع شبکه بین المللی قرار گرفته و به اروپا و آمریکا می رفت.
در طول این مدت برای خاموش ساختن اعتراضات مردم، گاهی سخت گیری ها و محدودیت های ظاهری و ممنوعیت هایی نیز اعمال می شد که در حقیقت نوعی تصفیه رقبای رژیم، در امر مواد مخدر به حساب می آمد و در همین زمینه، تبلیغات مفصل و گسترده ای نیز از سوی رژیم و قدرت های جهانی در ارتباط با اقدامات بین المللی مبارزه با مواد مخدر صورت می گرفت و کنگره های بین المللی متعددی در مورد اعتیاد برپا شد و متجاوز از ۳۰ عهدنامه بین المللی مبنی بر محدودیت تولید، ساخت، کشت، تجارت و مصرف مواد مخدر منعقد شد.
مواد مخدر حربه دشمنان انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، استعمارگران که دست خود را کوتاه می دیدند برای نابودی انقلاب یا کنترل آن، اشاعه بیشتر مواد مخدر را به عنوان یکی از حربه ها به کار گرفتند. اما آگاهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی رحمت الله علیه باعث شد که ایشان در سخنان تاریخی خود این مسائل را بازگو کنند. ایشان فرمودند: «شما این مسئله را اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دسته ای هروئین فروش شده اند و دسته ای دیگر هم مبتلاشده اند، این هم توطئه ای است که قدرتهای بزرگ به وسیله آن به ما ضربه می زنند.»
همچنین در قسمت دیگری از سخنان خود فرمودند: «این یک باب است که چون به حیثیت اسلامی برمی گردد، جلوگیری از آن بر همه واجب است.»
ایشان به درستی عنوان کردند که دیگر ایران، فقط به عنوان یک کشور جهان سوم مورد حمله قرار نمی گیرد بلکه استعمار با شیوع موادمخدر قصد خدشه دار کردن اسلام را در سر می پروراند. لذا با درک صحیح از این معضل، مسئولان دولتی اقدامات اولیه و مطالعات نخست را در سطح کشور آغاز نمودند. شورای انقلاب در تاریخ ۹۱۳۵۹/۳/۱ با تصویب تشدید مجازات مرتکبین جرایم موادمخدر و اقدامات تامینی و درمانی که تا آن زمان، این قانون در نوع خود جدید بود، فصلی نو در مبارزه گشود.
طبق این قانون سهمیه تریاک معتادان لغو و دوره ای به مدت ۶ ماه به عنوان ترک اعتیاد مقرر گردید و همچنین برای کسانی که مکان استعمال موادمخدر دایر کنند، مصادره اموال و مجازات مشخصی وضع شد. کلیه زمینهای کشاورزی که پیش از انقلاب تحت کشت خشخاش قرار داشت پس از ابلاغ این مصوبه تاکنون کشت نشده و اگر به صورت خودرو هم در نقاط مختلف کشور یافت می شد، سریعتاً توسط نیروی انتظامی امحاء می شد.
با تمام تدابیر اتخاذ شده، استکبار در مواجهه شدید با اقدامات جمهوری اسلامی ایران با سرمایه گذاری بیشتر به سازماندهی و تسلیح گروه های قاچاق دست زد. ثمره این حرکت، ظهور قاچاقچیان بسیار مجهز و کاروان های کاملاً مسلح بود که بعضی اوقات دارای چنان تسلیحات پیشرفته ای می باشند که درگیری آنها با نیروی انتظامی به یک جنگ تمام عیار مبدل می شود.
پس از پذیرش قطعنامه ۸۵۹ و پایان یافتن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مقام های جمهوری اسلامی توجه بیشتری را به امر مبارزه با قاچاق موادمخدر و اعتیاد معطوف کردند. با توجه به کمبودهایی که در قانون گذشته احساس می شد مجمع تشخیص مصلحت نظام اسلامی در تاریخ سوم آبان ماه ۷۱۳۶ قانون مبارزه با موادمخدر را با کارآیی بالاتر به تصویب رساند که براساس آن ستادی به ریاست بالاترین و عالی ترین مقام قوه مجریه تشکیل و امر مبارزه با موادمخدر منحصراً بر عهده آن گذارده شد.
با تشکیل این ستاد که نقطه عطفی در مبارزات جمهوری اسلامی ایران با قاچاق موادمخدر و اعتیاد محسوب می گردید، کلیه خط مشی ها و سیاست ها در زمینه پیشگیری، مبارزه و بازتوانی معتادان اتخاذ و برای سازمانهای مسئول و ذی ربط ابلاغ می شد. با شروع کار ستاد مبارزه با موادمخدر و شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استانها، در اجرای این قانون از طرفی وحدت رویه قضایی در محاکم و از طرف دیگر هماهنگی مطلوبی بین قوه مجریه و قضائیه به وجود آمد. (غنجی، ۳۱۳۷:۰۱-۷)
ناقوس مرگ برای چه کسانی به صدا درمی آید ؟
تلویزیون در یک سری برنامه مستند گزنده . تلخ و هشدار دهنده . زنگ خطری را در جامعه و خانواده ها به صدا در آورده و انگشت تاکید بر مسایل تخریبی و پیچیده ای گذاشته که نیروی جوان و کارآمد کشورمان را نشانه گرفته و مورد تهاجم و یورش قرار داده است .بعد از تهاجمات تخریبی که از سوی غرب و دشمنان فرهنگ و تمدن و ادب ملت ایران و کشورمان از طریق انتشار کتاب های گوناگون . برنامه های تلویزیونی مبتذل و ساخت و ساز فیلم های سینمایی نظیر فیلم ۳۰۰ آغاز شده است . اکنون نوبت به محصولات جدید مواد مخدر شیمیایی و صنعتی و روان گردان هایی نظیر کراک . گراس . شیشه . کریستال و ... رسیده است که جوانان نا آگاه و خانواده های نا آگاه تر را به لبه پرتگاه سقوط و اضمحلال می کشاند و باعث از بین رفتن نسل جوان . از هم پاشیدگی خانواده ها و تخریب جامعه می شود . در برنامه تلویزیونی "مستند کراک" دوربین تلویزیون به زوایای تاریک زندگی مرگبار و نکبت بار معتادان به مواد مخدر جدید وارد می شود و تصاویری رقت انگیز . دلهره آور و خفت بار را در مقابل دیدگان مردم . مسئولان کشور و متولیان مبارزه با مواد مخدر قرار می دهد که این تصاویر علاوه بر انزجار و تنفری که از وضعیت ناهنجار معتادان به وجود می آورد . به گونه ای تکان دهنده خانواده ها را آزار می دهد. اگر چه دیدن این تصاویر نا خوشایند برای تماشاگر تلویزیون آزار دهنده و رنج آور است و اما باید بپذیریم که این تصاویر . واقعیت های انکار ناپذیر و درد آور امروز جامعه ماست که دست هایی پنهان و آشکار در کارند تا جوانان ما را از گردونه سلامت و سازندگی خارج کنند . خانواده ها را به خاک سیاه بنشانند و موجبات از هم پاشیدگی و گسستن خانواده های ایرانی را فراهم سازند. بعد از مواد مخدر خانمان بر اندازی مانند تریاک . هرویین . بنگ و گرس و حشیش و کوکا یین که استفاده از آن ها یک سابقه تاریخی و طولانی دارد و پس از
هزاران مرد و زن جوان و سالخورده ای که به علت مصرف مواد مخدر سنتی جان خود را از کف داده و باعث از هم گسستن خانواده هایشان شده اند . در سال های اخیر دست های سیاه و نا پاک و تباه کننده ای به صورت پنهان و آشکار به کار افتاده و با ورود یا تولید انواع مواد مخدر جدید شیمیایی و صنعتی و روان گردان ها . تیشه به ریشه زندگی جوانان
نا آگاه . زود باور . ساده لوح . زیاده طلب و خوش گذران می زنند و این دسته از افراد جامعه را که با توجه به نیرو و استعدادهای جوانی می توانند برای مردم سودمند و برای کشور مفید واقع شوند . از عرصه زندگی و فعالیت های سازنده اجتماعی دور سازند و آنها را با انواع مواد مخدر جدیدی که به سهولت و به فراوانی در دسترسشان قرار می گیرد . ابتدا به انزوا بکشند و آنگاه آنان را به طور آزار دهنده و نکبت باری از گردونه زندگی خارج نمایند .آمارهای منتشر شده از سوی پزشکی قانونی و مراکز انتظامی حکایت از آن دارد که همه روزه تعدادی جسد تکیده و جزغاله در گوشه و کنار شهرهای کشور بخصوص تهران پیدا می شود که به علت مصرف انواع مواد مخدر بخصوص مواد شیمیایی و صنعتی و روان گردانها مثل کراک . گراس . شیشه و کریستال که این روزها تقریبا جانشین مواد مخدر سنتی نظیر تریاک . هرویین .حشیش و جرس و بنگ شده . اجساد آنان درون ویرانه ها . خانه های متروک . کوچه پس کوچه های کم رفت و آمد و خرابه ها با مرگ در آمیخته و جسد جزغاله و خشکیده آنها را اهالی محل پیدا می کنند . مرگ هایی این چنین تلخ و نا گوار و درد انگیز و تداوم زندگی نکبت بار و نا به هنجار معتادان مواد افیونی که جامعه ای را پریشان می کند . تنها بخش کوچکی از این واقعیت بزرگ اجتماعی را که بصورت مستند در برنامه تلویزیونی کراک به نمایش عمومی گذاشته اند است . چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت و آن را نادیده انگاشت .
این تصاویر غم انگیز که از زندگی نکبت بار و مرگ سیاه معتادان به مواد مخدر جدید در گوشه و کنار شهر ها شاهد آن هستیم و اخیرا نیز تلویزیون بدان پرداخته است . تصاویری تصنعی از یک فیلم سینمایی یا یک سریال تلویزیونی نیست . بلکه این تصاویر هر کدام واقعیتی است ناگوار و بسیار گزنده و برگی است از دفتر سیاه زندگی جوانانی که به دلایل مختلف به شکلی نا آگاهانه روی به جانب مواد مخدر شیمیایی و صنعتی آورده و زندگی خود را تباه می کنند .
تحقیقی در عرصه جامعه شناسی درباره انواع و اقسام مواد مخدر صنعتی که این روزها به راحتی در شهر ها دست به دست می گردد و بلای جان جوانان وطنمان شده است . گویای این واقعیت است که بسیاری از پدران و مادران و بزرگان خانواده ها از کیفیت و کمیت و عوارض و مضرات این گونه مواد مخدر نو ظهور اطلاعی ندارند . اکثر قریب به اتفاق مردم نمی دانند چند نوع مواد مخدر صنعتی و روان گردان در جامعه وجود دارد .
نمی دانند دسترسی به این مواد که به شکل قرص و کپسول و انواع پودرها و حتی گاه آدامس و شکلات توضیع می شود سهل است یا دشوار . اطلاع ندارند که مواد مخدر صنعتی به مراتب خانمان سوزتر . خطر ناک تر و مرگ آورتر از مواد افیونی سنتی است . آنها نمی دانند کسانی که این نوع مواد مخدر را مصرف می کنند دچار چه نوع بیماری های خطر ناک جسمی و روانی می شوند . نمی دانند محل توزیع و مصرف مواد جدید در پارتی های شبانه . محافل و مجالس خصوصی و پا توق هایی است که جوان ها معمولا دور هم جمع می شوند . اطلاعی ندارند که مصرف قرص های روان گردان که روز به روز توزیع آن در جامعه افزونتر می شود چه بلایی به سر مصرف کنندگان بخصوص جوانان می آورد .
در برنامه تلویزیونی مستند کراک صراحتا اشاره شده است که مصرف کنندگان کراک از زمان ابتلا به سم این اعتیاد لحظه به لحظه به انواع بیماری های ناشناخته مبتلا می شوند و حداکثر شش ماه تا یکسال پس از اعتیاد . با مرگی سیاه و نکبت بار دمساز می شوند . مرگ وحشتناکی که حتی جسد آنان را مسئولان گورستان ها برای شستشو نمی پذیرند . چون جسد این معتادان به گونه ای باور نکردنی از درون از هم گسیخته می شود که از یک سو بیم آن می رود که در جریان حمل و نقل یا شستشو از هم متلاشی شود و از سوی دیگر محیط را به میکروب های نا شناخته ای آلوده سازد .
دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور در گفت گویی با خبر گزاری مهر تغییر الگوی مصرف مواد مخدر را در سال های اخیر از مواد سنتی مثل تریاک . حشیش . هرویین و چرس و بنگ به مواد شیمیایی و صنعتی نظیر کراک .گراس . شیشه . کریستال و دیگر قرص های روان گردان را تهدیدی جدی برای جامعه و بخصوص نسل جوان دانسته و می گوید : رشد روز افزون مواد مخدر شیمیایی و صنعتی جامعه ما را با بحران روبه رو کرده است . زیرا استفاده از مواد مخدر سنتی با اقدامات موثری که صورت می گیرد تا حدودی کاهش یافته ولی گرایش به مواد شیمیایی و صنعتی و قرص های روان گردان رو به افزایش است .
دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور می افزاید : مبارزه گسترده و همه جانبه با اعتیاد و مواد مخدر . مرزی نمی شناسد و باید با هر نوع اعتیاد به مواد مخدر و قرص های روان گردان و داروهای نیروزا مبارزه کرد و همان طور که ماموران نیروی انتظامی در مرزها و نقاط دور و نزدیک کشور با قاچاقچیان مواد مخدر سنتی مبارزه می کنند و تا جای ممکن آنها را قلع و قمع می نمایند . الزاما باید با واردات و یا تولیدات داخلی مواد مخدر شیمیایی و صنعتی و روان گردانها نیز که به وفور در حال توزیع است و به سهولت در دسترس جوانان قرار می گیرد . جانانه مبارزه کنند . مبادی ورودی این مواد و مراکز احتمالی تولید آن را شناسایی کنند و اجازه ندهند یک مشت از خدا بی خبر منفعت طلب که در این عرصه هول انگیز فعالیتهای ضد اجتماعی و ضد بشری دارند و عزم خود را جزم کرده اند که نیروی فعال و با استعداد جوان کشورمان را از رهگذر قرص های روان گردان و مواد مخدر صنعتی و شیمیایی نا کارآمد و عقیم سازند . همچنان به فعالیتهای غیر قانونی و ضد بشری خود ادامه دهند .
یک کارشناس ارشد در مرکز مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی می گوید : مسئولان مملکتی بخصوص مسئولان رسانه های همگانی در اطلاع رسانی در مورد مضرات و
زیان های خطرناک و مرگ آور مواد مخدر بخصوص مواد مخدر شیمیایی و صنعتی نباید هرگز کوتاهی کنند . اکنون که این بلای خانمانسوز به جان جوانان ما افتاده و آنها را به ورطه نابودی و فنا می کشاند . باید کارشناسان درباره آشنایی و آگاهی جوانان . خانواده ها و جامعه اطلا عات لازم را از طریق مطبوعات و بخصوص رادیو و تلویزیون در اختیار مردم قرار دهند و مراقب جوانانشان باشند . مسئولان مملکتی نیز وظیفه دارند نقش تخریبی اعتیاد را چه از نوع سنتی و چه از نوع شیمیایی و صنعتی بیان کنند و گوشزد نمایند که جوانان هنگامی که در میهمانی ها . پارتی ها . جشن های تولد گرد هم می آیند . برای شور و نشاط و هیجان بیشتر چگونه به دام اعتیاد می افتند و زندگی و شرف و آبرو و حتی جانشان را بر سر این سودای پوچ می نهند .
مدیر کل مبارزه با جرایم جنایی اداره آگاهی نیز می گوید : مخدر های نوین دارای مضرات و زیان های بخصوصی است که به نابودی مصرف کنندگان می انجامد . مخدری مانند تریاک یا هرویین و یا تزریق انواع مخدرها معمولا در محل های متروک . بیغوله ها . خرابه ها و زیر زمین های خلوت مورد مصرف قرار می گیرد و معتادان را به دنیایی از رخوت و سستی فرو می برد . اما مخدرهای جدید نظیر کراک . اکس . شیشه . کریستال عموما در مجالس و محافل جوانان مورد استعمال قرار می گیرد و این محافل که بصورت جشن تولد یا میهمانی یا پارتی برگزار می شود جوانان معتاد را از خود بی خود کرده و آنها را به هیجانات کاذب وا می دارد که این هیجانات و از خود بی خود شدن ها
زیان ها و آسیب های فراوانی به بار می آورد که گاه جبران ناپذیر می نماید . در این محافل است که جوانان با استعمال مخدرهای نوین از خود بیگانه می شوند و دست به اعمال و رفتاری می زنند که سر انجامی جز پشیمانی و تلخکامی ندارد که هتک حرمت . سوء استفاده های گوناگون . تجاوز به حریم خصوصی دیگران . فیلمبر داری نا متناسب و
غیر متعارف و آبرو بر باد ده بخشی از اثرات مخرب و ویرانگر آنست . این مقام آگاه همچنین گفته است : اعتیاد به مواد مخدر شیمیایی و صنعتی و قرص های روان گردان به مراتب خطرنا کتر از مواد سنتی است . زیرا جوانان به سادگی و سهولت می توانند برای شادی و نشاط و هیجانات زودگذر و کاذب به مصرف این نوع مواد گرایش پیدا کنند و همین گرایش های ناگوار زمینه ساز ارتکاب بسیاری از جرایم می شود و میزان جرایم و خودکشی ها و تجاوزات گوناگون ناخواسته را افزایش می دهد .
به هر حال در تورنمنت و کورس مسابقه میان مواد مخدر سنتی مثل تریاک . حشیش . هرویین . کوکایین و مواد مخدر شیمیایی و صنعتی و روان گردان های مرگ آور احساس
می شود مواد مخدر جدید گوی سبقت را از مواد مخدر سنتی ربوده اند و بدین ترتیب می رود تا آتش خانمانسوز خود را بر جان جوانان وطنمان بیفکند و آنان را که به خاطر هیجانات و شادی و نشاط افزونتر به مصرف مواد مخدر جدید روی می آورند . به خاک سیاه بنشاند .
اکنون که حدود سی سال از زمان فعالیت قاچاقچیان سرشناس مواد مخدر در حکومت سابق می گذرد . ضرورت ایجاب می کند با بازماندگان قاچاقچیان سال های دور و کسانی که امروز برای آسیب رساندن به ساختار اجتماعی کشورمان و عقیم نمودن جوانان . آنان را با مصرف و استعمال مواد مخدر جدید از اوج عزت و شرف و کاردانی و مهارت و استعداد به حضیض ذلت و مرگ های سیاه و نکبت بار می اندازند . مبارزه جانانه صورت پذیرد و از ورود یا تولید داخلی مواد مخدر صنعتی و روان گردان های جنون زا جلوگیری شود .
ادامه مطلب...
حقیقت پل صراط چیست؟
گرچه آگاهى تفصیلى نسبت به حقایق مربوط به قیامت و جهان پس از مرگ که عالمى است برتر و بالاتر از این جهان، براى اهل دنیا غیر ممکن است، ولى این امر مانع از آگاهى اجمالى نسبت به آن نخواهد بود!.
آنچه از آیات و روایات اسلامى استفاده مى شود، این است که صراط پلى است بر دوزخ در مسیر بهشت که نیکان و بدان بر آن وارد مى شوند، نیکان به سرعت از آن مى گذرند و به نعمتهاى بى پایان حق مى رسند، و بدان سقوط کرده، سرازیر دوزخ مى شوند!، حتى از پاره اى از روایات استفاده مى شود که سرعت عبور مردم از آن بستگى به میزان ایمان و اخلاص و اعمال صالح آنها دارد.
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «بعضى مانند برق از آن مى گذرند، و بعضى همچون اسب تیزرو، بعضى با دست و زانوها، بعضى همچون پیادگان، و بعضى به آن آویزان مى شوند (و مى گذرند) گاه آتش دوزخ از آنها چیزى را مى گیرد و چیزى را رها مى کند»(۱).
چرا باید از روى جهنم به سوى بهشت رفت؟ در اینجا نکات لطیفى است.
از یکسو بهشتیان با مشاهده دوزخ قدر عافیت بهشت را بهتر مى دانند، و از سوى دیگر وضع صراط در آنجا تجسمى است از وضع ما در اینجا، باید ار روى جهنم سوزان شهوات گذر کرد و به بهشت تقوا رسید، و از سوى سوم تهدیدى است جدّى براى همه مجرمان و آلودگان که سرانجام گذرگاهشان از این راه باریک خطرناک است.
لذا در حدیث «مفضل بن عمر» مى خوانیم که مى گوید از امام صادق(علیه السلام) درباره «صراط» سؤال کردم فرمود: صراط همان طریق به سوى معرفت و شناخت خداوند متعال است.
سپس افزود: دو صراط است، صراطى در دنیا و صراطى در آخرت، و امّا صراط در دنیا همان امام واجب الاطاعه است، هرکس او را بشناسد و به هدایت او اقتداء کند از صراطى که پلى است بر جهنم در آخرت مى گذرد، و هر کس او را در دنیا نشناسد قدمش بر صراط آخرت مى لرزد و در آتش جهنم سقوط مى کند»(۲).
در تفسیر امام حسن عسکرى(علیه السلام) این دو صراط (صراط دنیا و آخرت) به صراط مستقیم معتدل بین «غلّو» و «تقصیر» و «صراط آخرت» تفسیر شده است(۳).
این نکته نیز قابل توجّه است که در روایات اسلامى عبور از این راه پر خطر مشکل شمرده شده است، در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) (وهم از امام صادق (علیه السلام)) آمده است: اِنَّ عَلَى جَهَنَّمَ جِسْراً اَدَقُّ مِنْ الشَّعْرِ وَ اَحَدُّ مِنْ السَّیفِ: «بر دوزخ پلى است باریکتر از مو و تیزتر از شمشیر»!(۴).
صراط «مستقیم» و حقیقت «ولایت» و «عدالت» در این دنیا نیز چنین است، باریکتر از مو، و تیزتر از شمشیر، چرا که خطّ مستقیم خط باریکى بیش نیست، و بقیه هر چه هست خطوط انحرافى در چپ و راست است.
و طبیعى است که صراط قیامت که تجسّم عینى از این صراط است چنین باشد.
ولى با این حال همان گونه که قبلاً نیز اشاره شد گروهى با سرعت در سایه ایمان و اعمال صالح از این جاده خطرناک مى گذرند.
بدون شک ارتباط با پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و خاندان رسول الله (صلى الله علیه وآله)مى تواند عبور از این جاده مخوف را آسان سازد، در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ وَ نُصِبَ الصِّراطُ عَلَى جَهَنَّمَ لَمْ یَجُزْ عَلَیْهِ اِلا مَنْ کانَ مَعَهُ جَوازٌ فیه وَلایَةُ عَلیِّ بْنِ اَبی طالِب(علیه السلام)!: «روز قیامت هنگامى که صراط روى جهنم قرار داده شود تنها کسانى از آن عبور مى کنند که اجازه اى داشته باشند و در آن اجازه ولایت علی بن ابی طالب(علیه السلام) بوده باشد»(۵).
نظیر همین معنى به تعبیر دیگر درباره بانوى اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آمده است.
بدیهى است ولایت على(علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام) از ولایت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و علاقه به قرآن و اسلام و سایر پیشوایان معصوم جدا نیست، در واقع تا ارتباطى از نظر ایمان و اخلاق و عمل، با این پیشوایان بزرگ برقرار نباشد عبور از صراط ممکن نیست، و در این زمینه روایات متعددى وارد شده است، (علاقمندان براى آگاهى بیشتر مى توانند به بحارالانوار جلد ۸ فصل صراط، مخصوصاً روایات ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ مراجعه کنند).
آخرین سخن در اینجا درباره بعد تربیتى ایمان به چنین صراطى است، گذرگاه مخوف، لغزنده، خطرناک، باریکتر از مو، تیزتر از شمشیر، گذرگاهى که مواقف و ایستگاههاى متعددى دارد، و در هر موقف از چیزى سؤال مى کنند، در یک جا از نماز، جاى دیگرى از امانت وصله رحم، جائى از عدالت، و مانند آن، گذرگاهى که اجازه عبور از آن بدون ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امیرمؤمنان على(علیه السلام) و تخلّق به اخلاق آنها امکان پذیر نیست، و بالاخره گذرگاهى که هرکس به مقدار نور ایمان و عمل صالحش توانائى عبور از آن را دارد، و اگر کسى نتواند به سلامت از آن بگذرد سقوطش در دوزخ حتمى است، و هرگز به کانون نعمتهاى معنوى و مادى پروردگار، یعنى بهشت راه نخواهد یافت.
توجّه به این معانى، و ایمان به آن بدون شک بازتاب گسترده اى در اعمال انسان و تربیت او خواهد داشت، و او را به دقت هرچه بیشتر در انتخاب راههاى زندگى، و جدا سازى دقیق حق از باطل، و تخلق به اخلاق اولیاء الله وادار مى سازد.(۶)
--------------------------------------------------------------------------------
۱ ـ امالى صدوق مجلس ۳۳/
۲ ـ معانى الاخبار صفحه ۳۲ حدیث۱/
۳ ـ بحار جلد ۸ صفحه ۶۹ حدیث ۱۸/
۴ ـ میزان الحکمه جلد ۵ صفحه ۳۴۸ ـ در حدیث امام صادق(علیه السلام) به جاى جمله: انّ على جهنّم جسْراً کلمه الصراط آمده است (بحار جلد ۸ صفحه ۶۴ حدیث ۱).
۵ ـ بحار الانوار جلد ۸ صفحه ۶۸ حدیث ۱۱/
۶ ـ تفسیر پیام قرآن ۶/۱۹۱
سایت فرزند کعبه
اولو الامر چه کسانى هستند؟
در سوره مبارکه نساء آیه ۵۹ مى خوانیم: «یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم ...» (اى کسانى که ایمان آورده اید : اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا را و صاحبان امر را و ...)
در اینجا این سؤال مطرح مى شود که منظور از اولوا الامر چه کسانى هستند؟
درباره اینکه منظور از اولوا الامر چیست در میان مفسران اسلام سخن بسیار است که مى توان آن را در چند جمله خلاصه کرد:
۱ ـ جمعى از مفسران اهل تسنن معتقدند که منظور از «اولوا الامر» زمامداران و حکام و مصادر امورند، در هر زمان و در هر محیط، و هیچگونه استثنائى براى آن قائل نشده اند و نتیجه آن این است که مسلمانان موظف باشند از هر حکومتى به هر شکل پیروى کنند، حتى اگر حکومت مغول باشد.
۲ ـ بعضى دیگر از مفسران مانند نویسنده تفسیر المنار و تفسیر فى ظلال القرآن و بعضى دیگر معتقدند که منظور از اولوا الامر نمایندگان عموم طبقات، حکام و زمامداران و علما و صاحب منصبان در تمام شئون زندگى مردم هستند، اما نه بطور مطلق و بدون قید و شرط بلکه اطاعت آنها مشروط به این است که بر خلاف احکام و مقررات اسلام نبوده باشد.
۳ ـ به عقیده بعضى دیگر منظور از «اولوا الامر» زمامداران معنوى و فکرى یعنى علما و دانشمندانند، دانشمندانى که عادل باشند و به محتویات کتاب و سنت آگاهى کامل داشته باشند.
۴ ـ بعضى از مفسران اهل تسنن معتقدند که منظور از این کلمه منحصراً خلفاى چهارگانه نخستینند، و غیر آنها را شامل نمى شود; و بنابراین در اعصار دیگر اولوا الامر وجود خارجى نخواهد داشت.
۵ ـ بعضى دیگر از مفسران، اولوا الامر را به معنى صحابه و یاران پیامبر مى دانند.
۶ ـ احتمال دیگرى که در تفسیر اولوا الامر گفته شده این است که منظور فرماندهان لشگر اسلامند.
۷ ـ همه مفسران شیعه در این زمینه اتفاق نظر دارند که منظور از «اولوا الامر»، امامان معصوم مى باشند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پیامبر به آنها سپرده شده است، و غیر آنها را شامل نمى شود، و البته کسانى که از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده بگیرند، با شروط معینى اطاعت آنها لازم است نه به خاطر اینکه اولوا الامرند، بلکه به خاطر اینکه نمایندگان اولوا الامر مى باشند.
اکنون به بررسى تفاسیر فوق به طور فشرده مى پردازیم:
شک نیست که تفسیر اول به هیچ وجه با مفهوم آیه و روح تعلیمات اسلام سازگار نیست و ممکن نیست که پیروى از هر حکومتى بدون قید و شرط در ردیف اطاعت خدا و پیامبر باشد، و به همین دلیل علاوه بر مفسران شیعه، مفسران بزرگ اهل تسنن نیز آن را نفى کرده اند.
و اما تفسیر دوم نیز با اطلاق آیه شریفه سازگار نیست، زیرا آیه اطاعت اولوا الامر را بدون قید و شرط لازم و واجب شمرده است.
تفسیر سوم یعنى تفسیر اولوا الامر به علما و دانشمندان عادل و آگاه از کتاب و سنت نیز با اطلاق آیه سازگار نیست، زیرا پیروى از علما و دانشمندان، شرائطى دارد از جمله اینکه گفتار آنها بر خلاف کتاب و سنت نباشد، بنابراین اگر آنها مرتکب اشتباهى شوند (چون معصوم نیستند و اشتباه مى کنند) و یا به هر علت دیگر از حق منحرف شوند ، اطاعت آنها لازم نیست، در صورتى که آیه اطاعت اولوا الامر را به طور مطلق، همانند اطاعت پیامبر(صلى الله علیه وآله)، لازم شمرده است، به علاوه اطاعت از دانشمندان در احکامى است که از کتاب و سنت استفاده کرده اند بنابراین چیزى جز اطاعت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) نخواهد بود، و نیازى به ذکر ندارد.
تفسیر چهارم (منحصر ساختن به خلفاى چهارگانه نخستین) مفهومش این است که امروز مصداقى براى اولوا الامر در میان مسلمانان وجود نداشته باشد، به علاوه هیچگونه دلیلى براى این تخصیص در دست نیست.
تفسیر پنجم و ششم یعنى اختصاص دادن به صحابه و یا فرماندهان لشکر نیز همین اشکال را دارد یعنى هیچگونه دلیلى بر این تخصیص نیز در دست نیست.
جمعى از مفسران اهل تسنن مانند «محمد عبده» دانشمند معروف مصرى به پیروى از بعضى از کلمات مفسر معروف «فخر رازى» خواسته اند، احتمال دوم (اولوا الامر همه نمایندگان طبقات مختلف جامعه اسلامى اعم از علماء، حکام و نمایندگان طبقات دیگر است) را با چند قید و شرط بپذیرند، از جمله اینکه مسلمان باشند (آنچنان که از کلمه «منکم» در آیه استفاده مى شود) و حکم آنها بر خلاف کتاب و سنت نباشد، و از روى اختیار حکم کنند نه اجبار، و موافق با مصالح مسلمین حکم نمایند، و از مسائلى سخن گویند که حق دخالت در آن داشته باشند ( نه مانند عبادات که مقررات ثابت و معینى در اسلام دارند) و در مسئله اى که حکم مى کنند، نص خاصى از شرع نرسیده باشد و علاوه بر همه اینها به طور اتفاق نظر بدهند.
و از آنجا که آنها معتقدند مجموع امت یا مجموع نمایندگان آنها گرفتار اشتباه و خطا نمى شوند و به عبارت دیگر مجموع امت معصومند، نتیجه این شروط آن مى شود که اطاعت از چنین حکمى به طور مطلق و بدون هیچگونه قید و شرط همانند اطاعت از پیامبر(صلى الله علیه وآله)لازم باشد، ( و نتیجه این سخن حجت بودن «اجماع» است.) ولى باید توجه داشت که این تفسیر نیز اشکالات متعددى دارد، زیرا:
اولاً ـ اتفاق نظر در مسائل اجتماعى در موارد بسیار کمى روى مى دهد، و بنابراین یک بلا تکلیفى و نابسامانى در غالب شئون مسلمین بطور دائم وجود خواهد داشت، و اگر آنها نظریه اکثریت را بخواهند بپذیرند، این اشکال پیش مى آید که اکثریت هیچگاه معصوم نیست، و بنابر این اطاعت از آن به طور مطلق لازم نمى باشد.
ثانیاً ـ در علم اصول ثابت شده، که هیچگونه دلیلى بر معصوم بودن «مجموع امت» ، منهاى وجود امام معصوم ، در دست نیست.
ثالثاً ـ یکى از شرایطى که طرفداران این تفسیر ذکر کرده بودند این بود که حکم آنها بر خلاف کتاب و سنت نباشد، باید دید تشخیص این موضوع که حکم مخالف سنت است یا نیست با چه اشخاصى است، حتماً با مجتهدان و علماى آگاه از کتاب و سنت است، و نتیجه این سخن آن خواهد بود که اطاعت از اولوا الامر بدون اجازه مجتهدان و علماء جایز نباشد، بلکه اطاعت آنها بالاتر از اطاعت اولوا الامر باشد و این با ظاهر آیه شریفه سازگار نیست.
درست است که آنها علما و دانشمندان را نیز جزء اولوا الامر گرفته اند، ولى در حقیقت مطابق این تفسیر علما و مجتهدان به عنوان ناظر و مرجع عالى تر از سایر نمایندگان طبقات شناخته شده اند نه مرجعى در ردیف آنها، زیرا علما و دانشمندان باید بر کار دیگران از نظر موافقت با کتاب و سنت نظارت داشته باشند و به این ترتیب مرجع عالى آنها خواهند بود و این با تفسیر فوق سازگار نیست.
بنابر این تفسیر فوق از جهات متعددى مواجه با اشکال است.
و تنها تفسیرى که از اشکالات گذشته سالم مى ماند تفسیر هفتم یعنى تفسیر اولوا الامر به رهبران و امامان معصوم است، زیرا این تفسیر با اطلاق وجوب اطاعت که از آیه فوق استفاده مى شود کاملا سازگار است، چون مقام «عصمت» امام، او را از هر گونه خطا و اشتباه و گناه حفظ مى کند ، و به این ترتیب فرمان او همانند فرمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) بدون هیچگونه قید و شرطى واجب الاطاعه است، و سزاوار است که در ردیف اطاعت او قرار گیرد و حتى بدون تکرار «اطیعوا» عطف بر «رسول» شود.
جالب توجه اینکه بعضى از دانشمندان معروف اهل تسنن از جمله مفسر معروف فخر رازى در آغاز سخنش در ذیل این آیه، به این حقیقت اعتراف کرده، مى گوید:
«کسى که خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتماً باید معصوم باشد، زیرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى که مرتکب اشتباهى مى شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده و پیروى از او را در انجام خطا لازم دانسته، و این خود یک نوع تضاد در حکم الهى ایجاد مى کند، زیرا از یک طرف انجام آن عمل ممنوع است، و از طرف دیگر پیروى از «اولوا الامر» لازم است، و این موجب اجتماع «امر» و «نهى» مى شود.
بنابراین از یک طرف مى بینیم خداوند اطاعت فرمان اولوا الامر را بدون هیچ قید و شرطى لازم دانسته و از طرف دیگر اگر اولوا الامر معصوم از خطا نباشند چنین فرمانى صحیح نیست، از این مقدمه چنین استفاده مى کنیم که اولوا الامر که در آیه فوق به آنها اشاره شده حتماً باید معصوم بوده باشند».(۱)
فخر رازى سپس چنین ادامه مى دهد که این معصوم، یا مجموع امت است و یا بعضى از امت اسلام، احتمال دوم قابل قبول نیست، زیرا ما باید این بعض را بشناسیم و به او دسترسى داشته باشیم، در حالى که چنین نیست و چون این احتمال از بین برود، تنها احتمال اول باقى مى ماند که معصوم مجموع این امت است، و این خود دلیلى است بر اینکه اجماع و اتفاق امت حجت و قابل قبول است، و از دلائل معتبر محسوب مى شود.
همانطور که مى بینیم فخر رازى با اینکه معروف به اشکال تراشى در مسائل مختلف علمى است دلالت آیه را بر اینکه اولوا الامر باید افراد معصومى باشند پذیرفته است، منتها از آنجا که آشنائى به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و امامان و رهبران این مکتب نداشته این احتمال را که اولوا الامر اشخاص معینى از امت بوده باشند نادیده گرفته است، و ناچار شده که اولوا الامر را به معنى مجموع امت (یا نمایندگان عموم طبقات مسلمانان) تفسیر کند، در حالى که این احتمال قابل قبول نیست، زیرا همانطور که گفتیم اولوا الامر باید رهبر جامعه اسلامى باشد و حکومت اسلامى و حل و فصل مشکلات مسلمین به وسیله او انجام شود و مى دانیم حکومت دستجمعى عموم و حتى نمایندگان آنها به صورت اتفاق آراء عملاً امکان پذیر نیست، زیرا در مسائل مختلف اجتماعى و سیاسى و فرهنگى و اخلاقى و اقتصادى که مسلمانان با آن روبرو هستند، به دست آوردن اتفاق آراء همه امت یا نمایندگان آنها غالباً ممکن نیست، و پیروى از اکثریت نیز پیروى از اولوا الامر محسوب نمى شود، بنابراین لازمه سخن فخر رازى و کسانى که از دانشمندان معاصر عقیده او را تعقیب کرده اند این مى شود که عملاً اطاعت از اولواالامر تعطیل گردد، و یا به صورت یک موضوع بسیار نادر و استثنائى درآید.
از مجموع بیانات فوق نتیجه مى گیریم که آیه شریفه تنها رهبرى پیشوایان معصوم که جمعى از امت را تشکیل مى دهند اثبات مى کند. (دقت کنید)
پاسخ چند سؤال
پاسخ چند سؤال
در اینجا ایرادهائى به تفسیر فوق شده که از نظر رعایت بى طرفى در بحث باید مطرح گردد:
۱ـ اگر منظور از اولواالامر، امامان معصوم باشند با کلمه «اولى» که به معنى جمع است سازگار نیست، زیرا امام معصوم در هر زمان یک نفر بیش نمى باشد.
پاسخ این سؤال چنین است که: امام معصوم در هر زمان اگر چه یک نفر بیش نیست ولى در مجموع زمانها افراد متعددى را تشکیل مى دهند و مى دانیم آیه تنها وظیفه مردم یک زمان را تعیین نمى کند.
۲ـ اولواالامر مطابق این معنى در زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله)وجود نداشته، و در این صورت چگونه فرمان به اطاعت از وى داده شده است؟
پاسخ این سؤال نیز از گفته بالا نیز روشن مى شود، زیرا آیه منحصر به زمان معینى نیست و وظیفه مسلمانان را در تمام اعصار و قرون روشن مى سازد، و به عبارت دیگر مى توانیم چنین بگوئیم که اولوا الامر در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) خود پیامبر بود زیرا پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دو منصب داشت یکى منصب «رسالت» که در آیه به عنوان اطیعوا الرسول از او یاد شده و دیگر منصب «رهبرى و زمامدارى امت اسلامى» که قرآن به عنوان اولوا الامر از آن یاد کرده، بنابراین پیشوا و رهبر معصوم در زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله)خود پیامبر بود که علاوه بر منصب رسالت و ابلاغ احکام اسلام، این منصب را نیز به عهده داشت، و شاید تکرار نشدن «اطیعوا» در بین «رسول» و «اولوا الامر» خالى از اشاره به این معنى نباشد، و به عبارت دیگر منصب «رسالت» و «منصب اولوا الامرى» دو منصب مختلف است که در وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) یکجا جمع شده ولى در امام از هم جدا شده است و امام تنها منصب دوم را دارد.
۳ـ اگر منظور از اولوا الامر امامان و رهبران معصوم است، پس چرا در ذیل آیه که مسئله تنازع و اختلاف مسلمانان را بیان مى کند مى گوید: فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله والرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تأویلا: «اگر در چیزى اختلاف کردید آن را به خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله)ارجاع دهید اگر ایمان به پروردگار و روز باز پسین دارید، این براى شما بهتر و پایان و عاقبتش نیکوتر است» ـ همانطور که مى بینیم در اینجا سخنى از اولوا الامر به میان نیامده و مرجع حل اختلاف تنها خدا (کتاب الله، قرآن) و پیامبر (سنت) معرفى شده است.
در پاسخ این ایراد باید گفت: اولاً این ایراد مخصوص تفسیر دانشمندان شیعه نیست بلکه به سایر تفسیرها نیز با کمى دقت متوجه مى شود و ثانیاً شکى نیست که منظور از اختلاف و تنازع در جمله فوق، اختلاف و تنازع در احکام است نه در مسائل مربوط به جزئیات حکومت و رهبرى مسلمین، زیرا در این مسائل مسلماً باید از اولواالامر اطاعت کرد (همانطور که در جمله اول آیه تصریح شده) بنابراین منظور از آن، اختلاف در احکام و قوانین کلى اسلام است که تشریع آن با خدا و پیامبر، است زیرا مى دانیم امام فقط مجرى احکام است، نه قانونى وضع مى کند و نه نسخ مى کند، بلکه همواره در مسیر اجراى احکام خدا و سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله)است و لذا در احادیث اهلبیت مى خوانیم که اگر از ما سخنى بر خلاف کتاب الله و سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل کردند هرگز نپذیرید، محال است ما چیزى بر خلاف کتاب الله و سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بگوئیم، بنابراین نخستین مرجع حل اختلاف مردم در احکام و قوانین اسلامى خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) است که بر او وحى مى شود و اگر امامان معصوم بیان حکم مى کنند، آن نیز از خودشان نیست بلکه از کتاب الله و یا علم و دانشى است که از پیامبر (صلى الله علیه وآله) به آنها رسیده است و به این ترتیب علت عدم ذکر اولوا الامر در ردیف مراجع حل اختلاف در احکام روشن مى گردد.(۳)
--------------------------------------------------------------------------------
۱ و ۲ ـ تفسیر کبیر فخر رازى جلد دهم صفحه ۱۴۴ طبع مصر سال ۱۳۵۷
۳ ـ تفسیر نمونه ۳/۴۳۵
.gif)
معرفی شهرستان قاین
موقعیت و محدوده جغرافیایی:
شهرستان قائنات از جمله شهرستانهای خراسان جنوبی بوده که در حد فاصل ۳۳ تا ۳۴ درجه عرض شمالی و ۳۸ تا ۶۰ درجه طول شرقی واقع شده، شمال آن شهرستانهای خواف و گناباد، غرب با فردوس و جنوب شهرستان بیرجند و از شرق ۱۶۹ کیلومتر با
افغانستان مرز مشترک دارد.
وسعت:
این شهرستان با ۱۷۸۳۲ کیلومتر مربع یک هفدهم خراسان و یک نوزدهم ایران می باشد. فاصله غربی ترین تا شرقی ترین در امتداد خط مستقیم ۲۲۵ کیلومتر و از شمال به جنوب ۹۰ کیلومتر و با شکل متناسب یک مستطیل که از استانهای قم،کهکیلویه و بویر احمد،چهار محال و بختیاری و گیلان و حتی از کشورهای بحرین،قطر،لبنان و قبرس بزرگتر و مساحت تقریبی ان معادل فلسطین وکویت می باشد.
مرکز این شهرستان شهر قائن که تر روی دشتی به همین نام واقع و در مسیر بزرگراه اسیایی مشهد به زاهدان تا مرز افغانستان ۱۸۰ کیلومتر فاصله داشته و از سطح دریا ۱۴۴۰ متر بلندی دارد و از دو شهر بیرجند و گناباد فاصله ای مساوی ۱۰۵ کیلومتر در ۳۷۲ کیلومتری جنوب مشهد از تهران ۱۳۰۰ کیلومتر فاصله دارد.
بزرگان زیادی همچون مارکوپولو،ناصر خسرو و خواجه نصیر که از قائن دیدن کرده اند، همه از ان به بزرگی یاد نموده اند.
ناهمواریها:
شهرستان قائنات را دو رشته کوه مهم در میان گرفته، رشته ار تفاعات غربی با جهت شمالی جنوبی به نام قهستان از جنس اهکی که تا مین کننده مواد اولیه کارخانه سیمان بوده و در بر دارنده غارهای متعدد از جمله غار معروف خونیک با اثار زندگی غار نشینی که هنوز باقی است و از دیگر بلندیها ارتفاعات شاسکوه و اهنگران در شرق قائنات است. وجود کوهستانهای مرتفع مایه برکتی جهت مساعد شدن اب و هوا وبارندگی مناسب شده است.
دشتهای حاصلخیز قائن، اسلام اباد،شاهرخت،چشمه بید واسفدن و نیز دقهای پترگان که از دریاچه های قدیمی اند اراضی هموار قائنات را در بر گرفته اند.
آب و هوا:
قائنات از اب وهوای نیمه بیابانی و ملایم برخور دار بوده که در دو ناحیه شرق و غرب شهرستان اب و هوا به بیابانی تغییر می یابد،شهر قائن اغلب ایام بویژه تابستانها سردترین شهر خراسان و گاه سردترین شهر کشور می باشد. و تعداد روزهای یخبندان ان به بیش از ۱۰۰ روز در سال می رسد. متوسط بارندگی قائنات ۱۷۵ میلیمتر در سال که میزان ان طی سالهای مختلف نوسان دارد و این میزان بارش در شهر قائن از ۲۰۰ میلیمتر متجاوز است. بارندگی قائنات اغلب اواخر زمستان و اوایل بهار بوده وبه برکت نفوذ توده هوای باران اور مدیترانه ای می باشد. بادهای سردسیری در فصل زمستان دما را به شدت کاهش داده و چله بادهای زمستانی از شدت دما بسرعت می کاهند. میانگین دمای سالانه قائن ۹/۱۴ درجه سانیگراد، متوسط حد اقل سالانه ۰۶/۷ و متوسط حد اکثر ۸/۲۰ درجه سانتیگراد می باشد.
: جمعیت
جمعیت شهرستان قاینات در سر شماری ۱۳۴۵به ۷۰۹۵۷نفر سال ۱۳۵۵-۷۷۴۰۱نفر در سال ۱۳۶۵-۱۲۴۵۴۸درسال ۱۳۷۰،به ۱۳۷۶۱۸نفر افزایش ودر سال ۱۳۷۵ جمعیت ۱۲۶۹۵۱نفر کاهش می یابد .در سال ۱۳۸۳جمعیت شهرستان ۱۴۴۴۶۶نفر و جمعیت استان ۵۳۶۶۵۱نفر بوده و نسبت جمعیت قاینات به استان ۲۷ درصد بود .
کاهش جمعیت شهرستان در سال ۷۵ نسبت به سئوات گذشته ناشی از خروج افاغنه و نرخ پایین رشد جمعیت می باشد . عوامل طبیعی و انسانی در پراکندگی جمعیت شهرستان موثرند . تراکم جمعیت شهرستان در سال ۸۳، ۳/۹نفر در کیلومتر مربع استان خراسان جنوبی ۷۴ /۵ نفر در کیلومتر مربع بود .
تراکم نسبی جمعیت دربخشهای شهرستان در سال ۸۳ اسینگونه بوده :
زهان ۰۶/۰۹ ،ز یر کوه ۸۹/۰۴ ،سد ه ۹۵/۰۷ ،مرکزی ۶۸/۱۱،نیم بلوک ۹۷/۱۶،نفر در کیلومتر مربع ،در سال ۷۵ نسبت جنسی جمعیت در ازای هر صد نفر زن ۹۷ نفر مرد بوده و این نسبت جنسی در بین اطفال زیر ۴ سال ۱۰۷ مرد در مقابل صد زن و در بین بزرگسالان بالای ۶۵ سال ۱۳۱ مرد در مقابل ۱۰۰زن بوده اسیت . علت کاهش نسبت جنسی ،مهاجرت مردان و جوانان به سوی شهرهای می باشد .
شهر قاین در سال ۱۳۳۵-۴۴۱۴نفر سال ۴۵- ۴۱۸نفر۵۵-۷۶۶۱سال ۶۵ – ۱۵۵۳۸ نفر ، سال ۷۵- ۲۵۱۷۰نفر و در فروردین ۸۴- ۳۷۵۵۶نفر جمعیت داشته وقوع خشکسالی مکررو سیاستهای اقتصادی موجب مهاجرت مردم شهرستان به مشهد و تهران شده مهاجرین شهرستان اغلب روستایی بوده که به علت نداشتن سرمایه ودانش فنی به امورات کارگری روی آورده اند.
سال ۷۵ -۶/۷۶درصد جمعیت قاینات در روستاها اسکان داشته که در خراسان بالاترین درصد روستانشینی را بخود اختصاص داده ،در سطح کشور این نسبت ۳/۳۸درصد بود . جمعیت روستایی شهرستان بطور یکنواخت پراکنده نشده از ارتفاعات تاثیر پذیری داشته تمرکز روستایی در غرب شهرستان بدلیل کوهستانی بودن و دسترسی به منابع آبی بیش از مناطق شرقی است البته عوامل دیگری همچون اقلیم و امنیت در پراکندگی جمعیت نقش دارند.
توزیع جغرافیایی رشد جمعیت دهستانهای قاینات (۷۵-۱۳۵۵) اگر به لحاظ رشد جمعیت دهستانها را در دو طبقه و کلاس دسته بندی نمائیم ،دهستانها پیشکوه ،نیم بلوک ،سده و قاین نرخ رشدی بین ۵/۱تا ۴درصد داشته اند ودر طبقه دیگر دهستانها شاسکوه ،کرغند ،بثرگان و زیر کوه قرار می گیرند که نرخ رشدی بین ۳تا ۹/۱۰ درصد ،بترتیب کمترین و بیشترین رقم رشد جمعیت را داشته اند . میانگین نرخ رشد محاسبه شده برای کل دهستانها در طول دوره برابر با ۱/۴درصد می باشد . در دوره ۷۵-۱۳۶۵نرخ رشد جمعیت در تمام دهستانها کاهش محسوس داشته است . این روند کاهش در تمامی دهستانها بیانگر مهاجر فرستی دهستانها در طول دوره بوده است . در طول این دوره دهستانها بخش زیر کوه بیشترین کاهش رشد جمعیت را داشته اند / بعنوان مثال دهستان زیر کوه با نرخ رشد ۴/۴-جمعیتی معادل ۶۰۰۰نفر رابه شکل مهاجر از دست داده است . اکثریت این جمعیت افغانی تشکیل می دادند . در بقیه دهستانها بخش مرکزی و نیم بلوک نیز کاهش رشد جمعیت محسوس می باشد . بخشی از کاهش جمعیت در این دهستانها به مهاجرت روستائیان به مراکز شهری مر بوط می شود و بخشی نیز در ارتباط با کند شدن آهنگ رشد جمعیت در سطح ملی تحت عوامل فرهنگی و اقتصادی بوده است.
صفحه قبل1...5758596061...68صفحه بعد

